ادامه
خانومی:
خدا نتونه منم آروم آروم گردنت و لیس میزنم..
از کجا بفهمیم رابطشون چه طوره!؟
از مشکلات خودمون گفتیم فقط و این که ما حرفامون و بهش گفتیم ولی اون مارو درک نکرده و این چیزا بدشو نگفتیم چیزیم نگفتیم که بگه نه این طور نیست و من طرق قانون رفتم و این حرفا..
اوکی..
امیدم اگر خوابم برد ببشخید..
اقایی:
خداکرده خانومم..... منم نفس میکشم و میگم ایجوووونم
قبلا مگه باهاش درس نداشتید!؟!؟
اوکی
پتومونو میکشم رومون و اروم بخودم فشارت میدم و پاهامم دور پاهات حلقه میکنم و میگم بخوابیم خوشگلم!؟؟
**************
خانومی:
جونت سلامت..
با مدیر گروهم داشتم ولی با این استاده نه..
بخوابيم چون از7:30صبح بیدارم چشمام دارن میرن.
اقایی:
ایشالا که همونی میشه که دلت میخواد
پتومونو رومون مرتب میکنم و اروم با موهات بازی میکنم و لباتو میبوسم و تو چشات نیگا میکنم و میگم ببخشید اینهمه نگهت داشتم خانومم
دیگه گوشیتم بزار کنار وروجکم
شبمون اروم تو بغل هم ماه اسمونم
*****************
خانومی:
اشالا..
محکم میچسبم بهت مثل بچه ها و میگم شبمون بخیل عسلم..
چشم گذاشتم کنار
تو بغلتم و با گوشیم رفتم سر کلاس و گذاشتم رو پا تختی و یکم وول میخوری و میگم صبح بخیل ببشخید با دا استادم بیدار شدی دلم نمیخواست از بغلت پاشم
مرد من امروز پیشم نیستش! ؟!
یا صبح بخیر من تایید نشده صبحی!؟!
اقایی:
سلام خانومم
عصرمون بخیر
خوبی یکی یدونم!؟!؟
ایجووووونم، بیخود کرده داد میزنه استادتون
چرا مردت هست ولی گوشیش یاری نمیکرد
همیناییکه الان بالا هست تایید شده خوشگلم
******************
اقایی:
فرنازیم نیست!؟!؟
شارژم ۶۰ شدشااا
ببینم اونجا هم هوا خیلی خرابه!؟!؟
اینجا افتضاح خرابه
*************
خانومی:
من آمدم..
وایسا بجوابم
سلام به روی ماهت..
خوفم..
الهی..
همینا بود..
آمدم دیگه..
اینجا هم هوا گرفته.
اقایی:
خوشووووومدی
حتما باید وایسم!؟!؟؟
به چشمون سیاهت
خداروشکر
اخ که چقد تو ماهی
دیرومدی دیگه
***************
اقایی:
نتم قطع و وصل میشه
برا توام اینجوریه!؟!؟؟
*****************
خانومی:
اره اونم یه لنگه پا.. خخخخخ
فداییتم خدایی..
من چه میدونستم کی میای..
نه خوبه.
اقایی:
تو امر کن دو لنگه پا وایمیسم
اوه اوه اوه، دایره لغات خانومیم کجاها عوض شده!؟!؟!
خب حالا نزن منو
************
خانومی:
مگه میشه دو لنگه پا وایسی!؟
چه لا!؟!
من که دست بزن ندالم
اقایی:
تو امر کنی بله داریم
فداییتم خدایی تا حالا داشتیم!؟!؟؟
زبونت بزن شدش
***************
خانومی:
نه دلم نمیاد اذیتت تونم..
یهویی آمد.. خخخخخخخخخخخخخ
چه جولی میزنه؟!!!!!
اقایی:
ایجانم
خخخخخخخ خوش اومد
صورتتو بیار جلو بگم چجوری میزنه
*****************
خانومی:
جونت سلامت..
میخوای منو بزنی!؟!؟!
اقایی:
جونم بفدات
اره
**************
خانومی:
صورتمو میارم جلو و لپت و میبوسم و میگم من که میدونم اون دل مهربونت هیچ وقت راضی نمیشه آزاری به خانومت برسه
اقایی:
لبتو میبوسم و میگم تو که میدونی پس چیرا شک کردی فسقلیم!؟!!؟
************
خانومی:
شک نکردم میخواستم ببینم مردم چی میگه
اقایی:
دستامو دورت حلقه میکنم و میگم خانومم من که جونم برات در میاره اخه چجوری میتونم بزنمت؟!!!!؟؟
*************
خانومی:
اون جولی.. خخخخخخخخ
البته من میدونم مردم مهربونع و از گل نازکتر بهم نمیگه
اقایی:
دماغتو گاز کوچولو میگییرم و میگم نه مثل اینکه دلت تنگ شده برا کبود شدن
نه دیگه حرف دلتو زدی تو خط بالات
*************
خانومی:
اوخ اوره.....
اقایی:
گردنتو گاز میگیرم و میگم پس حسابی گردن و لباتو سیاه کردم ادب میشی
**********
خانومی:
ادب مگه ندالم..! ؟!
اقایی:
ادبتو یکم لولو خورد و به اقاییت شک کردی
**************
خانومی:
لولو چیه!؟
اقایی:
لولو یه حسی تو خانوما و اقایونه که بعضی وقتا فعال میشه که طرف مقابل رو حرصشو در بیارن
***************
خانومی :
هوووووووم چه جالب
اقایی:
میکشونمت تو بغلم و بخودم فشارت میدم و میگم کجاش جالبه!؟!؟
***************
خانومی:
لپات و فشار ميدم و لبات غنچه میشه و لبات و میبوسم و میگم این جاش جالبه
اقایی:
تو چشات نیگا میکنم و زبونمو میکشم رو لبات و میگم اینجاش جالب و شیرین و خوشمزس
*****************
خانومی:
بله بله عزیزم
اقایی:
زبونمو با شیطونی میکنم لای لبات و تو دهنت میچرخونم و نیگات میکنم
******************
خانومی:
خندم میگیره از کارت و به موهات چنگ میزنم و صورتت و نوازش میکنم و..
اقایی:
اروم لبامم میزارم رو لبات و شرو میکنم به بوسیدن و خوردنشون و دستمم میکشم رو تنت و اروم میکشم تا گوشات و با لاله گوشات بازی میکنم
******************
خانومی:
اروم میکنیم باکارات و مثل دختر بچه های لوس میشم توی بغلت و..
اقایی:
میبوسمت و یکم شیطون میشم و در گوشت اروم میگم جووووووون دوس داری اروم بکنمت!؟!؟
نمزارم چیزی بگی و دوباره لبامو میزارم رو لبات و میبوسمت و لبامو جدا نمکنم ولی نیگات میکنم
*******************
خانومی:
منم چشمام و میبندم و آروم همراهیت میکنم و خودمو می سپارم دست مردم.
اقایی:
میبینم چشاتو بستی و بکم لباتو میخورمشون و لبامو جدا میکنم و بهت میگم تو که میدونی چشاتو ازم نباید دریغشون کنی، اخه چرا بستیشون خوشگلکم!؟!؟؟ جان و جهان من تویی یکی یدونم، اخه دلت میاد مردتو از دیدن چشات دور کنی!؟!؟
*******************
خانومی:
چشمام و باز میکنم و ازین حساسیتت خندم میگیره و خمار نیگات میکنم و میگم چشم سرور دیگه چشمام و نمیبندم حتی موقع خواب
اقایی:
میخندم و میگم حتی موقع خواااب!؟!؟؟
بعد اروم میگم خمار که میشن چشات برام جذابتر میشن
و اروم سرمو میبرم تو گردنت و نفس میکشم و زبونمو میکشم رو گردنت و لیس میزنمت
************^**
خانومی:
اخه مرد من حساسه چشای خانومش بسته باشن و دوست داره همش چشای خانومش جلو چشماش باشه..
دیگه چیام برات جذاب تر میشه!؟!
دستمو ميبرم تو موهات و باهاشون بازی می کنم و به گردنم فشارت میدم و لبامو گاز میگیرم.
اقایی:
تو خواب که نمتونی بیدار نگهشون داری خنگولم
همه چیت
اروم دستمو میبرم زیر تیشرتت و رو تنت میکشم و گردنتو میمکم تا لاله گوشتو میخورم و میمکمش
**************
خانومی:
اگر آقامون بخواد انجامش میدم..
ای جونم ولی به جذابیت اقاییم نمیرسم که..
به لباست چنگ میزنم و میگم اووووووووم.
اقایی:
الهی قربونت بشم من
جونت بی بلا، اقاییت انگشت کوچیکتم نیست تو جذابیت ملکم
دستمو میبرم بالاتر و نوک هلوهام و میگیرم و اروم فشارشون میدم و در گوشت میگم دلم برا هلوهامم تنگولیده بودااا
**************
خانومی:
خدا نتونه..
اقاییم کسته نفسی میکنه..
میخندم و میگم هلوهات دلشون برات تنگ شده بود.
اقایی:
خدا کرده
نه ، اصلا
اروم در گوشت میگم اون پایینیه هم دلش برام تنگ شده!؟!؟
***************
خانومی:
فدات بشم..
بهت چشمک میزنم و میگم خودت چی فکر میکنه!؟
اقایی:
خدا نکنه
دستمواز زیر تیشرتت میکشم رو تنت و میبرم زیر شلوارکت و بهشتمو میمالم و میگم حسابی دلش تنگه فک کنم
************
خانومی:
لبمو گاز میگیرم و میگم اوووووووم آره
اقایی:
دو تا از انگشتامو میکنم تو و اروم در گوشت میگم امشب فقط یکم به خانومیم حال میدم چون از صبح زود بیدار شده و الانم خستست ولی باید قول بدی جبرانش کنی برا اقاییتاااا و بعد انگشتامو جلو و عقب میکنم و گردنتو گاز میگیرم و لیس میزنمش
**************
خانومی:
دستمو میکشم رو تنت و بعد رو ابنباتم و میگم نمیشه با ابنباتم بهم حال بدی!؟! نیگه چه جوری سفت شده برا بهشتش..نیگا بهشتش چه جوری خیس شده براش
اقایی:
در گوشت میگم جووووووون و بعد بند شلوارکتو باز میکنم و همزمان با شورتت میکشم پایین و شلوارک خودمم میکشم پایین و ابنباتت میفته بیرون و میچرخونمت و میری زیرم و میفتم روت و اروم نوک ابنباتتو میکشم رو بهشتم و بازیش میدم و بعد خانومی
**************
خانومی:
از با وات گرفتم و آویزون سذم دارم نیگا نیگا میکنم و بعد بیطاقت میگم اوووووووووم بکن توم بکن توم بدووو بدوووو بهشتت بی طاقت برا تلمبه های ابنتش
اقایی:
بیهوا میکنم توت و پاهاتو دور کمرم حلقه میکنی و فقط جا میدی بهم برای جلو و عقب کردن و منم لبامو قفل لبات میکنم و تند و محکم توت تلمبه میزنم و لبامو جدا میکنم و میگم صبح که بیدار میشی دوس داری تو همین حالت بیدار شی!؟!؟؟
پتومونم میکشم رومون تا مریض نشیم و سرمو میکنم تو گردنت و میمکمت و اروم گاز میگیرم و میگم فردا شب بهشتمو گاز گازیش میکنم، حالا امشب بزار با ابنباتش حال کنه و سرمو میبرم زیر تیشرت گشادت و اروم نوک هلوهام و میمکمشون و همینجوری با ریتم توت تلمبه میزنم و میگم دوس داری!؟!؟
*****************
خانومی:
اووووووووووووم آره خودت که میدونی همیشه دوست دارم ابنباتم لای پاهام باشه..
دستامو میپیچم دورت و یکیشو میارم زیر تیشتم و اروم آروم با موهات بازی می کنم و به خودم فشارت میدم و با پاهامم فشارت میدم تا محکم بچسبی بهم وقتی فرو میکنی و میگم اوووووووووم آههههههههههههه آرهههههههه آههههههههههههههههه همینه اوووووووووم..
اقایی:
جوووووووون ، پس ازین به بعد هر وقت دوس داشتی و دلت میخواست خودت درش بیار و بکنش لای پاهات
یکم پاهاتو شل میکنی از دورم و از توت در میارم و دوباره محکم میکنم تو و میگم ابنباتت له له میزد زودتر بیارمش خونمون و دوباره بره جای گرم و نرمش و بعد نوک هلوهام رو گاز میگیرم و دستامم بهشتمو میمالم و اروم میگم دوس داری شیکمتو بیارم بالا!؟!؟
****************
خانومی:
ای جون مجوز سادر شد ازین به بعد اطاعت امر میشه قربان..
ای جونم بهشتش هم برا ابنباتش له له میزد تا جای خالیش پذ بشه..
میخندم و میگم هوس بابا شدن کردی!؟
اقایی:
جونت بی بلا ، ولی مجوز برا تو خیلی وقته صادر شده خوشگلم
تند تر تلمبه میزنم و شرو میکنی به لرزیدن و منم داره میاد و تلمبه های اخرمو میزنم و میگم اوووووم و خالی میکنم توت و بعد میفتم روت و سرم زیر تیشرتته و درش نمیارم و یکم تو بغل هم میمونیم و ابتباتت هنوز توت مونده
فعلا نه زوده، حالا حالاها کار دارم باهات و دلم نمخواد با اوردن نی نی سرتو گرم کنم و حالاحالاها باید فقط برا من باشی
****************
اقایی:
زندگیم خوابش برده!؟!؟؟
ببخشید بکی یدونم امشب زیادی اذیتت کردم
الان گوشیم خاموش میشه هاااا
******^^^^^^
خانومی:
از ارضا شدنمون لبخند میزنم و بعد اروم آروم پشتت رو ماساژ میدم و دکمه های بالای تیشرتمو باز میکنم و نیگات میکنم و میگم ای جونم چقدر کمر مردم پر بودش فداش بشم که دوتامون و تخلیه کرد..
بعد بی جون سرت و میاری بالا و نیگام میکنی و پیشونیت و میبوسم و میگم امشب همین جوری بغل هم بخوابيم خوبهَ!؟!
اوه اوه اوه میبینم که اقاییمم حسودیش میشه به نخودکم
اقایی:
نیگات میکنم و سرمو میارم بالا و بباتو میبوسم و میگم هنوز قشنگ خالی نکردم ابنباتت و بهشتمو، حالاها پرن این دو تا
خانومیم که همیشه دوس داشته شبا اینباتش توش باشه و بخوابیم ، پس منم دوس دارم و پتومونو رومون مرتب میکنم و سرمو از زیر تیشرتت میارم بیرون و میزارم کنار گردنت و میبوسمت و دستمو میکشم رو تنت و با موهات بازی میکنم و میگم دیگه شب بخیر بگو که بخوابیم نفسم
بایدم حسودیم بشه چون میترسم بیاد و ازم بگیرتت
بازم ببخشید اذیتت کردم امشب
شب بخیر بگو و گوشیتو بزار کنار چون نمدونم چقدر دیگه روشن میمونه
شبمون بخیر ماه اسمونم
*************
خانومی:
اون که بله عزیز دلم..
با موهات بازی می کنم و منم ميبوسمت..
اذیت چیه زندگیم خیلیم کیف کردم..
شبمون شیرین تو بغل هم
لای چشمامو باز میکنم و میبینم توی بغل همیم و ابنباتم تومه سرت تو گردنم و نفسای گرمت بهم میخوره و دستات درم پیچیده شده و یکی از دستات چنگ زدی به یقه باز تیشرتم و ازین صحنه لبخند میزنم و اروم گونت و میبوسم و منم دستامو دوباره میپیچم دورت و پتومون و رومون مرتب میکنم و اروم میگیرم بغلت و فقط نیگات میکنم و یکم تکون میخوری و ابنباتم توم جابه جا میشه و نا خودآگاه یاد شبمون ميفتم و میگم اووووووووووووم بعد زودی آروم میشم تا بیدار نشی و استراحت کنی و منتظر میشم تا چشمات و باز کنی و بهت صبح بخیل بگم..
اقایی دیشب مامان جونت بیدار شد به خاطر همون یکم دیر جوابیدم آخری و..
العان داشتم نگاه میکردم انگار بعضی جاها و ندیدم که جواب بدم.. اگر جواب نداده بودم بهم بگو تا بجوابم..
اقایی:
سلام خانومم
ظهرمون بخیر
خوبی!؟!
ایجان
قربون کیف کردنت بشم من
لبامو میزارم رو لبات و میبوسمت و بهد میگم خانومم تنبل نیستماااا خیلی وقته بیدار شدم ولی گوشیم شارژ نداشت و الانم پر نشده ولی خب دلم دیگه طاقت نیاورد که نیام پیشت تا پر بشه
الهی، خوب شد مامان جون نیومد تو اتاق تو اون وضع ببینتمون
قربونت بشم من
**************
اقایی:
فسقلکم ساعت ۳ میام وب
**************
خانومی:
سلام به روی ماهت..
خوبم ولی انگار گناهانم شروع شده از صبح دارم درد میکشم..
جونت سلامت..
الهی من فدا دلت بشم..
آره.. خخخخخخ
خدا نتونه..
من از 3 گوشی دستمه کلاس دارم و استادم داره حرف میزنه دلم تنگ شد آمدم ببینم اقاییم در چه حاله که دیدم آمدی
اقایی:
قربونت بشم من
گناهام چیت یکی یدونم!؟!؟؟
خدانکنه نفسکم
خداکرده
ایجانم
بابت نیم ساعت تاخیر عذر میخوام، یه تماس داشتم که باهاش صحبت میکردم و سر همین دیرومدم
***************
خانومی:
خدا نتونه..
چرا این گوشیه من گیجه نوشتم ماهیانم..
خدا کرده..
جونت سلامت..
فدا سرت عزیزم.
اقایی:
خدا کرده گلکم
میخندم و میگم فهمیدم یکی یدونم منظورتو.... دستامو رو موهات میکشم و میبرم رو کمرت و اروم نوازشت میکنم و میگم کنارتم تا خوبه خوب بشی یکی یدونم
افرین, دیگه نمیپرسی نیم ساعت با کی صحبت میکردم و ازین حرفا...خخخخخخخخخخخخ
*****************
خانومی:
مرسی که هستی..
دوست داری بپرسم یا نپرسم!؟
اقایی:
لبامو نزدیکت میکنم و میبوسمشون و با موهات بازی میکنم و میگم وظیفمه گلکم
نمدونم
************
خانومی:
وظیفت نیست بهم لطف میکنی..
خودم دارم ترک میکنم که از هیشکی هیچی نپرسم اگر دوست داشته باشه خودش میگه بهم هوووووم!؟
اقایی:
لطفی در کار نیست فسقلیم
باوش..... حالا هیشکی هم شدم دیگه!!!!!
*************
خانومی:
فدات بشم..
دیوونه چه به خودشم میگیره زود.
اقایی:
خدا نکنه
دیوونه که هستم.... خب حرفتم به من بود دیگه.... جز من و تو کی هست که به خودش بگیره؟؟!؟!؟
************
اقایی:
سلام یکی یدونم
گوشیم درست شد و رسید دستم
برم ببینم وروجکم چیا گفته و جواب بدم.....
***********
خانومی:
خدا کرده..
فدات بشم من اخه به خودت نگیر فدات شم.
زندگیم من خیلی درد دارم نمک داغ کردم گرفتم بغلم زودی بیا بخوابيم دیگه نمیتونم بمونم..
شبمون بخیر عزیزم.
تا کی میخوای حرف نزنی و تنهام بزاری!؟!
اون وقت میگم دیگه ازم خسته شدی ناراحت میشی..
اقایی:
به خودم که گرفتم ولی تو رو خیلی قبل ترا برا خودم گرفتمت
الهی، ببخشید که گوشی ای نداشتم که بیام وب کنارت باشم و دستم گوشی ساده بودش که یوقت اس دادی و یا زنگیدی جوابتو بدم
تا الانکه گوشیم اماده شد و برام فرستادنش....
خل شدی؟!؟!؟؟! چل شدی؟!؟؟!؟ دیوونه شدی؟!؟؟!؟!
برای چی اونوقت باید از دستت خسته شده باشم؟؟؟؟!؟!؟ یبار دیگه اینجوری بحرفی من میدونم و تو
تو این هشت سال تو رفتار من خستگی دیدی با خودت که اینجوری بهم میگی؟!؟!!؟
من ممکنه از دست خودم خسته بشم ولی از دست تو نه خانوم خانوما
میخوای منو از سر خودت باز کنی اصلا بهونه ی خوبی نیستش خسته شدن من ازت
نمدونستی که گوشیم خرابه ؟؟؟؟!؟!!؟ نمدونستی که میخوام بفروشمش و یدونه دیگه بخرم تا راحت شیم؟!؟!؟
بهت نگفته بودم که شارژ نمیشه و اذیت میکنه؟!؟!؟!
عزیزدلم خاموش شدش و دیگه روشن نشد و چند روز تعطیل شد و همه جا بسته بودن و بعدش که تعطیلات تموم شدش فرستادم که درستش کنن و الان به دستم رسیدش
ینی تو احتمال اینکه گوشیم خراب شده باشه رو یه درصدم ندادی و مستقیم گفتی از دستت خسته شدم، اره فرنازم؟!؟؟!
شاید بلایی سرم اومده بود اصلا، شاید مرده بودم اصلا..... یکم از نگرانی حرف نزدی و صاف گفتی ازت خسته شدم
**********
اقایی:
فسقلکم هنوز کلاساش تموم نشده!؟!؟
چونکه قهری و یا اینکه ناراحتی دلیل نمشه جوابمو ندیاااا
************
اقایی:
فرنازم!؟!؟؟؟
***********
اقایی:
خانومم!؟!؟
************
اقایی:
نفسم
عمرم
عزیزدلم
*************
اقایی:
بعدا در مورد حرفات باهات میحرفم، الان بدو بیا بغلم
*************
خانومی:
الهی دورت بگردم..
میام تو بغلت و محکم میچسبم بهت و عطرت و نفس میکشم و میگم دیوونم کردی رفت دارم از دست میرم..
دلم برات یه شادونه شده بود
اقایی:
خدا نکنه نازنینم، من باید دورت بگردم
بخودم فشارت میدم و دستمو رو تنت میکشم و موهاتو نوازش میکنم و میگم برا چی دیوونت کردم!؟!؟؟
قربون دل مهربونت بشم من، دل منم برات یه ریزه شده بود
****************
خانومی:
بین خودمون بمونه خیلی نگرانت شدم اصلا فکر گوشیت نبودم چون همیشه میگفتی هر جور شده از خودت بهم اطلاع میدی وقتی غیبتت طولانی شد ترسیدم زبونم لال کرونا گرفته بودی که نبودی خدارو شکر که سالمی و مشکل گوشیت بوده نفسم..
فدای دلت بشم من.
اقایی:
امشب در مورد این موضوع صحبت نمکنم و فردا به حسابت میرسم بخاطر رفتارت
از زیر چونت میگیرم و سرتو میارم بالا و تو چشات نگا میکنم و نزدیکت میشم و گوشه لبتو میبوسم و بعد تو چشات نیگا میکنم
****************
خانومی:
مظلوم میگم باچه..
مات چشات میگم چرا این جوری نیگام میکنی!؟
اقایی:
اخه خیلی وقته خوشگلمو ندیدم
زندگیم صبح کلاس داری!؟؟
***************
خانومی:
میخندم و میگم قربونت برم من مرد مهربون خودم..
صبح ندارم بعد از ظهر دارم
اقایی:
انگشتامو میکشم رو لبات و میگم جووووووون، قربون خنده های پفکیت بشم من
اخه گفتی چشات دارن میرن، گفتم شاید صبح کلاس داری، ولی انگار خسته ای
میخوای بخوابیم!؟؟؟! ولی باید فردا شب نخوابیااا
*************
خانومی:
خدا نکنه قندکم..
نه اون واسه این بود از 8 صبح کلاس بودم امروز همش پای سیستم داشتم کار می کردم چشمام خسته شدن..
نوچ نموخام تازه امیدیم آمده کنارم
اقایی:
خدا کرده
ایجاااانم
نوچ و نمخوام نداریم خانوم خانوما، زندگیم از صبح داره کار میکنه و چشاش خسته شده، دلم نمخواد گوشی هم بیشتر چشاتو اذیت کنه
پتومونو میکشم رومون و پاهام و دستامو دورت قفل میکنم و میگم منتظر بوس و شب بخیرتم تا امشب بعد از مدتها اروم تو بغل هم بخوابیم
*************
خانومی:
جونت سلامت..
ااااااااا زور گو..
اصلا بخواب من دلم میخواد بشینم نیگات کنم..
دستات و باز کن میخوام تا خود صبح بشینم نیگات کنم.
اقایی:
جونمم فدای خانومیم
تو این زمینه که سلامتیه تو وسط باشه خیلی زیاد زورگو میشم
بشینی و نیگام کنی نداریم و دستامم باز نمکنم
اروم تنتو نوارش میکنم و سرمو میبرم تو گردنت و نفس میکشم و در گوشت میگم میدونی که سر تو با خودتم شوخی ندارم
*************
خانومی:
نفسات میخوره بهم و حالی به حالی میشم و مظلوم و اروم جمع میشم تو بغلت و سرم تو گردنت و اروم آروم گردنت و میک میزنم و جرئت نمیکنم تکون بخورم دیگه و..
اقایی:
دستمو میبرم پشت سرت و اروم بخودم فشارت میدم تا محکمتر میک بزنی و چشامو میبندم و لاله گوشتو میخورم و بعد در گوشت میگم تموم هستیه مردت تویی عزیزدلم
مردت ازت میخواد به حرفش گوش کنی و بهش شب بخیر بگی و گوشی رو بزاری کنار تا چشای نازت استراحت کنن نفسم
دلم نمخواد از خواب که بیدار میشی چشات بیحال باشنااا
***********
خانومی:
ازین همه مهربونیت لبخند میزنم و دستمو میکشم رو صورتت و اروم لبت و میبوسم و میگم با این که دوست ندارم شب بخیر بگم ولی چشم به خاطر زندگیم میگم..
خوابامون شیرین کنار هم..
حرفات و میخونم بعد گوشیمو میزارم کنار..
اقایی:
تو چشات نیگا میکنم و با موهات بازی میکنم و دستمو میکشم رو صورتت و لبات و میگم با اینکه دلم بدجوری میخوادت ولی فقط بخاطر سلامتیت بهت گفتم بخوابیم وگرنه تا خود طلوع افتاب بیدار نگهت میداشتم همه کسم
سرتو بزار رو قلبم تا اروم ترین شب این چند وقتتو سپری کنی نفسم
منم گوشیمو میزارم کنار تا نورش اذیتت نکنه و در گوشت میگم دوست دارم تنهاترین دلیل زنده بودنم
شبمون بخیر ماه اسمونم
*************
اقایی:
سلام خانومم
صبحمون بخیر
خوبی یکی یدونم؟!؟!؟
از خواب پریدم و نیگات میکنم که تو بغلم اروم گرفتی و یواش پیشونیتو میبوسم و نیگات میکنم تا دلتنگیام از بین برن و منتظرت میمونم تا از خواب بیدار بشی
**************
خانومی:
سلام اقایی
صبحمون بخیل
خوب نه عالیم..
امیدیه من چه طوره!؟
ای جونم چرا از خواب پریده سروریه من!؟
منم دلم هوات و کرده بود و دوست نداشتم بخوابم..
بله این قدر آروم خوابوندیم که تا العان خواب بودم مامان جونت میگفت امروز چی شد این قدر خوابیدی..
این دو هفته شبا قبل 12 خوابیدم و صبح ها قبل 8 بیدار بودم..
آروم لبات و میبوسم و میگم منم دوشت دالم.
اقایی:
علیک سلام خانومم
ایجوووونم، ایشالا همیشه عالی باشی
میشه مگه تو رو تو بغلم داشته باشم و خوب نباشم؟!؟؟!؟
دلم میخواست نیگات کنم
الهی قربونت بشم من، فقط برای سلامتیه خودت بودش وگرنه عین همیشه بیدار نگهت میداشتم
میگفتی بهشون اقاییت اومده و راحت خوابیدی تو بغلش
الهی، نتونستم بهت خبر بدم وگرنه میدادم.... ببینم تو این دو هفته که خانومیه منو اذیتش نکردی؟!؟؟
دستامو دور کمرت قفل میکنم و بخودم فشارت میدم و میگم من بیشتر ماهکم
*******************
خانومی:
پیشم باشی عالیم..
نوچ نمیشه..
نامرد خوب منم دیشب دلم میخواست نیگات کنم که سروری دستور خوابیدن صادر کردن اصلا باهات قهرم..
باچ ولی قهرم آقای تک خور..
گفتم بهش..
باچ.. نه اصلا چون خودش از بی خبری دیوونه شدش..
امید... دیگه تنهام نزار.
اقایی:
ایجووونم، میبینیکه دیگه گوشیمم نفروختم که پیشت باشم دیگه
حالا دیگه نامردم شدم؟!؟!؟ عزیزدلم من دیشب نیگات نکردم که... دیشب با هم چشامونو بستیم... صبح از خواب پریدم و دیگه خوابم نبرد و نیگات کردم....
خودتم خوب میدونی از تک خوری چقدر بدم میاد و اینجوری هم بهم میگی نامرد؟!؟!؟ دستت درد نکنه
بعد مامان جون چی گفت؟!؟!؟
منم دیوونه شده بودم از کنار فرنازیم نبودن
جان دلم خانومم؟!؟!؟ تو چشات نیگا میکنم و لبامو قفل لبات میکنم و طولانی میبوسمت
*****************
خانومی:
جونت بی بلا.. تو این مدت گوشیم میتونستی عوض کنی من این مدت رو دوست نداشتم که اتفاق افتاد..
آخه دیشب دلم میخواست کلی نیگات کنم و قربون صدقت برم..
ولی العان که فکرشو میکنم چقدر آروم خوابم برده بود بغلت حرفامو پس میگیرم و دیگه قهر نمیتونم آخه نمیدونی چقدر گرمای تنت آرومم میکنه و حلقه دستات بهم آرامش میده..
چی میخواستی بگه!؟
فدات بشم الهی..
جونت سلامت.. منم دستمو ميبرم لای موهات و اروم همراهیت میکنم.
اقایی:
فقسلیم میشد عوضش کنم که میکردم.....
خب الان ینی نمخوای نیگام کنی و قربون صدقم بری دیگه؟!؟!؟
ایجاااانم..... الانکه خودت اعتراف کردی که اروم خوابیدی منم دیگه باهات در مورد این کلمه ی نامردت کاری ندارم ولی بابت یسری چیزای دیگه حسابتو میرسم.....
نمدونم
اخ که چقد تو ماهی
پیشونیمو میچسبونم به پیشونیت و لباتو نیگا میکنم
************
خانومی:
اره میدونم وضع بازار خیلی خرابه..
تو چشمات نیگا میکنم و میگم آخه دورت بگردم مگه میتونم نیگات نتونم و قربون صدقت نرم!؟!
فکر کنم مامان داره صدام میکنه برم زودی بیام!؟
خخخخخخخخخ
میبینم هنوز چشمت دنبالش و دوباره لبامو میزارم رو لبات و..
اقایی:
خیلی خراب تر ازون چیزی که فکرشو میکنی
با لبخند میگم نیدونم
ینی بگم نرو نمیری؟!؟!؟
لباتو میبوسم و جدا میکنم
************
خانومی:
جدی میگی!؟!؟
میپرم روت و موهات و میکشم و میگم نمیدونی!؟! نه واقعا نمیدونی!؟!
مثل خودت لبخند میزنم و میگم نیدونم..
دستمو میکشم رو صورتت و میگم جون دلم چی میخوای بهم بگی!؟!
اقایی:
بلی
موهامو میکشی و دردم میاد و میگم الانکه خیلی خوب بهش فکر کردم میبینم که خیلی هم خوب میدونم
دماغتو گاز میگیرم و میگم زودی بیا پیشم پس
میخوام بگم دیووونتم
*************
خانومی:
میشینم رو شکمت و میگم آها حالا شد چرا آخه این جوری میکنی که این جوری بشه عسلم! ؟!
ینی برم و بیام!؟!
ای جونم.
اقایی:
دلم خواست یکم سر به سر فسقلیم بزارم
نرفتی هنوووووووز؟!؟!؟!؟ پس مامان جون کارت نداره وگرنه تا الان اومده بود تو اتاق دنبالت
جونت بی بلا یکی یدونم
ساعت چند کلاس داری؟!؟؟!؟
************
خانومی:
نزار چون این جور پیش بری مو رو سرت نمیمونه.. خخخخخخ
آمد بردم.. خخخخخخخ
ساعت 3.
اقایی:
تو خودت میخوای هر لحظه منو ببینی، زبون درازی میکنم و میگم لابد اقاییه کچل دوس داری دیگه....
بله
**************
خانومی:
جیغ میزنم و میگم نههههههههههههههه کچل بشی شب میزارم سر کوچه پیشی بیاد بخورتت..
بله واسه چی بود !؟
اقایی:
دیووونه گوشم کر شد.... میزاریم سر کوچه ممکنه کسی کچل دوس داشته باشه و ورم داره ببرتماااااااا
واس اینکه مامان جون اومد بردت
****************
خانومی:
کر بشی ولی کچل نشی..نخیر قبلش یه کاری میکنم که هر کی دیدت نخوادت..
اها.. آره آمد تو اتاق گفت مگه من صدات نمیکنم.
اقایی:
واقعا؟؟؟؟؟ چیکار؟؟؟؟؟؟
بلع
*************
خانومی:
اره واقعا.. نمیدونم چیکار اون موقع فکر میکنم چیکار.
اقایی:
تو که کچلمو دوس نداری... بزار حداقل یکی که کچلیمو دوس داره بیاد ورم داره ببرتم دیگه
*************
خانومی:
نخیر دوست هم نداشته باشم باز مال منی کسی حق نداره نگات کنه.
اقایی:
ایجااااانم، کسی اصلا نیگام نمکنه عزیزدلم
*************
خانومی:
نبایدم نیگات کنن وقتی مال منی
اقایی:
معلومه که مال توام
ماله ماله ماله مال خودتم
***********
خانومی:
فدات بشم الهی از بس که ماهی.
اقایی:
ماه تر از منم که هستش و الان داره این حرفامو میخونه
************
خانومی:
دیوونه.
اقایی:
اینکه دیوونه ام بده مگه؟؟!؟!؟
****************
خانومی:
نوچ عالیه.
اقایی:
با هم باشیم همه چی عالیه عزیزدلم
************
خانومی:
بله مهربونم..
خسته شدم چقدر حرف میزنه استاده..
میام بغلت و سرمو میزارم رو سینت و دستامو میپیچم دورت..
اقایی:
قربونت بشم من
ایجااااانم، دراز شو تو بغلم تا خستگیاتو از بین ببرم خوشگلم
دستامو دور تنت میپیچم و اروم نوازشت میکنم و ماستژت میدم تا میرم بالاتر و پشت گردنت و انگشتامو میکشم رو صورتت و گونه هات و پیشونیتو میبوسم و میگم خوب شدی عزیزدلم!؟!؟
***********
خانومی:
خدا نتونه..
جونت سلامت..
لبات و میبوسم و میگم کنارت همیشه عالیم
اقایی:
خدا کرده ملکم
موهاتو نوازش میکنم و میگم بایدم کنار هم عالی باشیم چونکه بهترین حسهارو از هم میگیریم عزیزدلم
**************
خانومی:
اوهوم
اقایی:
اقاییه مهربونت قراره باهات خشن بشه، بخاطر اون نظری که داده بودی وقتی نبودم کی دعوات کنم!؟!؟!
**************
خانومی:
دعوام نتون دیده
اقایی:
دعوا تازه یه بخش کوچیکیشه
**************
خانومی:
دوناه دالم آخه..
من خیلی کوچولو و مظلوم هاااااا
اقایی:
تو این زمینه اصلا
هاااااا!؟!؟؟
***********
خانومی:
من یه فرشته کوچولو و سر به هوام همین..
ها ینی چی!؟
اقایی:
دراین که فرشتمی بحثی ندارم ولی سر به هوایی برای ۲ هفته نیست خانوم خانوما
ینی من نفهمیدم چی گفتی خط دومتو اصلا!!!
***********
خانومی:
پس برای چند هفتس!؟!؟
میگم من توچولو ام دوناه دارم دعوام تنی و اخم تونی برام
اقایی:
ته ته تهش یه روز
در این یه مورد گناه نداری
***********
اقایی:
وروجکم رفته
منم گوشیمو میزنم شارژ
فعلا
**********
خانومی:
اووووووم
نه دیده..
گوشیم شارژ نداشت.
اقایی:
اره دیده
الهی
**************
خانومی:
نه ببین آخه من دست خودم نبود که شیطون دولم زد
اقایی:
شیطون ۱۵ روز گولت زد!!؟!
***************
خانومی:
اوهوم..
اقایی:
فردا در موردش میحرفم باهات
فعلا بدو بیا بغلم
**************
خانومی:
میام تو بغلت و سرمو ميبرم تو گردنت و پامو میپیچم دور یکی از پاهات و...
اقایی:
دستامو دورت حلقه میکنم و بخودم فشارت میدم و سرمو یکم میارم بالاتر تا راحت هرکاری دوس داری تو گردنم انجام بدی
****************
خانومی:
میخندم و بیشتر سرمو فرو میکنم تو گردنت و میک میزنم و از تیشرتت میگیرم تا لیز نخورم و جدا نشم ازت و.
اقایی:
نیگات میکنم و زبون درازی میکنم و میگم خوشمزست!؟!؟
*************
خانومی:
میخندم و میگم اوهوم مرد من مثل عسل میمونه.
اقایی:
میگم عسلتو قبول کنم یا خندتو وروجک!؟!؟
*************
خانومی:
هر دوشو...
اقایی:
پس عسل نیستم
**********
خانومی:
معلومه که عسلی من به زبون درازیت خندیدم.
اقایی:
عسل نیستم، امیدم امید خخخخخخخ
**********
خانومی:
اره اونم هستی امید زندگی خانومتی.
اقایی:
الهی قربون خانومیم بشم من
**********
خانومی:
خدا نتونه..
اقایی:
خدا کرده نفسکم
**********
خانومی:
امیدم کم کم بخوابيم!؟!
من صبحی کلاس دارم.
اقایی:
فسقلیم خوابش میاد!؟؟!
ایجاااانم
باشه بخوابیم عزیزدلم
امشب تو شب بخیر بگو و رومونو بکش
*************
خانومی:
اوهوم خیلی..
میشینم و پتومون و از پایین پامون میکشم و میارم رومون و بعد دراز میکشم بغلت و دستمو میکشم رو صورتت و لبات و میبوسم و میگم شبمون بخیر مرد من
اقایی:
الهی، پس چرا زودتر نمیگی بهم اخه خنگولکم!؟!؟!
دستامو رو تنت میکشم و یدستمو میبرم تو موهات و باهاشون بازی میکنم و یدستمم میبرم رو باسنت و یکم میکشونمت بالاتر و اروم فشار میدم باسنت و بعد دستمو رو کمرت میزارم و سرمو میکنم تو گردنت و میبوسمت و میگم شبمون بخیر ماه اسمونم
**************
اقایی:
سلام خانومم
صبحمون بخیر ماه من
خوبی؟!؟!؟
هنوز بیدار نشدی؟!؟!؟؟
***********
خانومی:
سلام زندگیم
بعد از ظهر مون بخیر
خوبم خودت خوبی!؟!
بیدار شدم رفتم سر کلاسم ولی چون شارژم نصفه بود گوشیم خاموش شد زدم شارژ و العان آمدم تا بریم سر کلاس بعدیم باهم.
اقایی:
علیک سلام خانومم، داشتم میومدم دنبالت بگردم
بله بخیر
منم خوب شدم
الهی
***********
خانومی:
کجا و میخواستی بگردی!؟!
خدارو شکر.
اقایی:
حالا دیگه
میام رو پاهات میشینم و موهاتو دو طرفت و رو شونه هات میریزم و دستمو میکشم رو گردنت و اروم نوازشت میکنم و نیگات میکنم و میگم یه خانوم خوب وقتی صبح زود از خواب بیدار میشه نباید بیاد و به اقاییش صبح بخیر بگه؟!؟!؟!؟
*************
خانومی:
میکشمت تا بیفتی روم و بعد دستمو دور گردنت و تو ماه میپیچم و بازی می کنم و میگم بله دورت مرد من ولی به شرط این که بیدار بشه خانومت نه این که باز بغل مردش بخوابه.. .. خخخخخ
اقایی:
اخم میکنم بهت و میگم دیشب زود خوابوندیمون که امروز کلاستو بپبچونی فسقلی خانوم؟!؟؟!؟!
************
خانومی:
خوب چی کنم وقتی مردم خوابه و منم بغلشم خوابم میبره خوب.
اقایی:
یه بوس بده از گناهت بگذرم
*********
خانومی:
خوابیدن مگه گناه داله!؟!
امیدم ببشخید دیر میجوابم استاد طرحمه هی وصلمیکنتمون حرف بزنیم درمورد کارامون.
اقایی:
ینی بوس نمخوای بدی؟؟؟
به کجا وصل میکنتتون؟!؟!؟؟
************
خانومی:
بوس و که میدم..
تو اون سایتی که داره درس میده صدامون و وصل میکنه..
اقایی:
کوووو
اها
************
خانومی:
میگم اوناها..
بعد سرت و بر میگردونی و گونت و میبوسم و...
یه آقای مهترم به خانومش میگه آها!؟
اقایی:
کوووووو!!!!!
برمیگردم سمتت و نیگات میکنم و میگم ممنون فسقلم
یه اقای محترم نمگه اها
***************
خانومی:
نوش جونت عزیزم..
آفرین مهربونم
اقایی:
افرین به روی ماهت
ولی یادت باشه که یه خانوم محترمم به اقاییش نمیگه هر کسی
****************
خانومی:
خانم محترم مگه گفته به اقاییش هر کسی!؟!
اقایی:
بله ۲۰ روز پیش که داشتیم در موردش بحث میکردیم که ییهو گوشیم خراب شد
************
خانومی:
اها اون موقع رو میگی..
دورت بگردم معلومه مرد من هر کسی نیست و زندگی خانومش.
اقایی:
یه خانوم محترم اها میگه!؟!؟
معلوم بود از حرفات
************
اقایی:
پست جدید
************
برچسب:
نویسنده: آرتین طاهری