ادامه
خانومی:
الهی فدات بشم پس چرا قبلش گفتی از این وضع اصلا خوشت نمیاد!؟
واسه من مهمه که تو فکرش هستی اشالا یه کار خیلی خوب میاد با منت استخدامت میکنه..
خدا کرده مهلبونم..
این که پیش هم باشیم!؟!من دلم میخواد ولی باید سعیت و بکنی بیدار نگهم داری چون صبح زود بیدار شدم العان منگم امید وارم به شب برسم.. خخخخخ
باش زندگیم.
اقایی:
خدا نکنه عزیزدلم, ازینکه اینهمه زود خوابم میبره و زندگیم تنها میمونه و صبح هم اینهمه زود از خواب بیدار میشم اصلا خوشم نمیاد خب خانومم
تو فکرش زیاد هستم, ولی کو کارش..... ولی خب ییهو دیدی یکاری درست کردم
خخخخخخ الهی فدات بشم من خانومم
*************
خانومی:
اتفاقا من خیلی دوست دارم این جوری.. منم مثل خودت بکن..
میدونم زندگیم.. ای جوووووونم مثلا چه کاری!؟
خدا نتونه زندگیم.
اقایی:
ایجااااان, کاری نداره که میخوای از فردا ساعت هشت صبح بیدارت کنم و نزارم بخوابی؟!؟؟!؟
جونت بی بلا عزیزدلم, نمدونم ممکنه بخوام دفتر بگیرم و کارای تبلیغاتی انجام بدم و اون طرح هایی رو که تو مغزم دارم رو پیادشون کن ولی باید از زیر صفر شرو کنم چون هیچ وسیله ای و سرمایه ی زیادی هم ندارم
خانومیمم میارم پیش خودم تا مدیر خودم کنمش
خداکرده بانوم
**************
خانومی:
اوهوم..
الهی فدات شم مگه چقدر سرمایه میخواد دفتر زدن!؟
خخخخخخخ اون جوری فقط حقوق اضافی میدی چون این قدر شیطونی میکنم و سه به هوام که هیچ کاری انجام نمیشه.
اقایی:
چشم عزیزدلم
خدا نکنه نفسم؛ یه سیستم بخوام براش جمع کنم ۲۰ تومن؛ دستگاه چاپ و اینجور چیزا ۴۰ تومن
خود دفترش که
اوووووووووووووووف
حقوق اضافی به کی بدم؟؟!؟!!؟ خودمم و خودت دیگه عزیز دلم
********
خانومی:
چشمات سلامت..
پس خیلی کار داری..
به من دیگه..
اقایی:
هنوز که نمخوام عملیش کنم خانومم.... چون نه سرمایشو دارم الان و نه حوصلشو
ولی باید شرو کنم چون دیگه نمشه دست روی دست گذاشت بانوم
با تعجب نیگات میکنم و میگم ینی باید من بهت حقوق بدم؟!؟!؟!؟
************
خانومی:
اخ قومونت بشم من..
پس من حقوق بدم!؟
زندگیم من برم ناهار بعد بیام یکم مرور کنم تا میانترم شروع میشه..
تقریبا ساعت5:30یا6میام پیشت.
اقایی:
خدا نکنه نفسم
اره دیگه, وقتی من تو رو مدیرت کردم ینی حساب و کنابام دست توئه و حقوقا رو هم تو باید بدی فسقلیم
باشه عزیزدلم, میاااانترم چیه؟!؟؟!؟ مگه پایان ترم نیست؟!؟!؟!؟
باشه خانومم
مراقب خودت باش
خوب هم درساتو بخون
***********
اقایی:
هنوز یساعت نشده رفتی و دلمـــــــــــــ براتــــــــــــــــ تــــــــــــنـــــــــــــــــــــگـــــــــــــــــــــ شــــــــــــــــده
************
خانومي:
خدا کرده زندگیم..
منم که جیب خودم و آقامون نداره.. خخخخخ
تاسیسات مکانیکی..
میانترم حذفی بود..
خوب که نخوندم ولی خوب رسوندن بهم..
الهی من فدای دلت بشم
اقايي:
خخخخخخخخ درسته مدير خودتي فسقليم، ولي خب ماهي يه مبلغ اندكي هم به مردت بده كه تو جيبش يكم پول داشته باش وروجك
يا خدا، تاسيسات مكانيكي هم داريد مگه شما!؟؟
يني چي اونوقت!؟!؟؟
خخخخخخخخخخ خوبه ديگه
خدانكنه نفسكم
************
خانومي:
پول منو زندگیم نداریم که..
اوهوم.. چرا این قدر تعجب کردی!؟!
ینی دیگه این قسمتارو واسه امتحان نمیخواد بخونیم حذف شد از جزوه..
آره فقط شرفمون رفت استاد فهمید.. خخخخخخخخ
خدا کرده عزیزم
اقايي:
خخخخخخخخ بله بله، ولي ميگم اقاييت حداقل يكم داشته باشه كه اون يكيارو تموم كردي، يچي داشته باشيم خخخخخخخ
اخه تاسيسات مكانيكي به چه دردتون ميخوره!؟!؟؟
اها
چجوري فهميد خنگولكم!؟!!؟
************
خانومي:
تموم نمیکنم قول میدم..
یه نمه رو طراحیامون تاثیر داره..
اها نه و بله..
صدا ورق زدنامون و حرف زدنامون انگار فهمید
اقايي:
قوله قول!؟!!!!
بله
بله
خخخخخ مهم نيس فسقلم
*********
خانومي:
قوله قول..
آره بابا کلاس حضوری نرفتیم بعد درس شفاهی چی.. خخخخخخخ
اقايي:
ميخندم و ميگم خدا به دادمون برسه
من كلا با امتحان گرفتنشم مخالفم، بايد همينجوري نمره بدن
********
خانومي:
متعجب میگم چه لا میخندی!؟!
آره والا فقط گول مالیه همشون میدونن تقلب میکنیم.. خخخخ
اقايي:
خخخخخخخخ اخه نمدونم بتوني حتي تا نصف برج پولارو نكه داريشون يا نه
گوله مالي چيه ديگه!؟!؟
*************
خانومي:
اميدبه نظرت من چه جور دخملیم توی خرج کردن و خرید کردن اینا!؟
خخخخخخخ منظورم گول زدنه..
ببخشید یهو تهنا موندی مامان کارم داشت العان ولم کرد
امیدم..
زندگیم
اقايي:
ازون دختراييكه همه پولشونو ولخرجي ميكنن نيستي، بنظرم مديريت ميكني
خخخخخخ لغت جديدته
نميبشخم
جان دلم عزيزم!!
***********
خانومي:
خوابم میاااااد..
امید فقط منتظرم بیای ولو بشم تو بغلت بخوابم..
اقايي:
منم دلم بغلتو ميخواد
چون گردنم داره اذيتم ميكنه باز
**********
خانومي:
از توجا میدونی!؟؟
خخخخخخ آره..
تخسیل مامان جونت بود..![]()
![]()
جونت سلامت..
الهی فدات بشم من بیا بغلم تا بخوابيم
اقايي:
درست گفتم!؟!؟
از كجا يادش گرفتي اونوقت!؟!!!
نمبخشم
ميام كنارت دراز ميكشم و ميكشونمت تو بغلم و پتومونو ميكشم رومون و دستامو ميكنم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم و ميگم امشب خانومي تو بغلم بخوابه
***********
خانومي:
اوهوم.. ولی از توجا دونستی!؟!
خودم ساختم..
ببشخ دیگه..
بغل منو اقاییم نداره.. فقط مال من گرم تره مال اقاییم امن تر همین..
اقايي:
ايجان، قربونت بشم من..... ديگه ديگه
پس خود ساختست
نمخوام
ايجوووووووووونم، يدستمو ميكشم رو تنت و اروم نوازشت ميكنم و ميگم همه زندگيه مردتي ديگه
*************
خانومی:
ونت بی بلا.. خدا نتونه.. پس آقای دیگه دیگه بقیشم بگو..
اوهوم..
چرا نمیخوای! ؟!
فدای مردم بشم من..
امید صبح زود بیدارم کن.. لوس شدم.. اخم و تخمم کردم بیدارم کن..
باید پاشم رو پروژم کار کنم بعدش برم دانشگاه نشون استادم بدم.. امروز همش میانترم دادم نرسیدم کار کنم.
اقایی:
سلام عزیزدلم
صبحمون بخیر نفسم
خوبی یکی یدونم؟!؟!!؟
دستامو میکشم رو صورتت و نوازشت میکنم و یدستمو میکشم رو موهات و بعد با لبم از رو موهات شرو میکنم و تموم صورتتو بوسه بارون میکنم و میرسم به لبات و لبامو قفلشون میکنم و شرو میکنم به مکیدنشون و بعد که قشنگ خوردمشون تا لاله گوشت لیس میزنمت و در گوشت میگم خانومم پاشوووو که دلت برات تنگولیده، دلم میخواد همین الان پاشیم و صبحونه بخوریم دوتایی
برا اینکه تنهام گذاشتی
خدا نکنه نفسم
ای به چشم، بیدارت میکنم..... هیچم لوس نیست خانومیم
دانشگاه زیاد نرو فسقلیم
***********
خانومی:
سلام مرد من
صبحمون بخیر
خوبی!؟
وای امید دلم میخواد استادمو خفش کنم دیشب گیر داد که فردا باید بیاین الان میگه نمیتونه خودش بیاد..
فقط خوابم بهم خورد.
اقایی:
علیک سلام خانومیه من
تو رو دارم خوبم
لایق خفه کردن نیستش اخه....
ینی رفتی دانشگاه و برگشتی؟؟!؟!؟؟!
ایجوووووووووووونم، ولی اخم و تخم کنی نمزارم بخواااااااااااااابی
**************
اقایی:
فسقلیم سوک سوک کرد و رفت!؟؟!؟!؟!!؟
خاااااااااااااااااانومم؟!؟؟!؟؟
فرنااااااااااااااااازم
نفســــــــــــــــــــــم
عزیزمـــــــــــــــــ
****************
خانومی:
هوووووووم..
بخواب دیگه..
خوبم..
ای جونم قومون دلت بشم من..
دست خودم که نبود..
خدا کرده..
چشمات بی بلا.. هست..
چشم زندگیم.. خودمم دلم نمیخواد برم ولی مجبوریم..
خدارو شکر..
آره واقعا..
نه میزاره رو سایت..
چه لا!؟
فکر کردم خوابی منم چشمام و بستم..
امید یه کوچولو بخوابيم..
من خیلی خوابم میاد.
اقایی:
هوووم نه و بله
نوچ
خداروشکر
جونت بی بلا عزیزدلم و خدا نکنه نفسم
بله
اخه هیچ جا نه دیگه دانشگاه میرن و تازه الان امتحاناتشونم تموم شده.... دانشگاه شما اعجوبه ای یه هااااااا
خوبه حداقل میزاره رو سایت
برای اینکه دیشب دستور داد خانومیم که اخم و تخمم کردی بیدارت کنم
نوچ ، قرار شد بیدار بمونیم دیگه
نوچ
نوچ
***************
خانومی:
بله..
خواهش..
خدا کرده زندگیم..
بله چی! ؟
آره واقعا..
اونم همه کس دقت نمیکنه که العان دوستم از شهرستان پاشده آمده زنگ زده بهم گفتم بهش این جوریه این قدر اعصابش خورد شد..
بابا یه کوچولو..
قول میدم زودی بیدار شم.
اقایی:
بله دست تو نبود
الهی؛ عیبی نداره اومد یه هواش عوض شدش دوستت
نوچ
لاله گوشتو میمکم و میخورمش و میگم اووووووووووووووووم
نوچ
***********
خانومی:
مرسی که درکم میکنی..
خخخخخخخ
داری باهام بازی میکنی!؟!
خوب بگو ببینم اگر نخوابم چی میدی بهم!
اقایی:
خواهش میکنم ولی باز نمیبخشم
بازیه چی؟!؟!؟!؟
ینی چی که چی میدم بهت؟!؟!؟!؟ چی میخوای؟!؟!؟
******************
خانومی:
دیگه چرا !؟!
همین که هی بوسم میکنی و...
چی داری بدی بهم! ؟یکم فکر کن دیگه.
اقایی:
چون تنهام گذاشتی
دیگه بوست نکنم و...
لبامو قفل لبات میکنم و شرو میکنم به بوسیدنت
***********
خانومی:
خوب اینو که گفتی درکم میکنی..
این چه لوس بازی مگه میتونی بوسم نکنی و...! ؟!
منم همراهیت میکنم و دستمو ميبرم روی گردنت و نوازشت میکنم..
اقایی:
گفتم درکت میکنم ولی نگفتم که میبخشمت
فسقلیم بوست میکنم و بر میگردی میگی چ بازی ای یه باهت میکنم و هی بوست میکنم و گفتم لابد دوس نداری بوست کنم دیگه
اروم اروم لباتو میمکم و زبونمو میچرخونم تو دهنت و میزنم به زبونت و زبونمو در میارم و زبونتو میکنی تو دهنم و زبونتو میمکمش و میخورمش
************
خانومی:
اااااااا
نه منظورم این بود نقشت اینه هی بوسم کنی بیدار بمونم!!
اووووم هوووووم میکنیم و به موهات چنگ میزنم و...
اقایی:
بلههههههههههه
واقعا که، ببین چه فکرا در مورد اقاییش میکنه، فسقلی خانوم نیازی نیست نقشه بکشم تا بیدار نگهت دارم؛ با قلقلک راحت میتونم بیدار نگهت دارم
دستامو میکشم رو تنت و محکمتر زبون و لبات و میک میزنم و اروم نوک انگشتمو رو شکمت بازی میدم
**************
خانومی:
این همه منو تنها گذاشت من هی از یاد بردم حالا یه بار جامون عوض شد ببین داره چیکار میکنه..
چه خشن..
مور مورم میشه و شکمم و میدم تو زبونت و محکم میک میزنم و..
اقایی:
الان از یادت بردی داری بازگوش میکنی دیگه!؟؟!؟!!!؟!؟!؟ بعدشم فسقلی خانومی این چه طرز مخاطب قرار دادن اقاییته؟!؟؟!؟ ابنهمه من و تنها گذاشت!!!!!
رمانتیک بیدارت کردم و دارم بوست میکنم دوس نداری مجبورم خشن بشم دیگه
شکمتو میدی تو و خندم میگیره و بعد که محکم میک میزنی و بیشتر شبیه گاز گرفتنه و دردم میاد و چشامو میبندم و بعد
****************
خانومی:
وهوم.. اووووووم راست میگیااااااا فکر کنم من هنوز خوابم..
نه نه اشتباه کردم..
میفهمم دردت آمده و اروم آروم خیلی نرم میک میزنم و.
اقایی:
سر قهر قبلی ممکنه ببخشمت ولی سر اینکه بازگو کردی و میگی از یادت رفته نمیبخشمت و باهاتم قهرم
دیگه جایز نیست اشتباهت.... تموم شد رفت.... دیگه اصلا ازین به بعد چیزی از رمانتیک بودن از امیدت نمیبینی فسقلی خانووووووم
دستمو میکشم و میرسم به هلوهام و اروم فشارشون میدم و میچرخم سمتت و میام روت و با پاهام پاهاتو از هم باز میکنم و میام بین پاهات و لباتو میخورمشون
***************
خانومی:
امید خوبی!؟! دارم میگم بابت این که یهو تنهام میزاشتی یا همش تنها بودم بخشیدمت و فراموش کردم بعد زندگیم نمیبخشتم.. الان ناراحتی بخشیدمت!!!!
قومونش بشم من خشن میشی جذاب می شیاااا دلم ضعف رفت..
وول ميخورم و منم لبات و میخورم و..
اقایی:
مرسی ، ممنون، تو خوبی؟!؟!؟؟!
ااااااا پس ازین به بعد بیشتر دلت ضعف میره
دستمو از زیر لباست میببرم داخل و اروم نوک هلوم رو میگیرم و باهاش بازی میکنم
**************
خانومی:
ای رودار من بیا بغلم ببینمت..
نه دیگه همه جذابیت و بهم نشون نده.. خخخخخخخ
نا خدا گاه لبام جدا میشن از لبات و اهم بلند میشه..
اقایی:
رودار منم؟؟؟؟؟ تو بغلتم، دستامم رو هلوهااااامههههههه
ااااااااا نه تو این مرحله هم یکمشو بهت نشون میدم
از لبات تا گردنتو لیس میزنم و گردنت و میمکم و میگم خیلی وقته کبودت نکردم و دلت تنگولیده حساااابی
*************
خانومی:
ن منم.. خخخخخ راست میگیااااااا..
کدوم مرحله!؟!
ای وای نه امید مامان میبینه زشته.
اقایی:
افرین...... بلههههههه
مرحله اخر جذابیت
چی زشته؟؟؟؟؟
***********
خانومی:
اااااا.. پاشو از روم هر چی دلت خواست گفتی بهم سرمم داد میزنی پاشو..
مرحله آخرش چیه!!؟؟
همین که گردن اینام کبود کنی.
اقایی:
با تعجب نیگات میکنم و میگم گفتی راست میگیاااااااااااا، گفتم بلههههه
کی داد زدم خنگولم؟!؟!؟؟!؟
نمدونم
قبلنا زشت نبود اونوقت؟!؟!؟؟
********
خانومی:
منظورم آفرینت بود..
بلهههههههههه گفتی..
اووووووم..![]()
قبلنا آخه جاهای دیگرو کبود میکردی معلوم نمیشود.
اقایی:
لباتو میبوسم و میگم باید میگفتم صد افرین؟!؟!؟!؟
واسا الان معلوم میشه: <<میگیااااااا>> این میگیاااای تو, الف هاتو بشمر
<<>> اینم بله من، ه های منم بشمر ببین کی داد زد
چیرا قیافت اینجوری شد خانومم؟؟؟؟؟
مثلا کجاهارو؟؟؟؟؟
***********
خانومی:
دیگه بدترش نکن..
رو شیمکم و نشون میدم میگم مثلا این جا بعد بالا سینم و نشون میدم و میگم مثلا این جا.
اقایی:
عزیز دلم تو مگه به شوخی به من نگفتی رو دار؟!؟!؟!؟
میرم سمت گوشتو میخورمت و میگم الان اگه دلم گردنتو بخواد چی؟!؟!؟؟
**************
خانومی:
یادم نیست.. هخخخخخ
دستمو ميزارم رو دلت و میگم آره انگار میخواد اووووم خوب جواب مامان جونت اینارو خودت بده هااااا
اقایی:
خخخخخخخ ممنون
میبوسمت و اروم هلوهام رو فشارشوون میدم و میگم میدونیکه تا الان هیچوقت دوس نداشتم جلو مامان جونم اینا اذیت باشی و بخاطر همینم جلوی دلمو میگیرم عزیزدلم
*******************
خانومی:
فدا سرت عزیزم.
اقایی:
نمخوام مامان جون فکر بد کنه در موردمون و بعد از همدیگه دورمون کنه
***************
خانومی:
الهی دورت بگردم.
اقایی:
خدا نکنه گلکم
***************
خانومی:
خدا کرده عزیزم..
اقایی:
فرنازم اقاییه بدی ام من ، اره؟!؟!؟
***********
خانومی:
فدات بشم من الهی آخه این حرفا چیه!؟
اقایی:
اخه خیلی اذیتت میکنم
***********
خانومی:
سرمو میزارم رو سینت و میگم دورت بگردم من اصلا این طور نیست.
اقایی:
با موهات بازی میکنم و میگم بابت همه بدیام ببخشتم
**************
خانومي:
رو لبات و میبوسم و میگم من بدی از مردم ندیدم که نیاز به بخشش باشه
اقايي:
پيشونيتو ميبوسم و ميگم چون مهربوني
************
خانومي:
نيگا میکنم تو چشمات و میگم نه چون فوق العاده ای عزیزم
اقايي:
تو فوق العاده اي كه منم فوق العاده ميبيني عزيزدلم
************
خانومي:
فدات بشم من..
امید ببخشید جدیدا مثل بچه ها لجبازی میکنم باهات و حوصلت و سر ميبرم..
اقايي:
خدانكنه گلكم
حوصلم سر نميره كنارت
***********
خانومي:
ميدونم.. خخخخ
اقايي:
فقط زياد اذيتت ميكنم و بابت اين ببخشتم
************
خانومي:
امید دیگه این حرف و نزن باشه!؟!
من کنارت حالم خوبه
اقايي:
اخه مرد بدي شدم برات
ميدونم
************
خانومي:
چرا این حرف و میزنی عزیز دلم!؟!
فدات بشم من
اقايي:
اخه جديدا زياد اذيتت ميكنم و از دستم ناراحت ميشي
خدانكنه بانوم
*********
اقايي:
فسقليم خوابم برد زودي بيا بغلم
**********
خانومی:
فدای یه تار موت بعدشم مگه خانومی از اقاییش ناراحت میشه!؟!
خدا کرده عزیزم..
دورت بگردم ببخشید گوشیم شارژ نداشت زدم شارژ العان یکم شارژ شد میام میشینم و تکیم و میدم به تاج تخت و سرت و میزاری رو پام و اروم آروم با موهات بازی می کنم تا آروم بگیریم پیش هم..
الهی دورت بگردم نیگا چه جوری ناز خوابش برد..
آروم بالش میزارم زیر سرت و خودم خیلی آروم کنارت دراز میکشم و پیشونیم و میزارم روی پیشونیت و اروم لبات و میبوسم و میگم شبمون شیرین زندگیم..
اقایی:
سلام زندگیم
صبحمون بخیر نفسم
خوبی؟!؟!؟؟
ممکنه
ایجاااااانم
خدا نکنه نفسم
ابجیمم میگه بهم تو چرا تا سرتو میزاری رو بالش خوابت میبره
**********
خانومی:
سلام به روی ماهت..
صبح زیبامون بخیر
مگه میشه چشامو باز کنم و کنارم ببینمت و خوب نباشم!؟
خودت خوبی!؟!
من بعید میدونم آخه آدم از زندگیش ناراحت نمیشه..
جونت سلامت..
خدا کرده عزیزم..
خخخخخخخ خوب بگو سرت و نمیزاری رو بالشت بگو سرمو میزارم تو بغل فسقلی و زود خوابم میبره.
اقایی:
علیک سلام ماه من
ایجوووووونم, نه که نمیشه
مگه میشه فرشتم تو بغلم باشه و خوب نباشم؟!!؟!؟
قربونت بشم من
میخواستم بگم ولی اگه میگفتم دوس داشت با فسقلیم اشنا بشه و اونموقع دردسر داشت
***********
خانومی:
جونت سلامت..
فدات بشم نه که نمیشه..
خدا نتونه مهربونم..
خخخخخخ
اقایی:
خدا نکنه نفسم، من باید فدای بانوم بشم
خدا کرده عزیزترینم
امروز چیشده بانوم سحرخیز شده؟!؟!؟
*************
خانومی:
خدا نتونه..
تولد داداشمه میخوایم تدارکات ببینیم.. خخخخ
اقایی:
خدا کرده
ایجاااااااان
مبارکه
ایشالا 100000 سال کنار هم شاد و خوش و خرم باشید عزیز دلم
از طرف منم بهشون تبریک بگو
پس مزاحمت نمشم که به کارات برسی عزیز دلم
ببینم حالا کادو چی گرفتی براش؟!؟!؟!؟
***********
خانومی:
جونت سلامت..
ممنون زندگیم..
مرسی عزیز دلم..
چشم حتما..
مزاحم چیه دیوونه
فقط امروز باید تاخیر جوابیدنامو تحمل کنی..
فعلا هیچی میخوام براش باکس گل بگیرم فردا با یه سکه پارسیان شاید فعلا نمیدونم.
اقایی:
چشمات بی بلا گلم
مزاحم موجودیه بنام امید که وقتی کار داری هی با حرف زدناش نمیزاره درست و حسابی به کارات برسی
چشم عزیزدلم
مگه امروز تولدش نیست؟!؟!؟ چرا فردا؟!؟؟!
************
خانومی:
خخخ دیوونه دوست داشتنی خودمی..
چشمات بی بلا مهربونم..
آخه دوست داشت با دوستاش تولد بگیره منم بهش گفتم اوکی مشکلی نیست من برات تدارکات میبینم با دوستات برو بیرون تولد بگیر..
فردا شب تولد خونوادگی داریم.
اقایی:
معلومه که مال خودتم...... جنس تحویل داده شده پس گرفته نمیشود
پس دو روز قراره خانومیم درگیر باشه
***********
خانومی:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وای امید مردم از بس خندیدم آخه با این حرفات.. خخخخخ
تغریبا ولی بیشتر کاراش و امروز سعی میکنم انجام بدم چون همون چیزایی که امشب میخوایم فردا هم میخوایم دارم دوتا دوتا درست میکنم.
اقایی:
خخخخخخخخخ باید همیشه رو لبای بانوم خنده باشه دیگهههههه
ایجان, سهم کمک منم بدیا
***********
خانومی:
فدات بشم من الهی که فکر همه چیم هستی..
کمک جناب اینه که کنار من باشی با این انرژی خوبت.
اقایی:
خدا نکنه نفسم.... وظیفمه عزیزدلم
چشم عزیزدلم کنارت که هستم خانومی
ولی اشتباه تایپی بودش... من منظورم سهم کیک بوووودش
***********
خانومی:
فدات بشم..
چشمات سلامت.. ممنونم..
ای جاااااانم..
چشم حتما
اقایی:
خدا نکنه
خواهش میکنم... میشه یه بووووس، بدو ببینم همین الانم بوسمو میخوام
جونت و چشمات بی بلا هستیه من
ولی داداشتو که نمتونم کیک مالیش کنم و مجبورم صورت فسقلیم رو با کیک بشورم خخخخخخ
***********
خانومي:
خدا کرده زندگیم..
ای جونم میپرم بغلت و دستمو دور گردنت حلقه میکنم و ازت آویزون میشم و لبامو میزارم رو لبات و ميبوسمت..
چرا نتونی!! برو همونو کیک مالیش کن با هم دیگه صمیمی هم میشید خوبه.. خخخ
اقايي:
جونت بي بلا نفسم،
دستمو ميبرم تو موهات و نوازش ميكنم و اروم همراهيت ميكنم
نه دوستاش حسابي كيك ماليش ميكنن امشب
من دوس دارم خانوميم رو كيك ماليش كنم
***********
اقايي:
فسقليم امروز زياد كار داشت كه از ساعت دو به بعد ديگه نيومده!؟!؟
**********
اقايي:
ساعت ١٠ دقيقه به ٢ شد
اومدي زودي بيا بغلم عزيزدلم
شبمون بخير
***********
خانوم خانوماااا خوش ميگذره!؟!؟؟؟
***********^^^
از ديروز رفتي كه رفتي!؟!؟؟؟؟
خيلي ممنون واقعا
شبمون بخير
*************
فسقلي خانوم كيك نميخواستم
رو صورتتم كيك نميزدم
اينسري باهات قهر ميكنم درست و حسابي
***************
انگار خبري از فرنازيم نيست و فقط امار بازديد وب ميره بالا
درسته باهات قهرم ولي مراقب خودت باش خانوم خانوماااااا
***************
خانومي:
ببینم این جا تایید میشه؟
اقايي:
به به ببين كي اومده
خوش گذشت خانوم خانومااااا
**************
اقايي:
انگار اومدي و باز رفتي
ساعت پنج و نيم شد
منم ميرم پس
فحلا
**********
خانومي:
سلام زندگیم..
خوبی!؟!
انگار حرفام توی نظرای پست حرفامون تایید نمیشن کلی حرف زدم برات نظرامم تایید می شود ولی انگار نمیدیدیشون..
حتی تو وب خودم برات پست زدم که حرفام برات نمیان انگار.
اقايي:
عليك سلام فسقليم
نوچ
پست جديد ميجوابم ازين به بعد
*************
***********
برچسب:
نویسنده: آرتین طاهری