خرید بک لینک

ادامه

خانومی:

مگه میشه دلم نخواد تو بغلت باشم!؟!؟
فقط میگم اذیت نشه مردم.

اقایی:

نعععع

من اذیت میشم با تو؟!؟

**************

خانومی:

قربونت برم من نه نمیشی

اقایی:

میزارمت رو زمین و میگم بپوش که بریم خوشگلم

****************
خانومی:

میپوشم و میگم آخ جونمی جون بریم....

اقایی:

دستامو دور کمرت حلقه میکنم و راه میرم و همراه میای و در رو باز میکنم و میگم بفرمایید نفسم و سوار اسانسور میشیم و میریم پارکینگ و در رو برات باز میکنم و میگم بفرمایید بشینید خانومیه رانندم

*************
خانومی:

میخندم و شیطون میگم مطمئنی کارات و کردی و دیگه کاری نداری!؟!
بعد سوئیچ و میگیرم و میگم با مامان جون اینا قشنگ خدافظی کردی!؟! خخخخخخ

اقایی:

برمیگردم سمتت و میگم بله مطمئنم و میشینی تو ماشین و میخوام در رو برات ببندم که سرمو میکنم تو ماشین و میچسبم بهت و لباتو میخورم و دستامو لای پاهات میکشم و میگم امشب چه کیفی کنی تو موقع رانندگی و میخندم و در رو میبندم و میرم اونور میشینم و ریموت در رو میزنم و در باز میشه و میگه بفرمایید بانو

ینی چی قشنگ!؟!

***************
خانومی:

تا بیای بشینی صندلیمو تنظیم میکنم و میای میشینی و روشن میکنم و از پارکینگ میام بیرون و وایمیسته و درو میزنی و میگم بفرمایید سرورم از کدوم طرف باید برم!؟

ینی خدافظی آخره وقتی سوئیچ و میدی من رانندگی کنم..

امید حالم یه جوریه تو دلم انگار آشوبه همش تیر میکشه یا مثل سوزن سوزن شدن از وست سینم هست تا شیکمم..
چیکار کنم به نظرت!؟

اقایی:

از هر طرف دوس داری عزیزدلم

دستاتو میگیرم تو دستم و میگم دیگه اینجوری نگیااااا

دستمو از گردنت و روی هلوهام و نوازش میکنم و فشارشون میدم و میام پایین تر و شکمت و زیر شکمتو دست میکشم و میگم برای چی اینجوری شدی خانومم!؟!؟

دستات تو دستمه و فشار میدم و نوازش میکنم و میگم نیگام کن تا اروم شی و بعد لباتو میبوسم و میگم الان خوبی!؟؟!

***************
خانومی:

پس مستقیم میرم..
چشم سروری..
نمیدونم چرا مثل آدمای دلشوره دار شدم..
اوره خوبم ولی بار آخرت باشه وقتی رانندگی میکنم ببوسیما من ناشیم مثل اقاییم نیستم که منو میزاره رو پاش و رانندگی میکنه من باهام بحرفی نمیتونم جواب بدم بوسم کنی که دیگه واویلا

اقایی:

مستقیم برو و سر خبابون چپ

چشمات بی بلا

ایجوووونم، اخه چرا!؟!؟

انگار متوجه حرفم قبل اینکه بیام و اینور سوار بشم نشدی، شیطون میگم بوس تازه اولشه

**************
خانومی:

چشم سرورم اینم به چپ..
نیدونم..
ااااااااا پس خودت رانندگی کن چون من حالی به حالی میشم کار میدم دستمون

اقایی:

افرین حالا همینو تا ته برو

نترس من کنارتم راحت رانندگیتو کن

دستمو میبرم لای پاهات و میزارم رو بهشتم و میگم خودت رانندگی میکنی

*************
خانومی:

چشم قربان..
نمی ترسم..
نه قصد داری امشب دیوونم کنی.

اقایی:

چشمات بی بلا

خداروشکر

سرمم میارم نزدیکت و اروم در گوشت میگم مگه بده!؟!؟؟

****************
خانومی:

نوچ عالیه.

اقایی:

شیطون میگم حالاکه عالیه اجازه هست دستمو ببرم زیر شورتت و انگشتمو بکنم داخل!؟!؟!!

****************
اقایی:

الهی قربونت بشم من خوابت بردش!؟؟؟

دستامو دورت حلقه میکنم و میکشونمت تو بغلم و محکم بخودم فشارت میدم و میبوسمت و با موهات بازی میکنم و میگم شبمون بخیر

****************
اقایی:

فسقلیم نت پیدا کردم

سلام یکی یدونم

خوبی!؟!؟

بدون اقاییت خوش میگذره!؟!؟

************
خانومی:

سلام زندگیم..
خوبی عمرمن!؟!
امید دیشب داشتیم میحرفیدیم شارژم تموم شد تا العان رفتم شارژ گرفتم و آمدم..
امیدیم امروز نبود! ؟!
بابت دیشب ازت معذرت میخوام

انگار مرد من حتی واسه شب بخیر هم نیست..
اشکال نداره میام تو بغلت و سرمو میزارم رو سینت و میچسبم بهت و پاهامو میپیچم دور پات و رو قلبت و میبوسم و میگم خوب بخوابيم مرد من.

صبح بخیل مرد من..
امروز راه میگفتین!؟!؟
امروز زود بیدار شدم که بابا جونت و برسونم جایی..
اگر بیداری صبحونمون و آماده کنم.

انگار مرد من از دیروز راهی سفر شده و اون جا هم کلا نت نداره..
دلم برات یه زره شده..
هر جا هستی مراقب خودت باش مهربونم..
شبمون بخیل

اقایی:

الان خوب شدم

پس شانس اوردی اونروز که تا شب شارژ نداشتی منم نیودم وگرنه من میدونستم و تو

فسقلی اینجوری میگی واس شب بخیر گفتنم نیستم، اصلا طرز گفتنت قشنگ نبودااا

سه شنبه صبح زود بیدارم کردن بردنم وگرنه پیشم میبودم دیگه فسقلیم

هرجایی نیستم ، یا بالای درختم و یا پایین درخت دارم جمع میکنم، ولی خداروشکر انگورا نرسیدن و بادوما و گردوها تموم شن برمیگردیم

هستی یکی بدونم!؟!!

************
اقایی:

گلکم تایماییکه باغم که گوشیمو نمیبرم و میزنم شارژ

ولی تایماییکه خونه ام، میام وب

الانم ساعت چهار برگشتیم خونه و الان وبم

نمدونم هستی یا نه

اگه نبودی و خواستیم بریم بهت خبر میدم

***********
خانومی:

سلام دورت بگردم
خوبی نفسم!؟!
دلم برات یه زره شده..
العان نمیتونم بجوابم امروز از صبح داریم کابینت تعمیر میکنیم و کمد میچینم..
شب ساعت بگو بیام پیشت

اقایی:

علیک سلام تاج سرم

نوچ

دل منم برات یذره شده

ایجاااان، خانومیم دست به اچارم هست... خخخخخخخخخخ

چه خشن، نمدونم بازم میخوان برن باغ یا نه، اگه برن هشت اینا برمیگردن خونه

منم قبل رفتن گوشیمو میزنم شارژ و میرم و هشت برگردم ببینم اگه بودی و نمیرفتی پیش خانواده میمونیم وب ولی اگه میخواستی بری پیش خانواده، نمیام وب تا شارژم تموم نشه که ساعت دوازده اینا میای باشم پیشت

************
اقایی:

فسقلیم که نیست پس منم دراز میکشم

مراقب خودت باش

فعلا

************
اقایی:

خسته نباشی زندگیم

کاراتون تموم شد بهم اطلاع بده نفسم

**************
اقایی:

هنوز نیومده فرنازیم!؟!؟

***************
خانومی:

یه دور آمدم میخواستم بجوابم مامان صدا کرد واسه شام..
میشه بعدا حرفات و بجوابم!؟!
آخه العان دلم میخواد تعریف کنیم.

اقایی:

ایجان

هرچی بانوم بخوان میشه

ایجان، دلت میخواد چی تعریف کنیم!؟؟!

***********
خانومی:

جونت بی بلا..
فدات بشم..
این که جدا از هم چیکار میکنیم!؟!
من که از صبح لای شیشه حبوبات و ادویه و آرد و سبزی و خشک و اینا بودم
پاک کردبم ریختیم تو شیشه و اسم زدیم و چیدیم تو کشو

اقایی:

جونم فدای فرنازیم

خدانکنه

ایجان، خسته نباشی عزیزدلکم

باز کار تو از من راحت تر بود، من بدون بانوم یا تو باغ بالای درخت بودم و یا پایینش داشتم بادوم جمع میکردم و یا تو خونه داشتم به مامان جونت اینا کمک میکردم که پوستشونو بکنن و امروزم فهمیدم میشه نت داشت اینجا و گوشیمو بردم پیش شورا و کد زد و نتم اومد که تونستم بیام وب

یدونه خط بلند هم ازمچ دستم تا ارنجم شاخه درخت انداخته و خدا کنه جاش نمونه فقط

فسقلیم باتری گوشیم خرابه و دیر دیر میجوابی ممکنه شارژم تموم شه هااا

***********
خانومی:

جونت سلامت..
الهی فرنازت فدات بشه خسته نباشی مرد من..
آخ جونمی پس دیگه نت داریم..
الهی.. درد نمیکنه! ؟! ؟
منم ظهری غذا درست کردن کمک مامان کردم دستم گرفت به رنده اوخ شدم..
ببشخید

اقایی:

من باید فدای خانومم بشم....

یکی یدونمم خسته نباشه

اره نت داریم....

نه اصلا نفهمیده بودم، تازه دیدمش

الهی، دستاتو میگیرم و میارم بالا و میبوسمش و میگم الان خوب میشه

نمخوام بگی ببخشید خنگولم، دلم میخواد بیشتر باهم باشیم، اگه پیش خانواده ای یا کار داری بگو تا بعدا بیایم

************
خانومی:

خدا نتونه..
وقتی آمدی کنارم همشون فرار کردن..
الهی..
میپرم بغلت و ميبوسمت و میگم اوره..
الهی.. نه بمونیم میترسم خوابم ببره.

اقایی:

خدا کرده خوشگلم

ایجوووونم

اخ که چقد تو ماهی

دستا و پاهامو دورت حلقه میکنم و بخودم فشارت میدم و میگم دوریت دیوونه کننده بود

لبلمو میزارم رو لبات و میبوسمت و لبمو جدا میکنم و میگم امشب خواب رو ممنوع کنم!؟!

***********

خانومی:

فدات بشم الهی.. خخخخخخخخ
لبات و نرم میبوسم و میگم هر دستوری میدی اطاعت میکنم قربان

اقایی:

پتومونو از رومون میندازم اونور و میگم دلم گرمای بدن فرناریمو خواست ییهو

من بیخود کنم دستور بدم به ملکم، من فقط درخواست میکنم

************
خانومی:

ای جونم..
چه جوری دوست داری گرمت کنم!؟!
فدات بشم من

اقایی:

جونت بی بلا

هرجور صلاح بدونی و خودت دوس داشته باشی، برا من همینکه کنارم دارمت خودش ینی گرما

من باید فدای نفسم بشم

**************
خانومی:

اروم لبامو میزارم رو لبات و شروع میکنم به بوسیدنت...
خدا نتونه

اقایی:

منم یواش همراهیت میکنم و دستامو میبرم تو موهات و باهاشون بازی میکنم

خداکرده

*****************
خانومی:

اروم آروم نوازشت میکنم و بعد لبامو جدا میکنم و میگم دلم برات یه زره شده بود.

اقایی:

دستمو میکشم رو صورتت و نوازشت میکنم و میگم قربون دل مهربونت بشم من خانومم

دل منم برات یذره شده بود عزیزدلم

********************
خانومی:

همش ناراحت بودم که چرا اون شب نتم تموم شد..

اقایی:

بخودم فشارت میدم و میگم دست خودت نبود که خانومم

الانم دیگه بیش ازین خانومیم رو اذیتش نکن که کلامون میره توهماااااا

الانکه تو بغلمی جبرانش کن خب

*********************
خانومی:

چشم اقایی..
چیکار کنم!؟!؟

اقایی:

چشمات بی بلا نفسم

نمدونم

*******************
خانومی:

میخندم و اشوه گر دستمو میکشم رو تنت و میگم ینی میگی دلت عملیات میخواد!؟!

اقایی:

نیگات میکنم و میگم اونوکه همیشه دلم میخواد ولی من الان حرفی از عملیات نزدم و با شیطنت میگم خودت دلت میخواد چرا منو میندازی وسط

********************
خانومی:

منم همیشه دلم میخواد زندگیم ولی مهم اینه ابنباتم کی دراز بشه برام

اقایی:

خب واقعیتش ابنباتت هر لحظه و همیشه برای خدمت رسانی امادست برای فرنازیش

*****************
خانومی:

جووووووووووون

اقایی:

انگشتمو میکشم رو لبات و میگم وقتی هم اینجوری جوووون میگی خیز یرمیداره برا بلند شدن

***************
خانومی:

خخخخخخخخخخ

اقایی:

فسقلیم!؟!؟؟

****************
خانومی:

جووون دلم!؟؟

اقایی:

وقتی میخندی دوس دارم فقط نیگات کنم

**************
خانومی:

ینی میگی برات بخندم!؟!

اقایی:

تو دو پیام قبلیت خندیدی دیگه

الان باید برام صحبت کنی

از کارات بگو، علایقت، از چیزاییکع دوس داری تجربشون کنی

*************
خانومی:

چشم عمر من ولی چی شد یهو!! خخخخخخ
کارام که هیچی والا تازه انتخاب واحد کردم فقط یکی از درسای دو واحدیم مونده بردارم..
از کدوم علاقم بگم!؟!؟
فعلا هیچی دوست ندارم تجربه کنم دلم استراحت طولانی میخواد.

اقایی:

چی چیشد یهو!؟!؟!

ایجان، باز دانشگا شرو شد!؟!؟

مگه چند تا علاقه داری!؟!؟

قربون خانومیم بشم من..... استراحت از چه نظر فسقلیم!؟!؟! یساله تو خونه استراحت نکردی مگه!؟!؟

*************
خانومی:

اخه یهو رفتی رو حرفیدن و...
جونت سلامت.. بلی..
اگر از نظر زندگیم میپرسی یدونه..
خدا نتونه.. آخه این ترممون خیلی طول کشید هنوز تعطیلات تابستون و حس نکردم

اقایی:

خب اخه فسقلیم به اون جریان بلند شدن خندید و گفتم لابد حرف بدی زدم و بحث رو عوض کردم

کلاسات از کی شرو میشه!؟!؟

یدونت چیه!؟!؟!؟

خداکرده.....الهی، نترس دانشگات زودی تموم میشه و راحت میشی

****************
خانومی:

نه دورت بگردم اصلنم حرف بدی نزدی.. اصلا برا خانومت باید بلند ولا غیر..
آخر این ماه..
یدونم خودتی..
از به طرف هم دوست ندارم درسم تموم بشه آخه دیگه بعد دانشگاه چیکار کنم

اقایی:

قربون ولاغیر گفتنت بشم من...... جز تو دنیا به چشم نمیاد که بخوای ولاغیر برام استفاده کننی همه کسم.... دنیا و دار و نداره من خودتی و خودت

ینی یکشنبه!؟!؟

یدونت فدات بشه

ایجووونم، زبون درازی میکنم و میگم بعد دانشگات خونه داری میکنی دیگه

**************
اقایی:

نمدونم خانومیم خوابش برد یا داره مینویسه

۱۱ درصد مونده شارژم زندگیم

پتومونو میکشم رومون و دستامو دورت حلقه میکنم و لبمو میزارم رو ببات و طولانی میبوسمت

اگه خاموش شد و جوابیدی و نتونستم بجوابم ببخشید

شبمونم بخیر

***************
اقایی:

خداروشکر که زمانیکه شارژم تموم داره میشه زندگیمم خوابش برده

اروم بخودم فشارت میدم و دستمو میکنم تو موهات و میگم شبمون بخیر ماه اسمونم

**************
اقایی:

سلام زندگیم

ظهرمون بخیر

خوبی!؟!؟

ساعت نزدیکای سه شده، هنوز بیدار نشدی تنبل خانوم!؟!؟!

پاشو ببینم اقاییت گشنشه

************
خانومی:

سلام زندگیم
خوبی مهلبونم!؟!
خیلی وقته بیداریدم ولی گوشیم شارژش کم بود دیشب بعد خوابمم برد وسط حرفامون صبحی گوشیم خاموش شده بود..
قربونش برم من چی درست کنم برات!؟

اقایی:

علیک سلام تاج سرم

ممنون نفسم، یکی یدونم خوبه!؟!؟

ایجاااان

خدا نکنه، من باید قربون بانوم برم..... هرچی درست کنی مردت میخوره

**************
اقایی:

زندگیم مامان جونت صدام میکنه

میرم و زود میام

***************

اقایی:

اصلا این فسقلیم زودتر از من رفته

من اومدم

***************

اقایی:

۴۵ درصد شارژ دارم

گوشیمو میزارم کنار و چهار و ربع میام شاید اومده باشی

***************
مامان جونت بیدارم کرد بریم

فعلا

**************
اقایی:

سلام زندگیم

ظهرمون بخیر

خوبی یکی یدونم!؟!؟

اول بابت دیشب توضیح بدم که نتم وصل نمشد و تا ۱۲ بیدار موندم و دیدم وصل نمشه خوابیدم

الان برم جوابای بانوم رو بدم

************

خانومی:

الهی..
باشه زندگیم شب منتظرتم.

بدون امیدیم که هیچ وقت خوش نمیگذره..
خدارو شکر..
ببشخید آخه دلتنگت بودم..
مگه العان بادوم هست!؟!؟
اوکی زندگیم مرسی که اطلاع دادی..
دست به آچار که نه..
خدا نتونه.. میدونم.. ای جونم..
فکر کنم یکشنبه شروع بشه..
خدا نتونه..
اقاییم زن خونه دار دوست دارن!؟!؟
منتظرم تا بیای.

انگار پسرک من امروز حسابی خسته شده و خوابش برده..
میام کنارت دراز میکشم و پتومون و میکشم رومون و لبامو چفت لبات میکنم تا خوابات ابنباتی بشه..
شبمون شیرین زندگیم.

اقایی:

اخ که چقد توماهی

امیدت فدات بشه

منم دلتنگت بودم ولی اونجور حرفیدن زیبنده ی بانوم نیستااا

پس بادوم کیا هست!؟!؟؟

پس از یکشنبه بیداری

خداکرده

خانومی باید خونه دار باشه که وقتی مردش اومد خونه بره سمتش و کیفشو ازش بگیره و همراهی کنه و کت مردشو از تنش دراره و بزاره سرجاش و بعد بیاد و خودشو تو بغل مردش قرار بده دیگه

حسابی هم خسته کنندست ولی فسقلیمم اینجا پیشمون بود کیف میداد

**************
انگار فسقلکم نیست

منم دارم میرم باز

فعلا

***************
خانومی:

سلام عزیز دلم
خوبی!؟!
میدونم زندگیم اگر میتونستی که میومدی پیشم..
خدا نتونه..
راست میگی اقایی..
بادوم اخرای بهار اولای تابستون که چاقاله هم میخوریم..
اوهوم..
ای جوووووووونم..
بله عزیز دلم.

اقایی:

علیک سلام وروجکم

ممنون یکی یدونم

ببینم فسقلیم امروز کجا رفته بود اینهمه دیر اومد پیشم!؟؟!

بله

جدی!؟!؟ اینجا این تایم در میاد وروجکم

****************
خانومی:

خونه بودم.. ولی نتم خیلی ضعیفه به خاطر همین نتونستم بیام تا العان وصل شدم به بابا..
چه عجیب.

اقایی:

ایجان، فسقلیم هنوز برا خودش نت نخریده!؟!؟

عجیب که همه چیه این دنیا عجیبه فسقلیم.... هرجایی یه اب و هوا داره دیگه

*************
خانومی:

نوچ نمیتونم بگیرم فعلا..
اوهوم.

اقایی:

چرا!؟؟؟

میام کنارت دراز میکشم و میکشونمت تو بغلم و میگم دلم برات یذره شده

****************
خانومی:

چون این بسته ای که میگیرم اگر زود تر از تاریخ تموم بشه نمیتونم دیگه بَسته بگیرم تا تاریخش تموم بشه..
دل منم زندگیم.

اقایی:

انگار اینجوریکه بوش میاد یه دو هفته ای مهمون باباجونی

لبامو میزارم رو لبات و میبوسمت و با موهات بازی میکنم و پتومونو میکشم رومون و قشنگ میچسبونمت بخودم و میگم قربون دل مهربونت بشم من همه کسم

*****************
اقایی:

انگار زندگیم خوابش برده

محکم بغلم فشارت میدم و پاهامن دورت حلقه میکنم و میگم شبمون بخیر یکی یدونم

*****************
خانومی:

سلام زندگیم
صبحمون بخیل
خوبی!؟
اوره و نت آزاد..
پس بگو چرا دیشب یهو خوابم برد بغلم کردی گرمای تنت نشست رو تنم و چشمام سنگین شدن..
داری میری مراقب مرد منم باشیاااااا

اقایی:

سلام تاج سرم

صبحمون بخیر

میشه تو رو داشت و خوب نبود!؟! فسقلیم خوبه!؟!؟

الهی

یادم باشه ازین به بعد بغلت نکنم پس

چشم رندگیم، توام مراقب همه دنیای من باش تا برگردم

درساتم خوب گوش بده و شیطونی هم نکن

*****************
خانومی:

نوچ نمیشه..
فسقلیت هم تا اقاییش و داره عالیه..
بغلم نکنی که دیوونه میشم..
چشمات سلامت..
چشم منم مراقب فسقلیت هستم..
چشم اقایی.

اقایی:

معلومه که نمیشه

اقاییش فداش بشه

اخه بغلت نکرده خوابت میبره

چشمات بی بلا همه کسم

من برم دیگه خانومم

اجیمم امتحان داره و گوشیمو میخواد

اومدم خونه میام وب

مراقب بانوم باش

فعلا زندگیم

****************
خانومی:

خدا نتونه..
خوب آروم میگیرم بغلت خوب..
سال تحصیلی شروع نشده امتحان چی!؟!؟
مراقبش بودم..
منتظرم عزیز دلم


اقایی هنوز نیومدی خونه!؟!
دلم برات یه زره شده از صبح خبر ندارم ازت..

نت مردم وصل نمیشه!!
دراز میکشم بیا بغلم تون تا بخوابيم اقایی..
شبمون شیرین زندگیم..

اقایی:

سلام زندگیم

ظهرمون بخیر

خوبی!؟!؟

دلم برات یه ریزه شده

دارم دیگه میمیرم از خستگی

شبا و صبحاش زیادی سرده و افتاب ظهراش زیااادی دااااااغ، سیاه شدم رفت

هداروشکر که بغلم اروم میگیری

از ۱۵ شهریور مدرسشون شرو شد.... دیگه مدرسشون گفته تند تند ازشون امتحان میکیره که افت نکنن و درساشونو بخونن

دیروز از صبح تا شش بعد از ظهر یه سره تو باغ بودیم

اخ اخ فسقلیم تو یجا سه بار به یه شکل خوردم زمین.... یبارش مچ دستم گیر کرد زیرم و خدا بخیر کرد نشکست، ولی درد میکنه

دل منم برات یه ریزه شده

نت که اذیت میکنه و تو وبم میام با سختی میاره بالا و زود زودم باید پست جدید برنم

ایجووووونم، دلم برا بغل یکی یدونمم تنگ شده

امشب اسمون رو نگاه کن که برات میخوام بوس بفرستم

چخبر از کلاسات!؟!؟ خوبن!؟! این ترم درسات اسونن!؟؟

*****************

اقایی:

یکی یدونم نیست!؟!؟

****************
اقایی:

گلکم باز داریم میریم

فعلا

***********
اقایی:

فسقلیم انگار امروز نیست اصلا

سرم درد میکنه

میرم بخوابم

شبمون بخیر

**************
خانومی:

امدم نخواب.

اقایی:

سلام فسقلیم

صبحمون بخیر

خوبی!؟!؟

خیلی دیرومدی خانوم خانوماا

بعدشم شب بخیرت کو!؟!؟!

****************
اقایی:

عزیزم دارم میرم

مراقب خودت باش

فعلا

****************
اقایی:

من اومدم خانومیم نیومده هنوز!؟!؟

****************
خانومی:

سلام عزیز دلم
ظهر مون بخیر
خوبی!؟!
ببشخید منتظر نت بابا بودم..
خوابم بردش..
چشم شما هم مراقب مرد من باش..
خوش آمدی عزیز دلم


دل منم برات یه ذره شده..
خستگیات به جونم نفس فرناز..
الهی..
چه سخت..
الهی العان بهتره! ؟! چیزیت که نشد!؟! ؟
ای جونم..
بوسمو بده ببینم..
خوبن..
آخ نه این ترم از ترم قبل سخت تره..
امید کلاسم داره شروع میشه شاید دیر بجوابم

اقایی:

علیک سلام ملکم

یکی یدونم خوب باشه منم خوبم

نمیبخشم

الهی

شما!؟!؟!؟؟؟

قربون دل مهربونت بشم من خانومم

خدانکنه عمر من

اخ که چقد تو ماهی

الانکه پیشتم سختیاش از یادم رفت

بهش فشار نیاوردم یکی یدونم

جونت بی بلا

میام کنارت و تو بغلم میگیرمت و اروم در گوشت میگم اگه وسط ترمت بود گوشیتو ازت میگرفتم و میگفتم درس تعطیل ولی اول ترمه و بهتره که گوش بدی درساتو و بعد لبمو میزارم گوشه لبات و طولانی میبوسمت

خداروشکر

ایجاااانم، کمک خواستی بگو

بفرما فسقل جونم برات گردو کندم

http://s15.picofile.com/file/8408979950/3D07EE71_21D4_4891_BD29_ED78EEFD9E19.jpeg

***************
خانومی:

خدارو شکر..
کیو منو یا بابا و؟؟
تاج سرم مراقب مرد من باش..
خدا نکنه..
ای جوووووووونم..
مطمئن باشم!؟! درد نمیکنه! ؟!
گوشیمو میزارم کنار و سرمو آروم میچرخونم تا لبام کامل بیاد رو لبات و شروع میکنم ميبوسمت و...
دیگه روم نمیشه ترم پیش خیلی انداختم توی زحمت..
ای جونم ممنون مهربونم.

اقایی:

تو رو

دیگه بگی دوباره شما من میدونم و تو

خداکرده

جونت بی بلا خوشگلم

نه تا الان اذیتم نکرده

منم دستامو میبرم تو موهات و باهاشون بازی میکنم و همراهیت میکنم تو خوردن لبات

دیووووونه روت نمیشه چیه!؟!؟ هر کاری از دستم بر بیاد برا یکی یدونم میکنم من، کاری داشته باشی و از دست من بربیاد و نگی دیگه نه من، نه تو

جونت بی بلا، بدون که هر لحظه و هرجا فقط و فقط تویی تو قلب و ذهن و سینم

*************

خانومی:

بابا دیر نت داد بهم..
باچ سروری..
خدارو شکر..
سرمو کج میکنم و یکم میرم عقب تا اذیتت کنم و حرس بخوری و...
ای جونم چشم ممنونم عزیزکم..
قربونت برم من.

اقایی:

مقصر خودتی

افرین

حرصم میگیره و دستمو پشت سرت میزارم و نکهت میدارم و میگم نکنه دلت لبامو نمخواااد دیگه!!!!؟

جونت و چشات بی بلا

خدانکنع گلکم

***************
خانومی:

برای چی!؟!
لبمو گاز میگیرم و میگم ااااااااا وا این حرفا چیه نفس من!؟!
خدا کرده..
اقایی من امروز نرفتن باغ!؟

اقایی:

برای اینکه دیر نت گرفتی

منم لبمو میزارم رو لبات و گاز میگیرم و میگم پس چرا سرتو بردی عقب!؟!؟؟

خنگولم نرفتیم چجوری برات گردو چیندم!؟!؟ چرا دیگه گلکم، زود برگشتیم و اومدم پیشت و بعد از ظهرم رفتیم و الان برگشتیم

***************
خانومی:

گفتم بهت که چرا..
چون دلم خواست حرص خوردنت واسه خانومت و ببینم بعد نمیزارم چیزی بگی و لبام و میزارم رو لبات..
راست میگیااااا

اقایی:

باباجون ینی گوشیشونو ندادن تو وصل شی!؟!؟؟

ایجووونم، فسقلی تو تموم دنیای منی

بله

*************

اقایی:

فسقلیم میشه زود بیای

خوابم میبره هاا

دلم برات تنگ شده

*********
اقایی:

ساعت ۱۱ و نیم شد

تا الان بزور بیدار موندم

اگه خوابم برد شبمون بخیر

***********
اقایی:

سلام گلم

صبحمون بخیر

خوبی!؟!؟؟

خوش میگذره هاا بهت اقاییت نیست

فعلا

*************

خانومی:

سلام دردونه
صبحمون شیرین
خوبم خودت خوبی!؟
باز حرفای بد بد زدیااااااا

اوهوم..
فدات بشم..
آخ قومون دلش بشم من..

ببخشید بابا رفت بیرون نت نداشتم

اقایی:

علیک سلام شادونه

خداروشکر؛ تو رو میتونم داشته باشم و خوب نباشم؟!!!

بعلع

خدانکنه

نمیبخشم؛ ببینم بابا جون نیستن چجوری فسقل خانومم به کلاسای مجازیش میره؟!!؟؟

***********

اقایی:
ساعت یک و نیم شدش

انگار نیست فسقلیم

من میرم نهار بخورم و بعدش بخوابم

************
خانومی:

نوچ نمیشه..
جریمه داری..
کلاسامو با بابا مچ میکنم اگر نباشه نمیرم سر کلاس هفته اول زیاد مهم نیست..
الهی..
میام کنارت دراز میکشم و سرمو میزارم رو بازوت و نیگات میکنم

اقایی:

به چه گناهی برام جریمه نوشتی!؟!؟

اها

بازم خوابم میاد

اگه فسقلیم باشه نمیخوابم ولی اگه نباشه باز خوابم برده

************

خانومی:

به جرم بد حرفیدن با مرد من..
مرد با شخصیت من آها نمیگه هااااااا
الهی فداش بشم من پسرکم خوابش میاد.

اقایی:

کی بد حرف زدم با مردت!!!!!؟!؟

بله بله

خدانکنه

کلاست تموم شد!؟!؟

************

اقایی:

فسقل جان میاد نظر میده و میره؟!!!؟؟

سری بعد تو پست جدید میجوابم

***********

اقایی:

شب بخیر

************

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: يکشنبه 1 فروردين 1400 ساعت: 2:16

صفحه بندی