ادامه
خانومی:
هووووووم.. خوب پس همین جوری حدس بزن تا بگم..
تیکه نداختم زندگیم.. ای جوووونم قومونش برم من..
دستمو میپیچم دورت و میگم آره دورت بگردم چرا نشه بعد اروم آروم گردنت و ماساژ میدم تا گرفتگیاش خوب بشه..
باز حرس خوردی زندگیم!؟!؟
چشم عمر من..
باچ.
اقایی:
قورمه سبزی قیمه ماکارانی سبزی پلو عدس پلو چلو گوشت کوبیده جوجه برگ ابگوشت اش
لپتو گاز ریز میگیرم و میگم پس چی انداختی!؟!؟
نیگات میکنم و میگم ممنونم نفسم، اذیت کردناش خیلی کم شده هاااا اگه فهمیده باشی ولی خب اون یباری هم که اذیت میکنه بهد مدت زیادی، خیلی بد اذیت میکنه، قشنگ از پا درم میاره و بدنمو بهم میریزه و ضعف میکنه بدنم و خسته میشه
حرص چرا!؟!؟
چشمات بی بلا نفسم
*************
خانومی:
اینایی که گفتی جز کدوم دیتست!؟! دوست دارم یا ندارم!؟!
از گازت خندم میگیره و چشمک میزنم و میگم نخ، نخ انداختم که بگیری و زود بیای پیشم.
اقایی:
بجز دوتای اخر بنظرم بقیشو دوس داری
نخ انداختی ینی چی فسقلیم!؟!؟ ااااااا نیگاش کن چه مسخرمم میکنه، اونور لپتو گاز میگیرم و میگم نخ دوس داری پس
***************
خانومی:
سبزی پلو نمیدونم چیه.. چلو گوشت دوست ندارم.. درست گفتی دوتای آخرو اما دوتاشو آبگوشت و اش ميخورم گاهی اوقات ولی علاقه ای ندارم..
نخ نه کاموا دوست دارم.. خخخخخخ
اقایی:
منم نمدونم چیه... خخخخخخ اصلا دوس نداری چلو گوشت!؟!؟ پس زیاد رو دو تای اخر حساس نیستی
اها کاموااا دوس دااااری، با کاموا کجاتو بدوزم!؟!؟ البته سوزنم یکم کلفته هااا
****************
خانومی:
خخخخخخ.. اصلا حتی. دوست ندارم نگاش کنم.. اوهوم..
لبمو گاز میگیرم و سرمو ميندازم پایین و میگم تونلمو.. چشمک میزنم و میگم چه عالی.
اقایی:
نیگا کردن که فقط حق داری منو نیگام کنی.... پس منم ازین به بعد دوسیش ندارم.... من اش و قورمه و قیمه رو ندوس
سرمو میبرم تو گردنت و لیس میزنمت و میگم خوبه خوب شدی از خجالت تونلت حسابی در میااااام و بعد لاله گوشتو میخورم و اروم در گوشت میگم تونلتو جوری ابیاریش میکنم که حسابی سیر شه.....
خانومیم خوابش نمیاد!؟! من میترسم خوابم ببره هاااا، دیر جوابیدم زودی بخواب
****************
خانومی:
ای جوووونم بله زندگیم.. ااااااا همه مردا که قرمه سبزی دوست دارن..
به قیافه مظلوم و ناراحت میگم من العان میخوام سوزنتو..
آمدی خوابم رفت ولی اگر خوابت میاد بغلم کنی منم خوابم میبره.
اقایی:
جونت بی بلا و افرین..... ولی من اصلا خوشم نمیاد... قیمه رو میتونم تحمل کنم با اش رو ولی قورمه سبزی نه
دستمو میکشم رو تنت و میگم الان فقط باید خانومیم حالش خوب بشه و فشارم برات خوب نیست و خوبه خوب شدی قشنگ سوزنتو بهت میدم
بغلم میگیرمت و یدستمو رو تنت میکشم و یدستمم تو موهات و میگم تا هر وقت خوابم ببره کنارتم خانومم
*****************
خانومی:
ای جونم.. خیلیم خوب.. خخخخخخ
بغلتم و شیطونی میگیره و دستمو ميبرم پایین و میکشم رو سوزنمو بازی بازی می کنم و..
اقایی:
جونت بی بلا
میخندم و میگم انگار خیلی دلت سوزن میخوااادا، ولی بدون که تا وقتی نخوام و فکرمو نزارم رو سوزنت، به سختی میتونی کلفتش کنی و از خواب بیدارش کنیااااا
*****************
خانومی:
شیطون نیگات میکنم و میگم اوهوم..
میخندم و میگم ولی با ناز و نوازش ای من بلند میشه..
اصلا سوزنمو بده بعد خواستی بخواب هوووووم!؟!؟ هر چند خوابت نمی بره آخه آه و اوه ات بلند میشه.
اقایی:
جوووووووون، پس خودت راش بنداز
ببینیم و تعریف کنیم
مال خودته، من خوابم باشم میتونی بیای ازش استفاده کنی.... خخخخخخخخ
*******************
خانومی:
چششششششششم..
لبات و میبوسم و همزمان سوزنمو با گوله های زیرش ماساژ میدم و نوازش میکنم و بعد لبامو جدا میکنم و زبونمو میکشم رو لبات و میگم هم میبینی هم تعریف میکنی..
ای جونم.
اقایی:
چشمات بی بلا، فقط۱۵ درصد شارژ دارم
زبوتمو میکشم رو لبام و میگم برا کی تعریف کنم!؟!؟
*******************
خانومی:
باچ..
میرم تو گردنت نفس میکشم و رو گردن و لاله گوشت بوسه میزنم و میگم برای خانومت تعریف کن بعد با دستم بند شلوارت و باز میکنم و میگم اجازه هست قربان!؟
اقایی:
لبمو گاز میگیرم و میگم اجازه ی من و سوزنت دست خودته خانومی
***********
برچسب:
نویسنده: آرتین طاهری