خرید بک لینک

ادامه

خانومی:

نخیر میگه بله عزیزم..
از کدوم حرفام!؟!؟ من که چیزی یادم نمیاد


امیدیه من کوش؟

اقایی جواب بده..
جون فرناز جواب بده

اقایی:

بله

بایدم یادت نیاد

زیر سایته

فسقلی چرا جون خانومیه منو قسم میخوری!؟؟!

**************
اقایی:

خانومم خوابت بردش!؟!؟!

خوابم میبره هاااا منم

***************
اقایی:

نفسم اگه خوابم برد و بیدار بودی از الان شبمون بخیر

**************
خانومی:

کجا بودی تا حالا
دلم هزار راه رفت
خواب و بیدار بودم
دیگه خیالم راحت شد کنارمی
جوابا و فردا میتایپم
فعلا شبمون بخیر بغل هم

اقایی:

سلام عزیزدلم

صبحمون بخیر

خوبی یکی یدونم؟!؟!؟

من همیشه زیر سایتم

قربون دلت بشم من..... یدفعه ای مامان جون و بابا جونت ریختن سرم و کار داشتن و براشون انجام دادم و تموم شد و داشتم میومدم وب داداشمم یسری کار داشت و اومد باهم انجام دادیم و دیر اومدم پیشت

ایجاااااانم، ببخشید بد خوابت کردم

همیشه کنارتم فسقلیم

باشه

*********

اقایی:

فقسلیم مطمئنی که اون روزایی که من نبودم ساعت 8 صبح از خواب بیدار میشدی؟!؟!؟!

ساعت 12 داره میشه و خبری ازت نیست

***************

خانومی:

سلام زندگیم
صبحمون بخیل
خوبی!؟!

خخخخخخخخخ
سایم کجاست!؟
آخه جوابمو نمیدادی ترسیدم..
دیشب خوابت برده بود!؟
خوفم..
هوووووووم..
اشکال نداله..
بلی.. آخه از وقتی آمدی شبا دیر خوابم میبره و صبح ها میخوابم اگر کمک کنی به روال قبل برگردم صبح ها قبل 8 بیدار میشیم.

اقایی:

علیک سلام کوالا کوچولوم

میکشونمت تو بغلم و لباتو میبوسم و میگم تو خوب باشی منم خوبم

یه دستتو موازی با شونه هات باز کن و سرتو خم کن به سمت پایین و بغلتو ببین تا ببینی سایت کجاست

اخه برا بانوم توضیح دادم که تو نظرات قبلی... ییهو همه کار داشتن باهام

خداروشکر

ینی چجوری کمکت کنم؟!؟!؟ 15 روز تنهات بزارم؟!؟!؟؟

***********

خانومی:

من زیاد خوب نیستم مامان جونت از اول صبح گند زد به اعصابم..
دیوونه..
اوهوم..
نهههههههههه.. شبا از ساعت 10 بگیرم تو بغلت برام قصه بگو تا خوابم ببره زودی.

اقایی:

پس از اول صبح بیداری و الان اومدی پیشم؟!؟!؟

محکم بخودم فشارت میدم و میگم مگه مامان جون چیکارت کرد؟!؟!؟!

دیوونگی هم عالمی دارم

ساعت 10 خانومیم پیشمه که بتونم بغلم بگیرمش اخه؟!؟!؟

****************

خانومی:

زندگیم اول صبح من همون موقعیکه که چشمام و باز میکنم یادت رفته ب این زودی!؟!
هیچی ولش کن..
بلی..
اگر اقاییش باشه بله که هست.

اقایی:

نه گلک جان، یادم نرفته

ایجااااااااااااانم، خب باشه نگو بهم

اقاییت بود و نبودی تنبیهت میکنه هااااااا

***************

خانومی:

قربونت برم من
جونت سلامت، دلم نمیخواد به کاراش فکر کنم به خاطر همین گفتم بیخیال..
خخخخخخ باچ.

اقایی:

خدا نکنه نفسم

منم دلم نمخواد که اوقات خانومیم مکدر بشه اصلا..... پس اینهمه خانومیه منو اذیتش نکن

افرین دخمل حرف گوش کن

از همین امشبم شرو میکنم..... زبون درازی میکنم و میگم به به امشبم که شب جمعست و منتظرم که 10 و 1 دقیقه بیای وب... اونوقته که من میدونم و تو

****************

خانومی:

چشم اقایی من..
میخندم و لبات و نرم میبوسم و میگم اون که تنبیه نیست عزیز دلم فقط کافیه شب امر کنی تا عملی بشه.

اقایی:

چشمای نازت بی بلا یکی یدونم

نیگات میکنم و میگم خب تنبیهای من این شکلیه دیگه، در راستای کیف دادن به خانومیمه

بعدشم منکه دلم خیلی هوای خانومیمو کرده و نیازی به امر کردن من نیست، اگه خانومیمم دلش بخواد بهم میگه

و بعدترشم دیروز و امروز یکم موتورم اذیتم میکنه و تیر میکشه و فک نکنم بتونم قشنگ خانومیم رو همراهیش کنم تا کیف کنه

***************

خانومی:

قربونت برم من.. دل خانومت هم میخوادت..
چرا دورت بگردم!؟

اقایی:

من باید قربون خانومیم برم.... ایجووووووونم

نمدونم دو روزه داره اذیتم میکنه و بیشترین اذیتشم مال دیروز بودش که یه صحنه نتونستم درست نفسم بکشم

*************

خانومی:

جونت سلامت..
چی میگی!

اقایی:

میخندم و میگم فارسی گفتمااااا

زبون درازی میکنم و میگم اهااااااااا، یادم نبود باید باهات ترکی حرف بزنم....خخخخخخخخخخخ الان وقته فراره دیگه

************

خانومی:

اره فارسی گفتی ولی انگار من متوجه نشدم چی میگی..
چه را قرار تونم!؟!

اقایی:

چیشو متوجه نشدی!؟!؟؟ چیزیکه متوجه شدی رو بگو تا من درستشو بهت بگم

نه من فرار کنم خنگولم، بختطر اینکه گفتم یادت نبود باید بهت ترکی بگم

****************
خانومی:

گفتی چرا حالت خوب نیست!؟!
اون که بعدا برا خانومت شام درست کردی متوجه میشی خوشمزگی نکنی براش.. خخخخ

اقایی:

چراشو که گفتم نمدونم

خخخخخخخخ شیکمو شدیاااااا

*************
خانومی:

بلی گفتی ولی نگفتی دقیق چی شدی!؟
بده مگه! ؟!

اقایی:

گفتم که، قلبم اذیتم میکرد و تیر میکشیدش و یبارم نفسم به مشکل خوردم و الانم داره یکم اذیتم میکنه

منکه شیکمو نیستم و تو شیکمو باشی برات سخت میشه

***************
خانومی:

دستمو ميزارم رو قلبت و میگم دورت بگردم حرس خوردی!؟!
خوب اقاییمم شیکمو میتونم

اقایی:

نع

فک نکنم بتونی، کار خیلی خیلی خیلی دشواااااااریه

***************
اقایی:

فرنازیم کار داره دیر جواب میده!؟!؟

اگه دیدی منم دیر جواب دادم نگرانم نشو، ممکنه خوابم ببره، چشام سنگین شدن

***************
خانومی:

پس کی مردمو اذیتش کرده!؟!؟
این قدر دشوار!؟!
پیش مامان اینام..
باچ زندگیم

انگار پسرک من خوابش برده..
میام بغلت دراز میکشم و پتومون و میکشم رومون و موهات و نوازش میکنم تا خوابت آروم باشه.

اقایی:

هیشکی

بله دقیقا اینقدر دشوار

سلام میرسوندی بهشون

بله خوابم برده بود

ممنون عزیزدلم

************
خانومی:

پس چه لا!؟!
ولی به دسپخت خانومت نمیتونی نه بگی..
ای جونم.

اقایی:

پس چه لا چی!؟؟؟

اونکه ۱۰۰ درصد، من زود زود گشنم میشه عزیزدلم ولی تو اون زود زود هم کم میخورم و تا حالا شیکمویی نکردم

جونت بی بلا ملکم

**************
خانومی:

چه لا حالت خوب نیست!؟!
ای جونم..
ببخشید یهو رفتم مامان صدام کرد..

اقایی:

نمدونم واقعا

جونت بی بلا گلکم

نمیبخشم

**************
خانومی:

اوووووووم
چه لا!؟!

اقایی:

برا اینکه بیخبر میری و میای

*****************
اقایی:

فقسلیم انگار باز رفت

میرم شام

فعلا

*****************
خانومی:

اوه چه حساس..
باش زندگیم..

دیدی من ساعت 10 آمدم..
العان من چه جولی جریمت تونم!؟

زندگیم خوبه حالا نمیخوری و این قدر سر میزی

اقایی:

بله

ساعت ده اومدی و دو تا نظر دادی و باز رفتی تا ده و چهل دقیقه دیگه

جریمه چی اونوقت!؟!!

خخخخخخخخخخ اخه خوشمزه بود

******************
خانومی:

قربون بله گفتنت بشم من..
خخخخخخخ
ای جونم نوش جونت

اقایی:

خدانکنه

خنده داره!؟!؟!!

جونت بی بلا عزیزدلم، فقط زمانیکه ماکارانی داشته باشیم به کوچولو شیکمو میشم

****************
خانومی:

به خودم خندیدم تازه فهمیدم چیکار کردم. خخخ
ای جونم

اقایی:

چیکار کردی!؟!؟

جونت سلامت گلکم

*****************
خانومی:

ببشخید اشتباه کردم به خانومت خندیدم یادم نبود روش حساس بودی..

اقایی:

میام سمتت و دراز میکشم روت و سرمو میکنم تو گردنت و گاز میگیرمت و میگم هواست باشه ازین به بعد

****************
خانومی:

سرمو ميبرم بالاو دستمو ميبرم تو موهات و میگم اووووووم چشممممممم سرورم

اقایی:

میمکمت و لیس میزنمت و میگم دیگه ازین به بعد با سختی باهات برخورد میکنم

************
خانومی:

ای جونمی...

اقایی:

جونت بی بلا خانومم

لیس میزنمت و میام سمت لبات و میبوسمشون و تو چشات نیگا میکنم و میگم خیلی خیلی دوست دارماااااا وروجک

*************
خانومی:

میخندم و میگم منم خیلی خیلی دوست دارم شیطونکم..

اقایی:

باز به چی میخندی فسقلی!؟!؟

***************
خانومی:

حساس شدیااااااا
اصلا دیگه نمیخندم.

اقایی:

حساسم دیگه

فسقلیم به هم نخندیم، با هم بخندیم

****************
خانومی:

قربونت برم..
من به شیطونی ات خندیدم.

اقایی:

خدانکنه

سرمو میزارم رو سینت و میگم دلم برا صدا قلبت تنگولیده بودااا

***************
خانومی:

دستامو میپیچم دورت و پتومون و مرتب میکنم رومون و اروم آروم با موهات بازی می کنم و میگم قربون دل فندوقیت بشم من..

اقایی:

منم دستامو میزارم رو دو تا هلوهام و میگم دلم برا این دو تا هم تنگولیده هااا

*****************
خانومی:

میخندم و میگم حالا هی بگو شیکمو نیستی..
العان کلی شام خوردی..

اقایی:

دل تنگ شدنم چه ربطی به شیکمو بودن داره!؟!؟

الانکه، دو ساعت پیش بود شام خوردم

*****************
خانومی:

قربونت برم من..
آخه دیدم کلی شام خوردی و بعد آمدی بغلم میگی دلت واسه هلوهات تنگ شده.

اقایی:

خدا نکنه

اصلا باشه دلم براشون تنگ نشده، میرم دلمو برا چیز دیگه ای تنگ کنم ، خوبه!؟!؟؟

*****************
خانومی:

یقه بولیزمو میدم پایین یکم و دستت و میگیرم و میزارم رو هلوت و بعد اون یکی دستمو میکشم رو صورتت و میگم چه زودم قهر میکنه پسرک من

اقایی:

دستم روشون میمونه و چشامو میبندم و اروم عطرتو نفس میکشم

*****************
خانومی:

امیدیه من خوابش میاد!؟!

اقایی:

چطور مگه عزیزدلم!؟؟؟

*****************
خانومی:

دیر دیر جواب میدی و چشمات و میبندی همش..
منم خوابم گرفته و همش5 درصد شارژ دارم

اقایی:

خوب نیستم فرنازم

سرمم درد میکنه و نمزاره چشامو زیاد باز نگه دارم

ایجاااااانم، ببخشید بیدار نگهت داشتم و اذیتت کردم

شب بخیر بگو و گوشیامونو بزاریم کنار و منم با خوابم میبره و یا اونقد نیگات میکنم تا خوابم ببره

******************
خانومی:

دیوونه چرا زود تر نمیگی..
مال ماکارانی که خوردی سنگین بوده پاشو یکم راه برو بعدش بیا سرت و بزار رو سینم تا خوابت ببره..
شبمون بخیل عمر من زودی بخوابی اگر خوابت نبرد گردنمو میک بزن با حلوهات و بخور تا خوابت ببره یا برام حرف بزن صبح میخونم شون حتما. شب بخیر

اقایی:

برا اینکه دلم میخواست پیش هم باشیم و اگه تو خوابت نمیومد اصلا بهت نمگفتم تا بمونی پیشم

نه اتفاقا قبل از خوردن ماکارانی سر دردم بدتر بود ولی بعدش ارومتر شدش

سرمو میزارم رو سینت و اروم نوک یدونه از هلوهامو میک میزنم و نیگات میکنم و با موهات بازی میکنم و یدستمم میبرم تو شورتت و بهشتمو میمالم و میگم دلم برا بهشتمم تنگولیده بوداااااا

میگم شب بخیر عزیزدلم و چشامو میبندم و اگه خوابم نبرد دوباره میام و برات میحرفم

****************
اقایی:

سلام گلم

صبحمون بخیر

خوبی!؟؟؟

برم صبحونه بخورم و میام سریع عزیزدلم

**************
خانومی:

سلام زندگیم
صبح آخر هفتمون بخیر
خوبی؟؟
دورت بگردم من میموندم پیشت در هر حالتی..
هووووووم.. العان بهتری!؟!
ای جونم دیشب داشتی خودت و برام لوس میکردی خوابت برد منم اون دستت که بردی تو موهات و آوردم پایین تا کتف درد نگیری و دستامو دورت پیچیدم و پتومونم دورمون و داشتم با موهات بازی می کردم که ریز ریز داشتی هلوت و میک میزدی و محکم چسبیده بودی بهم ابن قدر باحال شده بودی دلم میخواست تا صبح همون جوری نیگات کنم و از انگشتات لای بهشتت کیف کنم..

سلام به دست و روی نشستت..
خوبم عزیز دلم..
ای جونم دیگه بشین ناهارم بخور بعدش بیا..
امیدم از العان بگم نگران نشی امروز روز آخر بستمه نمیدونم ساعت چند تموم میشه فقط میدونم امروز تموم میشه یه وقت یهو کلا جواب ندادم نگران نشو سعی میکنم تا فردا صبح بسته جدید بگیرم

اقایی:

علیک سلام ماهکم

یکی یدونم پیشم باشه بهتر میشم

قربونت بشم

نه زیاد

الهی قربونت بشم من خانومم، من از بکی یدونم زودتر خوابم برد!؟!؟ پس منو خوابوندیم که نیگام کنی وروجک خانوووووم

میخندم و میگم دست و رومو نشسته بودم ینی!؟!؟

خداروشکر خانومم

نهار الاااااان!؟؟؟!!

ممنون خبر دادی گلکم

****************
اقایی:

رفتی بعد نهار ساعت ۴ بیای!؟!؟

مامان جونت هوس خونه تکونی کرده

اگه دیرومدم ببخشید

***********
اقایی:

انگار گفتی نتت تموم میشه ، به حرفت گوش کرد و تموم شد

روز خوبی داشته باشی عزیزم

فعلا

*************
خانومی:

ایجانم.. یکی یدونت آمد پیشت حالت چه طوره!؟!
خدا نتونه..
چرا دورت بگردم!؟!؟
بلی.. نه ولی وقتی با بهشتت بازی میکنی این جوری میشه دیگه و وقتی اون جوری مظلوم و ناز نوک هلوت و میگیری بین لبات و خوابت میبره دیگه اون جوری میشه که میشینم به دیدنت..
نیدونم..
وظیفه بود..
پس امروز مشغول بودی..
اوره.. خخخخخخخخ
من آمدم هستی!؟

اقایی:

جونت بی بلا. خوبم

خداکرده

سردرد داشتم

ایجووووونم

کمی مشغول بودم

همیشه هستم

************
خانومی:

حدارو شکر..
الهی فدات بشم الان چی!؟! ؟
جونت سلامت..
ینی چی کمی مشغول!؟!
ای جونم.

اقایی:

خدانکنه، یکوچولو بهترم

گفته بودی حسابی مشغول بودم امروز که گفتم کمی مشغول بودم

جونت بی بلا

**************
خانومی:

خدارو شکر..
خوبه پس دوری خانومت و حس نکردی.

اقایی:

از کجا میدونی اونوقت!؟!؟؟

***************
اقایی:

فقسل جان برم شام و بیام

**************
خانومی:

چیو میدونم!؟!؟
برو عزیزم..
نوش جونت.

اقایی:

من اومدم گلم

اینکه میگی " خوبه که دوریتو حس نکردم"
زندگیم شام خورده!؟!؟!

*****************
خانومی:

خوش آمدی عزیز دلم..
به خاطر این که مامان جون حسابی سرگرم کردن..
نوچ

اقایی:

ممنون خانومم

عزیزدلم کار کردن فکر نکنم ربطی به این داشته باشه که دوریتو حس نکنم

هر لحظه و وانیه و دقیقه و روز و هفته و ماه و سال هم سرگرم باشم ، دوریتو حس میکنم خانومم

چرا یکی یدونم!؟!؟؟

پیش مامان جون اینایی!؟!؟

*****************
خانومی:

خواهش میکنم..
ای جونم فدات برم الهی از بس که ماهی..
به خاطری که دارم شام خوردن و حذف میکنم..
نوچ مسواک زدم آمدم بغلت..

اقایی:

شرمندم نکن گلم، ازم زیاد تعریف کنی پررو میشماااا

اونوقت چرا!؟!؟

میگفتی منم میومدم مسواک میزدم

****************
خانومی:

راست میگیااااا اصلا حواسم نبود..
به نظر خودت برای چی شام و حذف میکنن!؟!
مگه نزدی!؟ من فکر کردم زدی

اقایی:

خخخخخخخخخخ

نمدونم

نه نزدم

**************
خانومی:

چه لا میخندی!؟
خوب دارم چاق میشم..
اااااا خوب برو بزن زود بیا چراغم روشن بزار آخه میترسم تنها توی تاریکی

اقایی:

به اینکه تایید میکنی پررو میشم خندیدم

اولا که چاق نیستی، دوما که خیلی هم خوش هیکلی، سوما که غذا نخوردن شب ربطی به چاق نشدن نداره خنگولم

قربونت بشم من از چی میترسی!!!؟! زود اومدم!؟!؟

***************
خانومی:

خخخخخخ
تشکر و سپاس فراوان.. پس ربط به چی داره!؟!
از تاریکی.. اوهوم.. امید من یه لحظه خوابم برد انگار.. آره! ؟

اقایی:

زندگیم میتونه وعده های غذاییشو کم کنه تو صبحونه و نهار و شام و کم بخوری ولی سه وعدتم بخوری

فدات بشم من..... دراز میکشم کنارت و میکشونمت تو بغلم و پتومونو میکشم رومون و میگم بخوابیم گلم!؟!؟!؟

****************
خانومی:

چشم سروری..
بخوابيم.

اقایی:

چشم الکی نمخواماااا، واقعا انجامش بده، این یه روش غلطه که میگی شبا چیزی نخوری تا چاق نشه ادم

با موهات بازی میکنم و پیشونیتو میبوسم و میگم خوابت میاد دیگه!؟!؟!

****************
اقایی:

انگار که دلت میخواست بخوابی

نیگات میکنم تا منم خوابم ببره

شبمون بخیر

***************
اقایی:

سلام گلم

صبحمون بخیر

*************

خانومی:

سلام عمر من
صبحمون بخیر
خوبی!؟
ببینم زندگیه من خوابش میومد یا کار داشته خلاصه صبح بخیر گفته!؟!
باچ چشم سروری..
به نظر خودت خوابم نمیومد اون قدر زود تایید میکردم که بخوابيم!؟ خخخخخخ

اقایی:

علیک سلام یکی یدونم

صبح خنکمون بخیر فرنازم

یکی یدونم خوب باشه منم خوبم

هیچکدوم، قهره باهات

افرین، ازین به بعد هر سه وعدتو میخوری ولی کم

بدون شب بخیر گرفتی خوابیدی اخه

**************

خانومی:

اره واقعا خنک شده..
ای جونم..
الهی فداش بشم من چه لا آخه!؟!
چمش اقایی..
ببشخید سروری گوشی به دست خوابم بردش

اقایی:

البته خنک فایده ای نداره، هوا باید یخبندون باشه که خوشگل خانومم همیشه تو بغلم باشه و جم نخوره از تو بغلم

جونت بی بلا ملکم

خدا نکنه، بخاطر دیشب

چشمات بی بلا

لباتو میبوسم و میگم خوابت میومد دیگه

************

خانومی:

هوا هرچی که باشه خشکل خانومت جاش تو بغلت..
به خاطر شب بخیر نگفتم!؟!
اوهوم خیلی ببشخید فسقلیت خواب آلوده..

اقایی:

صد درصد جات تو بغلمه، یه اپسیلونم فک نکن که در هر شرایطی بزارم از تو بغلم جم بخوری وروجک

بله

اخه قبلشم نگفته بودی خوابت میاد و من ازت سوال پرسیدم بخوابیم و سریع خوابت برد

**************

خانومی:

چشم سرورم..
الهی دورت بگردم مرد حساسم..
نگفتم! ؟! پس چرا احساس کردم گفتم فقط شب بخیر نگفتم!؟! اون چیزی که من یادمه گفتی بخوابيم گفتم بخوابيم..

اقایی:

چشمات بی بلا فرنازم

خدا نکنه

من فکر نمیکردم اینقد خوابت بیاد که بگی بخوابیم و بعدش خوابت ببره اخه

گفتم حداقل یه نظر دیگه میدیم بهم و شب بخیر میگیم

************

خانومی:

دست خودم نشد اقایی بغلم کرده بودی و منم چشام سنگین شده بودن و خوابم بردش.

اقایی:

دستامو دور کمرت حلقه میکنم و پاهاتو از هم باز میکنم و یه پامو میبرم لای پاهات و سرمو میکنم تو گردنت و میبوسمت و میگم الانم دست خودت نیست و باید لبای خوشگلت و گردنتو کبود تحویل بگیری ازم

***********

خانومی:

میخندم و میگم جوووووووون کل تنمو کبود کن.

اقایی:

دستامو سر میدم رو تنت کمرتو میمالم و میکشم رو باسنت و اروم در گوشت میگم مثلا کجاهاتو؟!؟!؟

************

خانومی:

چشمک میزنم و میگم مثلا همون جاها که دستت روشه..

اقایی:

اون دستم که رو کمرته رو میچرخونم و میگم اینو میتونم کبودش کنم و با شیطنت باسنتو فشار میدم محکم و یدونه میزنم روش و میگم ولی اینو نمتونم کبودش کنم و لاله گوشتو میخورم و اروم در گوشت میگم اینو میتونم ج.ش بدم

************

خانومی:

لبمو گاز میگیرم و میگم نه امروز قصد کردی منو دیوونه کنی..

اقایی:

لاله گوشتو میخورم و هواست نیست و دستمو میکنم زیر شلوارک و شورتت و لای باسنت میزارم و انگشتمو میکشم روش و بهت میگم نه که توام از دیوونه شدن برای مردت بدت میاد

******************

خانومی:

جوووووووووون عاشقشم.

اقایی:

لبمو نزدیک لبت میکنم و لباتو میخورم و اون یکی دستمم میبرم تو شورتت ولی این یکی رو میزارم رو بهشتم و میمالمش و لباتو تندتر میمکم و میخورم و بعد دستمو در میارم و میبرم زیر بلوزت و هلومو میگیرم تو دستم و نوکشو فشار میدم و لبمو جدا میکنم و نیگات میکنم و بعد ...

*************

خانومی:

خمار نگاهت میکنم و دستمو میکشم رو صورتت و میگم شروع کن که حسابی بیطاقت کردی.

اقایی:

منم که عاشق خانومیه خمارمم و درازت میکنم رو تخت و میام روت و با دستام پاهات رو از هم باز میکنم و دستمو میکشم رو پاهات و لای پاهات و بالای بهشتم و روش میزارم و میمالم و سرمو میکنم تو گردنت و نفس میکشم و دستمو میارم بالاتر و خودمو لای پاهات فشار میدم بهت و ابنبات نیمه بلندت میخوره به بهشتم و با دستم دکمه بالاییه بلوزتو باز میکنم و در گوشت میگم دوس داری از کجا شرو کنم خانومیه بیطاقتم؟!؟!؟

*************

خانومی:

زبونمو میکشم رو لبامو و شیطون چشمک میزنم و میگم از دکمه بالای شلوارک.

اقایی:

میخندم و میگم میبینم که طاقتت خیلی خیلی بیطاقت شده و بعد لباتو گاز میگیرم و دکمه ی دوم بلوزتم باز میکنم و لباتو میبوسم و بوسه میزنم و میرم به سمت پایین و گردنتو میخورم و سرمو میبرمبالای سینتو میخورم و لیس میزنم و دستمو میبرم و از رو شلوارک بهشتمو میمالم و میگم حالا مونده تا به اونجاها برسم خانومیه بی طاقتم و دستمو میبرم تو شلوارکتو و انگشتمو میمالم رو لبه هاش و میگم حالا حالاها باید خیس بمونه تا بهش برسم و یدکمه ی دیگه ی بلوزتم باز میکنم و نوک هلومو از رو سوتین میخورم و گاز میگیرم

*************

خانومی:

ناخودآگاه اهم بلند میشه و پهلوت و چنگ میزنم و دستمو میکشم رو تنت و میارم بالا و تیشرتت هم باهاش میاد بالا و از تنت در ميارم و میگم این کارو باهام نکن ابنباتم و بده بهم..

اقایی:

محکمتر میک میزنم هلوم رو و میرم سراغ اون یکی و بعد لیسش میزنم و تندتر میمالم بهشتمو میگم دقیقا اینکار رو میکنم باهات، امروز بسختی ابنباتتو بدستش میاری

************

خانومی:

بیطاقت تر میگم امید دارم میترکم ابنباتم و بده بهم.

اقایی:

دکمه های بلوزتو کامل باز میکنم و لیس میزنمت و میرم پایین تر و شکمتو میخورم و زبونمو دور نافت میچرخونم و میگم جووووون و بعد میرم پایین تر و تا بالای شلوارکت رو میخورم و خط پهنای شلوارکت و رو شکمت لیس میزنم و با دکمه شلوارکت بازی میکنم و خانومی...

*******

خانومی:

پیچ و تاب ميخورم و بی طاقت میگم شروع کن شروع کن.

اقایی:

دکمه شلوارکتو باز میکنم و کم کم میکشمش پایین و همزمان خودمم میام پایین تر و دیگه نمیکشم پایین و سرمو میارم لای پاهات و میخوام دیوونت کنم و از رو شلوارکت که هنوز از رو بهشتم نرفته پایین بهشتمو بو میکنم و نفس میکشم و خانومی...

*************

خانومی:

سرت و فشار ميدم به خودم و میگم دیگه نمیتونم شروع کن..

اقایی:

شلوارکتو میکشم پایین و زبونمو از رو شورت میکشم رو بهشتم و دستمو رو تنت میمالونم و دستاتو رو سرم نگه داشتی و داری کیف میکنی و زبونمو ور میدارم و دستاتو میگیرم و دراز میکنم بالای سرت و میگم تنبیه دارم برات و جدی میگم اگه دستات تکون بخوره دیگه ادامه نمدم و دوباره زبونمو میکشم رو بهشتم

*************
خانومی:

مظلوم نیگات میکنم و میگم باچ..

اقایی:

کنار شورتتو میزنم اونور و با زبون شرو میکنم به خوردن بهشتم و دستمو میکشم رو هلوهام

فسقلیم اونجا زلزله اومده!؟!؟؟

*************
خانومی:

پیچ و تاب ميخورم ناله میکنم وپاهامو جمع میکنم..
اوهوم.. خیلی ترسیدم.

اقایی:

با دندونام شورتتو میکشم پایین و نیگا میکنم و میگم جوووووووووون ابدارم شده

اخم میکنم و میگم بعد چرا به من نمگی!؟!!!؟

*************
خانومی:

تند تند شکمم میره بالا و پایین و کش دار میگم واسه ابنباتش خیس کرده..
خواستم نگران نشی

اقایی:

لیس میزنمش و میگم حالا کو تا ابنبات بهش برسه و زبونمو میکنم تو

واقعا که، ازین به بعد منم چیزی رو بهت نمگم که نگرانم نشی پس

مراقب خودت بشیاااا

مامان بزرگم شهرستانه و تنها هم هست و زنگ زدیم گفت شیشه ها شکستن و دیوارا ترک برداشتن، باباجونت بیاد ممکنه بریم پیش مامان بزرگم

*************
خانومی:

دیوونه میشم میخوام دستامو بیارم و ابنباتم و بگیرم که..
ببخشید سروریم..
چشم مهربونم..
الهی بنده خدا حتما خیلی ترسیده..
ینی باز دور میمونم ازت!

اقایی:

دستت تکون میخوره و یه گاز ریز و یواش از لبه های بهشتم میزنم و نیگات میکنم و میگم دست تکون نههعع و بعد

نمیبخشم، اصلا هم نمیبخشم، از دستتم ناراحت شدم واقعا

چشمات بی بلا

اره فک کنم

گوشیم درست شده دیگه

**************
خانومی:

دستامو میگیری و میبری بالا و با شالم که کنار تخته دستامو میبندی و گردنمو گاز میگیری و میگی خودت مجبورم میکنی خشن بشم برات و بعد ارو گوشه لبمو میبوسی و...
دورت بگردم هم نمیخواستم نگرانت کنم هم نمیخواستم حس و حالمون و بهم بزنم میخواستم بعد کیف و حالمون بهت بگم که زود تر خبر رسید بهت..
طفلکی..
آخيش پس کنارمی


زندگیم رفت وسایلش جمع کنه!

اقایی:

نیگات میکنم و مظلوم شدی و میگم خشن دوس داریکه به حرفم گوش نمکنی دیگه و بعد شورتتم میزارم رو چشات و نوک هلوم رو گاز میگیرم و میگم کیف میده ندونی میخوام چیکاااار کنم!؟!!

بله

بله که کنارتم

نوچ

**************
خانومی:

زبونمو میکشم رو لبام و میگم اوووووووم آره..
ای جونمی..
چرا پس مگه نگفتی میخواین برین!؟!

اقایی:

پس مراقب خودت بااااااش و بعد بیهوا ابنباتتو میکنم تو بهشتم و خم میشم روت و میگم دلت ابنباتتو میخواست دیگه!؟!

جونت بی بلا

گفتم باباجونت بیاد دیگه

**************
خانومی:

اهم بلند میشه و لبامو گاز میگیرم و میگم اووووووووووووم همینه جرررررررررم بده..
ینی شب میخواین راه بیفتی!؟

اقایی:

چند تا تلمبه محکم میزنم و گردنتو گاز میگیرم و با دستام نوک جفت هلوهام رو میگیرم و فشارشون میدم و لاله گوشتو میمکم و اروم میگم دلم ابت و با شیرتو همزمان میخوااااادش

احتمالا فردا صبح

***************
خانومی:

میخندم و میگم هر دوتاش حاصل دست رنجای خودتن زندگیم..
به سلامتی..
لباس گرم و کاپشن فراموش نکنی این جا سرده..

اقایی:

میبینم میخندی و ابنباتتو از توت در میارم و میچرخم و چشات بستست و نمیبینی و ابنباتتو میکنم تو دهنت و میگم بخورش که دلش برا لبات تنگ شده و منم سرمو میبرم لای پاهات و بهشتمو میخورمش و میمکم و با انگشتام میمالمت

اگه منم رفتم باهاشون چشم

**************
خانومی:

خودت جلو عقب میکنی ابنباتم و منم ميخورم و خیسش میکنم و اوم اوم میکنم و بهشتت و لیس میزنی و یه جوری میشم و همش شکمم و بالا پایین میکنم و...
اها اوکی پس بهم خبر بده..
امید من میترسم باز زلزله بیاد.

اقایی:

زبونمو میکنم تو و دیواره های بهشتمو لیس میزنم و از رو تخت یکم بلندت میکنم و تا جلوی سوراخ باسنت لیس میزنم و خانومی

چشم

تا خود صبح بیدار بمونم کنارت!؟؟؟!

*************
خانومی:

نفس نفس میزنم و چون دستامو بستی نمیتونم کاری بکنم و...
چشمات سلامت..
من که از خدامه اگر فردا نمیخوای رانندگی بکنی بمون پیشم.

اقایی:

دوباره بهشتمو میخورم و انگشتمو میکنم تو باسنت و میچرخونمت تا رو پهلو بخوابیم جفتمون تا خواستی ابنباتتو از دهنت دراری و خانومی

نه همچین جسارتی نمکنم که وقتی باباجونت هست من رانندگی کنم

**************
خانومی:

ابنباتم و درمیارم ولی همچنان نوکشو میک میزنم و زبون میزنم و دیوونت میکنم و...
خخخخخ

اقایی:

میگم حالا نوبته توئه که منو دیوونه کنی!؟!؟؟ دو تا انگشتمو میکنم تو باسنت و میگم دوس داری!؟!!؟!

****************
خانومی:

میخندم و میگم وقتی از صبح منو در حسرت ابنباتم میزاری این جوری میشه..
من فقط ابنبات دوست دارم..
امید مامان داره صدام میکنه برم!؟! تایم بده کی بیایم

اقایی:

جووووووووووون، حالا امشب تا صبح ابنباتتو میدم دستت

هر وقت بگی میام

**************

خانومی:

ای جووووووونم..
زود بیایم..
آخه میترسم خوابم ببره زودی

اقایی:

جونت بی بلا

چشم زود وبم

خوابت ببره با اینباتت بیدارت میکنمااااا، گفته باشم

************
خانومی:

من امدم
چمشات بی بلا..
ای جوووووونم.

اقایی:

خوشومدی عزیزم، میگفتی شتری، شترمرغی قربونی میکردم

جونت بی بلا خانومم

عزیزدلم شارژرت کنارت هست که اگه شارژت شب تموم شد بزنی شارژ!؟!؟!

***********
خانومی:

دیوونه.. خخخخخخخ
داداشم رفته باغ عموم شارژر هم برده من 50 درصد شارژ دارم

اقایی:

دیوونم دیگه

اووووووف شارژر باباجون رو بگیر

*************
خانومی:

زندگیم یادت رفت باز!؟! تو خونه تنها شارژر فقط مال داداشمه که به گوشی من میخوره..

اقایی:

اینو نگفته بودی بهم

************
خانومی:

امیدم گفته بودم خیلی وقت پیش..
دورت بگردم اون جوری نکن قیافت و بیا بغلم ببینمت.

اقایی:

اوووم

میام بغلت دراز میکشم و پتومونو میکشم رومون

************
خانومی:

اروم لبات و میبوسم و صورتت و نوازش میکنم و میگم اون جوری مظلوم بازی در نیار ابنباتم و در بیار که بهشتش براش له له میزنه.

اقایی:

ابنباتت با این خبرت عین اقاییت رفته تو لاک خودش و کِز کرده

************
خانومی:

دستامو دورت میپیچم و میگم دورت بگردم فکر نمیکردم این قدر بد باشه که این جوری کز کنی مرد من.. آخه 50 درصد هم خوب بود.

اقایی:

فسقلی خانوم همون تاییمی هم که گفتی ۵۰ درصد شارژ داری بعدش نیم ساعت غیبت زدااا

*************
خانومی:

رفتم مسواک زدم...
آروم آروم پشتت و ماساژ میدم و گونت و میبوسم و مظلوم و ناراحت میگم من برنامه هامون و خراب کردم!؟

اقایی:

دستمو رو موهات میکشم و میگم میشه دستاتو ببری بالاتر و بزاری رو گردنم!؟!؟ امشب بعد از مدت زیادی بازم درد گرفته و داره اذیتم میکنه و لباتو میبوسم و نیگات میکنم

************
خانومی:

این ینی این که خیلی از دستم ناراحتی منم دیگه چیزی نمیگم..
دراز میکشم و میکشونمت تو بغلم و سردت و میزارم رو سینم و چشمات و میبندی و به صدا تاپ تاپ قلبم گوش میدی و منم آروم آروم گردنت و کتفت و ماساژ میدم

اقایی:

ینی بخاطر اینکه گردنم درد گرفته به این نتیجه رسیدی!؟!؟

*************
خانومی:

نه

اقایی:

پس این نتیجه تاریخی رو بر چه اساسی گرفتی!؟؟!

**************
خانومی:

باید زن باشی تا ازین نتیجه ها بتونی بگیری.

اقایی:

عجب جمله ی سنگینی

یوقت تو شرایط دیگه ازین نتیجه های زنونه نگیری و خانومیه منو از من دور کنی

***************
خانومی:

خخخخخخخ
مگه خانومت اصلا یه دقیقه ازت دور میشه که من ببرمش تو اتاق براش نتیجه بگیرم!؟ خخخخ

اقایی:

نمیزارم که ازم دور بشه

مال خود خود خودمه تا وقتیکه نفس میکشم

**************
خانومی:

همین حرفارو بهش زدی این قدر لوس شده دیگه..

اقایی:

دیگه نبینم به خانومیه من میگی لوسا

هیچم یکی یدونم لوس نیست و خیلی هم تو دل برو و خواستنیه برا مردش

**************
خانومی:

ایش ایش ایش خوب حالا بخش خودت همون مگر این که مردش بخواد

اقایی:

چشامو گرد میکنم و میگم منکه نفهمیدم چی گفتی اصلا

***************
خانومی:

خودمم نفهمیدم.. خخخخخخخ
اقایی من 18 درصد شارژ دارم بیا تا مثل دیشب نشده پسرکم بخوابونم..

اقایی:

خل و چل

تو بغلتم و میچرخم و میرم رو تخت و میکشونمت تو بغلم و پاهامو دور پاهات و پتومونو میکشم رومون و دستامو دور کمرت قفل میکنم و کمرتو نوازش میکنم و دستامو میکشم رو کمرت و میبرم بالاتر و گردنتو نوازش میکنم و با موهات بازی میکنم و سرمو میبرم تو گردنت و نفس میکشم و میبوسمت و میگم دیگه شب بخیر بگو و گوشیتو بزار کنار عزیزدلم

****************
خانومی:

دستمو میکشم رو لبات و میگم چشم سروری..
بعد لبات و میبوسم و میگم امید میخواستم بگم. ینی میخواستم بدونی که خیلی فوق العاده ای عزیزم..
سرمو فرو ميبرم تو گردنت و خودمو جمع میکنم تو بغلت و میگم شبمون شیرین تو بغل هم

اقایی:

چشمات بی بلا تاج سرم

ممنون گلم

بخودم فشارت میدم و میگم شبمون بخیر

***************
اقایی:

سلام عزیزدلم

روزمون بخیر خانومم

خوبی!؟!

فک کنم تا شب شارژ نداری و نمیای پیشم

مراقب خودت باش

****************
خانومی:

سلام زندگیم
خوبی!؟!
من العان خوب شدم آخه از صبح صبح بخیر مردمو ندیدم..
درست حدس زدی زندگیم العان گوشیم شارژ شد و زودی آمدم پیشت..
ببینم هستی! ؟! رفتی یا خونه پیشمی!؟!

زندگیم نیستش..

اقایی من انگار نیستش..
منم خوابم گرفتش سرمو میزارم رو بالشت زودی بیا بغلم کن تا خواب ام رنگی بشن..
شبمون بخیل زندگیم.
اقایی:

علیک سلام عزیزم

الان که میبینم اومدی بهترم

ایجانم

نه هستم

انگار امروز حسابی خسته شدی که خوابت گرفته

میام تو بغلت و میکشونمت تو بغلم و نوازشت میکنم و با موهات بازی میکنم و میگم شبمون بخیر

****************
اقایی:

پست جدید دردونه ی من

***************

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: يکشنبه 1 فروردين 1400 ساعت: 2:16

صفحه بندی