ادامه
خانومی:
خدارو شکر..
اوهوم..
بله عزیزم..
بلی..
ینی بله بله ادامه بده..
بزن..
یکی دوبار از خواب پریدم آمدم وب بعد داشتم میخوندم خوابم می برد... خخخخخخخخخ
عیب یابی چی!؟!
نه مهربونم ممنونم ازت..
ببشخید..
نیاز چی!؟!
اااااااا چه لا!! ؟؟
خوب خوابم میومد..
باچ زندگیم.
اقایی:
ایجونم... ازین به بعد دیر بیدار شی ادامش میدم
گلوم پاره میشه
اها، پس که اینطور
یدونه دستگاه کپیه که روشن نمیشه و گفتم یکی بیاد ببینه چشه
نمیبخشم
نیاز مالی
نمدونم چرا
خواااااب؟!؟؟!؟
************
خانومي:
پس منم دیر بیدار میشم ازین به بعد.. خخخخخخ
نمیشه..
چه طور!؟!
اقایی من که اوستاد این کاراست..
چیکار کنم ببشخیم!؟!
امیدم هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت برای نیاز مالی اون وسیله ای و که داری نفروش فقط وقتی یه چیز و بفروش که میخوای از همون بهترشو بگیری یا کلا نمیخوای و به کارت نمیاد با فروشش یه پولی دستت میاد.. این جا ایرانه و به نظر من تجربم تو این چند سال اینه که چیزی و نفروشی بهتره..
بدون چه لا..
آره دیده
فکر کنم تامیر کاره آمد که نیستی
اقايي:
ااااااااا نمخوااااام
ميشه
همينطور
اخه اين دستگاش بزرگه و نمدونم از كجاشه كه خراب شده
فعلا يه بوس بده تا در مورد تنبيهت فكر كنم
ايجان، قربون تجربت بشم من فنچكم
چمش
اينهمه خواااب اخه!؟!؟
بلي
*************
خانومي:
من دوش دالم.. خخخخخخخ
نمیشه..
ای جون..
لبامو میزارم روی لبت و میگم اوووووووم و بعد لبامو جدا میکنم و میگم نوش جون..
جونت بی بلا..
چمشات بی بلا..
خیلی خواب الو شدم..
کارت درست شد!؟
اقايي:
نه
من دوس ندارم
جونت بي بلا
نه اين تايمش كم بود، يدونه ديگه
نخير ييهو اينهمه داري ميخوابي
نه
**************
خانومي:
چه لا!؟!
گفتی یدونه بوس..
خوب خوابم میاد..
چه لا درست نشد!؟
اقايي:
اخه اينجوري همش ميخوابي و پيشم نيستي
الان ميگم يدونه ديگه، مشكلي هست!؟؟!
اينهمه!؟!؟؟
گفت ارزش نداره درستش كني و قطعاتش پيدا نمشه
**************
خانومي:
عوضش کیف میکنیم..
نوچ.. لبات و غنچه کن بزار رو لبام..
اوره..
اااااا چه لا اوخه!
اميد باید برم پیش مامان اینا آخر شب میام پیشت فعلا زندگیم..
اقايي:
يني تو دوس داري كيف كنيم ولي پيشم بيدار نباشي!؟!؟
افرين دخمل خوب، لبامو غنچه ميكنم و ميزارم رو لبات
باوش
گفت عوضش كني راحت تري
اووووووم
************
خانومی:
نوچ میگم کیف میکنی و منم از کیفت بیدار میشم و کیف میکنم..
منم آروم شروع میکنم به خوردن لبات..
اها..
قومون اوم گفتنت بشم من.
زندگیم بیداری!؟!؟
ببخشید دیر آمدم داداشم فیلم گذاشت نگاه کردیم تا العان طول کشید تموم نمی شود که کفرمو بالا آورده بود.
انگار خوابیدی..
پس منم میام بغلت لالا..
شبمون ستاره بارون.
اقایی:
سلام خانومیه شب زنده دارم
صبحمون بخیر
خوبی؟!؟؟!
خوش میگذره اقاییتو چشم به راهش میزاری؟!؟؟! واقعا که
اینجوری تنهایی کیف کردن اولاشو دوس ندارم
اها نه و بله
نه
نمیبخشم
انگار که، خب فسقلیم تا 1 اونم تنهایی نمتونم دووم بیارم که
******************
خانومی:
سلام اقایی
صبحمون بخیل
خوبی!؟!
منم خوفم..
ببین چه سحر خیز شدم..
ببشخید..
الهی..
بله..
چه لا آخه!؟!
ای جون
اقایی:
علیک سلام فسقلیم
نه زیاد
سحرخیز بودی فسقلیم
نمیبخشم
بله خالی نه، بله اقاییه عزیزم
برا اینکه هی تنهام میزاری.....
جونت بی بلا
****************
خانومی:
چه لا!؟!
آره خیلی سحر خیز بودم.. خخخخخخخخ
ااااااااااا
بله اقایی عزیزم..
ای جوووون
اقایی:
اخه صبح با ضعف شدید و سردرد و ابریزش بینی از خواب پریدم و فک کنم سرماییدم
خیییییییییییییییلی
بله خانومی جونم، اینسری نمیبخشمت
هنوز بخشش دیروز عصرت هم انجام نشده بود که دیشبم که ناراحتیام افزودی با نیومدنت
قربون بله گفتنت بشم من
ببینم تنهام میزاری ای جوووووون داره؟!؟!؟!؟
************
خانومی:
باز رو باز خوابیدی!؟!
خخخخخخخ
دلت نمیا نبخشی..
دیشب آمدم ولی یه نمه دیر آمدم..
خدا نتونه..
نوچ لوس شدنات برام ای جون داره.
اقایی:
نه
دلم میاد نبخشم... چون واقعا داره زیاد میشه
یه نمه که چه عرض کنم....
خدا کرده
پس ازین به بعد قاطع و خیلی جدی بشم که هی تنهام نزاری که هی لوش بشم
***************
خانومی:
پس چرا سرما خوردی!؟؟![]()
اون جوری بشی دیگه ای جون نداریااااا
اقایی:
نیدونم
دیگه وقتی اقاییتو تنهاش میزاری همین میشه دیگه
تو رو کنارم داشته باشم، ای جون رو هم بدستش میارم
************
اقایی:
کجا غیبش زده خانوم خانوما معلوم نیس
احتمالا هم کار داشتی که اونهمه سحرخیز شده بودی
خوش بگذره عزیزدلم
فعلا
*************
خانومی:
چه جولی میشه!؟!
هوووووم که این جور..
خوابم بردش..
نخیر زود بیدار شدم پیش امیدیم باشم.
من برم ناهار مامان دیگه داره میاد بالا سرم..
فعلا زندگیم.
اقایی:
همینجوری میشه که دیگه برات جدی میشم
بله که اینجور
بله
بله بفرمائید
**************
اقایی:
نهار هنوز تموم نشده فقسل جان؟!؟!؟!
************
اقایی:
فسقلکم فردا صبح باید برم جایی مصاحبه دارم
حدودا ساعتای 5 میخوام برم ارایشگاه
جواب ندادم ناراحت نشو
*************
اقايي:
رفتم نبود، برگشتم
فسقليم موهام زيادي بلنده و منم حوصلم نميگيره مرتبش كنم
چكار كنم برا فردا!؟!؟
***************
خانومي:
چه جولی میشه!؟!
تموم شده گوشیم شارژ نداشت..
ای جون..
باچ..
خیلی مراقب خودت باش زندگیم..
آمدی سریع برو دوش بگیر.
اقايي:
هي تنهام ميزاري تند تند
الهي
جونت بي بلا
امدم ولي كاري نكردم كه دوش بگيرم
**************
اقايي:
سوك سوك كردي و رفتي
همزمان باهات تاييد كردمااا
************
ده درصد شارژ دارم
گوشيموميزنم شارژ
فعلا
***********
خانومي:
نمیزارم عزیزم من همه فکر و زکرم خودتی..
وا پس همین جوری رفتی تا اون جا و برگشتی!؟!
ای وای فکر کردم خیلی طول میکشه تا بیای منم دراز کشیدم
جواب دادم که.
اقايي:
ميزاري ديگه
بلي، شمارشو نداشتم و رفتم تا اونجا و بسته بود و برگشتم
بلي
همزمان تاييد كرديم فك كنم
***********
خانومي:
باش..
الهی..
میخوای برات بزنم موهاتو!؟
اقايي:
ديكه الان فسقليم!؟؟
***********
خانومي:
صبح هم میشه بزنیم.
اقايي:
زودتر ميگفتي ميدادم بزني خوشگلم
گفته بود ساعت ده اونجا باشم ولي الان اس داد ١٢ اونجا باشم
**********
خانومي:
ينی دیگه موهات و کوتاه نتونیم!؟!
آخر شب کی اس داده بهت برم تیکه پارش کنم!؟!
اقايي:
برم و بيام بعدازظهر بزن، باشه!؟!؟ خسته شدم ازشون
اوه اوه اوه چه خشن، همونكه امروز بهم زنگيد گفت فردا برم مصاحبه
***********
خانومي:
اي جون.. مگه چقدر شده!؟
زن بود یا مرد!؟! ؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!! ؟! ؟!
اقايي:
جونت بي بلا، تا لبام رسيده
فرقي داره مگه!؟؟؟!
**********
خانومي:
اووووف پس اصلاح نیازی، فردا صبح بیدارم کن برات سشوا بکشم میخوای بری مصاحبه..
پ ن پ
اقايي:
اره خيلي هم خستم كرده
جه فرقي داره اونوقت!؟؟
***********
خانومي:
اي جون فردا برات درستش میکنم..
ساعت چند باید بری!؟
بله فرق داره اگر خانم باشه حق نداری بری.
اقايي:
جونت بي بلا و ممنون نفسم
ده
ايجان، نه گلم اونيكه زنگيد بهم مرد بود و قراره با همونم صحبت كنم
************
خانومي:
قربونت برم من تشکر نیاز نیست وظیفمه..
پس بیدار شدی بیدارم کن تا دوش بگیری من صبحونه بزارم بعدش هم تا صبحونه بخوری موهات و سشوا میکشم..
جونت بی بلا.. پس مدیرت زنه!؟!؟
اقايي:
من بايد قربون بانوم بشم
چشم نفسم
مديرم زنه!؟!؟؟؟ از كجا ميدوني!؟؟؟
*************
خانومي:
خدا نتونه..
چمشات سلامت..
پس درست گفتم.. فردا بری من میدونم باهات میرم پیش مامان جون چقولیت و میکنم.
اقايي:
خداكرده خوشملم
خنگولم چيرو درست گفتي!؟!؟؟ منكه گفتم مرد باهام تماس گرفت.... مديرمم احتمالا همين مردست كه قرار باهام بحرفه
***********'
خانومي:
مطمئن باشم!؟
اقايي:
دراز كشيدي رو تخت و پاهاتو از هم باز ميكنم و ميام روت و لبااو كاز ميگيرم و ميگم يني ميگي دروغ ميگم!؟!!!
************
خانومي:
انگشتمو جلوت تکون میدم و میگم نوچ ینی دارم از العان بهت میگم همکار خانم داشته باشی چشاتو از کاسه در ميارم چون فقط مال منی
اقايي:
انگشتت جلومه و ميكنمش تو دهنم و ميمكمش و بعد درش مياري و ليس ميزنمت و گردنتو ميخورم و تا لاله ي گوشتو ليس ميزنم و اروم در گوشت ميگم دورم پر از دختر هم باشه من نمتونم جز تو كسيرو ببينم فسقلي
ديووونه ي من يني تو اين نزديك هشت سال برات مسجل نشده اين موضوع كه جز تو كسي به چشم نمياد!؟!؟
*************
خانومي:
مظلوم میگم خوب العان خط و نشون بکشم خوبه.. از قدیمم گفتن قبلش باید خط خطی کنی بعدش به کار نمیاد.
اقايي:
پس كه اينطور، باشه پس ازين به بعد منتظر خط و نشوناي اقاييت باش
مطمئني اون جمله رو از قديم گفتن؟؟!!؟؟
***************
سلام خانومم
خواب مونديم
يكي يدونم حوصله ندارم
بدن دردم دارم
**************
كاش پيشم بودي و باهم ميرفتيم
*************
اسنپ گرفتم و دارم ميرم
**************
خانومي:
زندگیم برگشتی هنوز؟
اقايي:
فسقل جان رسيدم
من ميرم حموم، در رو باز ميزارم
دلت خواست بيا
************
اقاييي:
يادت باشه نيومدي باهام دوش بگيرياااااا
الان بيا موهامو خشك كن
ولي فردا وقتي تو خواب بودي و بلندت كردم و بردتم امداختمت تو وان ميفهمي كه وقتي اقاييت ميگه در رو باز گذاشتم و بيا بايد بياي
**********
اقايي:
فسقليم از صبح نبودم بهت خوش گذشته هاااااا الانم نيومدي
اگه خوابم برد بيبخش، خستم
***********
يه ربع به ٦ شد، هنوز نيومدي!؟!؟
**********
اين پسره كه باهاش حرف زدم مديرعامل نبوده
زنگ زد گفت خودش اوكي داده، و فردا صبح برم با مديرعاملشم صحبت كنم و اگه اوكي داد از شنبه برم
انكار سرت شلوغه، فسقليم مزاحمت نميشم
فعلا
***********
حوصله ندارم ديگه
اومدي رومم بكش
شب بخير
*************
دستامو دورت حلقه ميكنم و اروم همراهيت ميكنم و ميگم جوووون دلت حموم ميخواااااد!؟!؟؟
وروجكم اگه باز خوابم برد شب بخير فقسلم
برام دعا كن فردا مديرعاملش روز خوبش باشه و هرچي ميگم گوش كنه و اوكي بده
**************
سلام فسقليم
صبحت بخير
من تو راهم و دارم ميرم بانوم
درومدم بهت خبر ميدم
***********
سلام فقيليم
من اومدم
خوبي!؟!؟
ازشنبه ازمايشي ميرم تا اخر شهريور و بعدش اوكي شه ميمونم اونجا
مياي بخوابيم!؟!!
****************
سلام زندگيم
ظهرمون بخير
خوبي!؟!؟؟؟؟
ببخشيد اصلا جون بيدار شدن نداشتم
امروز بيشتر از پريروز بدن درد دارم و حوصله ندارم اصلا
برم يچيزي بخورم و زودي ميام عزيزكم
***************
خانومي:
سلام عمر من..
وقتی کنارم باشی عالیم..
الهی فرنازت فدات بشه..
باچ نفسم.
اقايي:
عليك سلام نفسم
ايجووونم، هميشه كنارت بودم و هستم
خدانكنه
حوصله درست كردن ندارم
************
خانومي:
جونت سلامت..
خدا کرده..
الهی فدات بشم من چی دوست داری برات درست کنم!؟!
اگر خیلی گشنته زنگ بزنم بیرون سفارش بدم برامون بیارن.
اقايي:
خودتو دوس دارم
يكم نون و پنير و چايي و حلوا خوردم، باز گشنم شد دست پخت خانوميم رو ميخورم
الان جواباي بانوم رو بدم كه خيلي شدن
**************
خانومي:
ای جونم بیدالی..
اوره حموم با اقایی کیف میده آب بازی می کنیم..
نخواب یکم پیشم بمون..
ای جونم چشم دعا میکنم..
خودت هم العان بگو فردا مدیر عامله حالش خوبه و منو استخدام میکنه و دوستم داره براش کار کنم
خوابیدی!؟
نه انگار نیستی بابا هم داره مسواک میزنه بخوابه و دیگه باید با نتش خدا فظی کنم فردا صبح اگر تونستم نت پیدا کنم میام پیشت..
نمیدونم چرا این قدر زود بستم تمومید..
همش سه تا فیلم از روبیکا دیدم فقط همین..
شبمون بخیر زندگیم..
سلام زندگیم
خوبی امیدم! ؟!
ای جانم باشه زندگیم منتظرتم
سلام دورت بگردم..
خوبی!؟!
نگرانت شدم..
ای جوووووووونم یه جشن مفصل در انتظارت نه سرورم..
همون کاریه که دوست داری!؟!
ساعت کاریش چه جوریه! ؟!
کارت راحته! ؟! ؟
ای جونم خسته شدی! ؟! اگر چیزی نمیخوری بخوابيم
لاي چشمام و باز میکنم و میبینم محکم گرفتیم تو بغلت و یکم متمایلی روم و اروم تکون ميخورم و سرمو میارم بالا تا صورت ماهت و ببینم و..
پتو میکشم تا رو بازوت و سرمو فرو میکنم توی سینت و چشمام و میبندم و چنگ میزنم به لباست و محکم میچسبم بهت و پامو میپیچم دور پات که وسط پامه و عطرت و نفس میکشم تا خوابم ببره
سلام نفسم
صبحمون بخیر زندگیم
پاشو دیگه خرسک من..
دلم برات تنگ شده..
امروز جمعست و بابا خونست و نت دارم خدا کنه هوس بیرون نکنه و بمونه خونه..
امیدم دلت نمیخواد چمشات و به روم باز کنی!؟
اقايي:
جونت بي بلا
پس امروز عصر اب بازي داريمااا
ببخشيد خوابم بردش
جونت بي بلا نفسم
گفته بودم نفسم
اوهوم
چرا نت خودت تموم شد!؟!؟
مطمئني همش سه تا فيلم ديدي باهاش!؟!؟
ببخشيد نگرانت كردم
خانوميم جشن دوس داره من حرفي ندارم، ولي بزار اخر شهريور اگه اوكي شد اونموقع جشن بگيريم، خوبه!؟!؟
اره همون ادمين سايته و الان تنهام و احتمالا بازم به تيمم نفر اضافه كنن
ساعت كاريشم ٨ تا ٥
راحتيشم فك ميكنم راحت باشه ولي تو اين دو هفته معلوم ميشه
ايجونم، كاش لباتو ميزاشتي رو لبام و بيدارم ميكردي
دل منم برات يذره شده بود خوشگلم
بهشون بگو بمونن خونه امروز رو كه دلم برا دخملشون يذره شده
*************
خانومي:
منم دوشت دالم ولی بگو چی میخوری دست کنم!؟!
باچ..
فقط من شارژم خیلی کمه دیر دیر جوابیدم نگران نشی همین جاهام..
اقايي:
الهي قربونت بشم، هرچي فسقليم درست كنه دوسيش ميدارم
باش گلم
************
خانومي:
اخ جووووووووونمییییییییی
نمیبخشم..
نیدونم.. آره بابا چند تا فیلم از روبیکا دیدم همین خیلی زود تموم شد کی بود نتونستم بیام گفتم نتم تموم شده از اون موقع تا العان..
نمیبخشم..
تا اون موقع صبر کنیم!؟!
ادمین سایت چیکار میکنه!؟!
چقدر زیاد.. هر روز باید بری یا دور کاریم داری!؟!
هوووووووم..
آخه خسته بودی دلم نیومد..
باچ میگم فقط زود بیا دنبالم چون بندازم بیرون جایی ندارم برم تو این کرونا بازار.. خخخخخخخ
خدا نتونه..
پس لازانیا درست میتونم.
اقايي:
جونت بي بلا
چرا!؟!؟
نتت چقدر حجمش بود!؟!؟؟
اگه ميشه
محصولاتشونو بارگزاري ميكنم و هر روز احتمالا قيمتاشونو بايد اپديت كنم و بعد كسي سفارش اينترنتي داد بايد پيگيري كنم و به مسئول فروش بگم احتمالا
هر روز بايد برم
دلت نيومد چيه خنگولم
باشخ پس بزار سه ساعت ديگه بگو كه تا يكم دعوات كنن و وسايلتو جمع كني و بندازنت بيرون منم برسم
خداكرده
ممنون خوشمزه ي من
************
خانومي:
چون نبخشم بوس اضافه میگیرم..
10تا..
اووووووم باچ..
چقدر کار خسته میشی آخه..
ااااااا اصلا کار خوبی نیست بابا به خاطر کرونا خیلیا دور کار شدن چرا اینا دور کاری ندارن!؟!
حتما پنج شنبه ها هم باید بری!!
نیومد دیده..
خخخخخخخخ باچ..
نوش جونت عزیز دلم
اقايي:
ميكشونمت تو بغلم و ميگم توكه مردتو ميشناسيش، تو بخواي از خود صبح تا خود شب بوست ميكنه
ده تا چي!؟؟؟
ديگه كاره ديگه خوشملكم
فسقليم ميگه چكار كنم!؟!؟؟
بله پنج شنبه ها تا ١
بگو بياد ديده
افرين
***********
خانومي:
لبخند میزنم و میگم آره قربونش برم من..
10 گیگ دیگه..
نرو بشین پیش خودم گیر بده بهم منم سر هر گیرت یدونه بوس میدم بهت..
هوم..
باچ
خوابيدي!؟!
من آب بازی میخوام..
اقايي:
من بايد قربونت بشم وروجكم
كم نيست برا يه ماه!؟!؟
نرم!؟!؟
اوهوم
ايجووووووونم، الان ميبرمت
*************
خانومي:
خدا نتونه..
نوچ آخه من هیچی ندارم من فقط با امیدیم چت میکنم و یکم تو انترنت و یوتوب فیلم میبینم همین قبلنا روبیکا حجم نمی خورد فقط نیاز بود نتت وصل باشه العان حجم میخوره من قبل امتحانام خیلی روبیکا فیلم می دیدم..
نرو ولی گوشیم نفروش باشه!؟!؟
ممنون..
آخ جونمی جون
اقايي:
خداكرده خوشگلم
هيچي نداريكه مگه من چيزي دارم وروجك!؟!
اون قبلنا بود كه نت نميخورد، معمولا هرچيزي اولاش كه مياد خوبه ولي كم كم بد ميشه
جدي نرم!؟!؟! كوشي فروختنم ربطي به سركار رفتنم نداشت خوشگلم، برمم ممكنه باز بخوام بفروشمش
جونت بي بلا نفسكم، نشستي و ميام و از باسنت ميگيرم و بلندت ميكنم و پاهاتو دورم حلقه ميكني و نيگات ميكنم و ميگم اماده اي!؟!؟
***********
خانومي:
بعد من از تله و... آمدی بیرون!؟!
اوهوم..
نهههههههههههه![]()
آروم لبات و میبوسم و میگم اوهوم
اقايي:
هستن تو گوشيم و پاكشون نكردم ولي خب تله كه نميرم و واتساپم اگه كسي پي ام بده جوابشو ميدم
فسقليم من سركار نرم اونوقت چجوري قراره رفاه و اسايش رو برا وروجكم فراهم كنم!؟!؟ ميخواي اين دوره ازمايشي رو برم و اگه خوب نبود نرم!؟!؟! ١٥ روز رو ميرم و اگه ديديم داريم اذيت ميشيم ميگم نمتونم، البته خودمم دودلم چون راهش يكم دردسره
ميبرمت و ميچسبونمت به ديوار و سرمو فرو ميكنم تو گردنت و شرو ميكنم به خوردنت و محكم ميمكمت و اروم گازت ميگيرم و ميكم خيلي وقته كبودت نكردم و ميخندم و از گردنت تا لاله كوشتو ليس ميزنم و ميخورمت و در گوشت اروم ميگم خيلي دوست دارم فسقليم
**************
خانومي:
هوووووووم چه پسل خوبی.. اینیستا هم نداری!؟
قربونت برم من وروجکت آرومه کنارت..
اوهوم.. ینی راش دوره!؟!
منم همراهیت میکنم و محکم میچسبم بهت تا نیفتم و میگم منم دوشت دالم عمر من..
اقايي:
خوشم نمياد زياد از شبكه هاي مجازي، چرا اونم دارم
فداي وروجكم بشم من
كمي راش دوره
بخودم فشارت ميدم و در حموم رو باز ميكنم و ميبرمت تو و شير رو باز ميكنم تا وان پر بشه و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم دوس داري تو اب روم بشيني يا روت بخوابم!؟!!!!!!
*****************
خانومي:
منم همین طور به خاطر همینه هیچ علاقه ندارم دوباره وارد شم..
خدا نتونه..
اگر حقوقش خوبه یا سابقه کاریش خوبه برو..
شیطون میگم روت بشینم..
اقايي:
اصلا دنياي خوبي نيست، ادما رو از هم دور ميكنه
من بايد يدونه شبكه اجتماعي بسازم مخصوص خودم و خودت كه اونجا هميشه با هميم اگه يوقت وب هم خراب شدش
خداكرده
حقوقش كه خوب نيست ولي برا اولش خوبه، سابقه كاريشم، يه شركته بازرگانيه كه دستگاه و سيم و كابلاي مسي وارد كشور ميكنه و به شركتا ميفروشه و تقريبا ٣٠ سالي ميشه فعاليت داره تو اين زمينه
پس ميزارم بيشتر پر بشه وان و بعد ميرم تو وان و تعجب ميكني و ميگي با لباس و ميخندم و ميگم بله كه با لباس و ميخواي چيزي بگي و دراز ميكشم تو وان و تكيه ميدم و ميخندم و نيگات ميكنم و ميگم دلم خواست لباسات بچسبه بهت و هلوهام رو از رو لباس خيس ببينمشون و بعد خانومي
*****************
خانومي:
اوهوم..
ینی چیکار کنی دقیقا!؟!
پس شرکت قوییه..
باز خجالتی میشم و بعد برای تلافی این کارت یه مشت آب بر میدارم ميريزم تو صورتت و میگم ازین به بعد دیگه خجالتی نکن بعد چپ چپ نیگات میکنم و میخندی به قیافم
اقايي:
يني بدونه اميدگرام بسازم كه عين واتساپ باش
اونجوريكه معلومه شركت قوي اي يه و اينكه همشونم باهام فاميل بودم اونجا بجز من و اونيكه مسئول مستقيم منه
از رو تيشرتت نوك هلوم رو ميگيرمش و ميمكم و ميام بالاتر و لباتو ميبوسم و بعد نيگات ميكنم و ميگم حالا اون پايينيه هم ديدن داره هااا، شانس اوردي نشستي رو پام و معلوم نيستش
*************
خانومي:
خخخخخخخخ
پس خیلی باید حواست به خودت و اون مسئولیت باشه..
عصبی تر میشم و تند تند آب ميريزم روت و میخندی و خسته میشم و ميفتم تو بغلت و اروم آروم لبات و میخورم و...
اقايي:
چيش خنده داره وررجك!؟!
هواسم به خودم از چه نظر!؟!؟!
ميفتي تو بغلم و دستمو ميبرم زير تيشرتت و اروم ميكشمش بالا و درش ميارم و نيگات ميكنم و ميگم از كي تا حالا اينجوري عصبي ميشي از دست اميدت فسقلي؟؟؟!!!؟
*************
خانومي:
امید گرام.. خخخخخخخخ
از نظر کاری..
از وقتی خیلی دلتنگشم..
اقايي:
خب شخصيه ديگه، اسمشو ميزارم فرنازگرام اصلا
چشم
دستمو ميكشم رو تنت و نيگات ميكنم و ميگم منم خيلي وقته دلتنگتم
***********
خانومي:
فرناز گرام خخخخخخخخخ نه همون امید گرام بهتره فرناز گرام خیلی ضایست..
چشمات بی بلا مهربونم..
از تیشرتت میگیرم و میکشم و از تنت درش میارم و بعد دستمو میکشم رو تنت و...
ببشخید دیر جوابیدم رفتم شام مامان داشت جرم میداد از بس صدا کرد
اقايي:
خخخخخخخ باش
دستامو ميزارم رو دستات و ميگم دلمم برا لخت خوابيدنت تو بغلم تنگوليده بوداااااا
اخم ميكنم و ميگم كلمه ي خوبي استفاده نكرديااااا
***************
خانومي:
با انگشتام رو تنت بازی می کنم و میگم حالا کجاشو دیدی تا صبح همین جوری میخوام بغلت بخوابم..
اوووووف قربونش برم چه حساس هم هست منظورم این بود جرم بدی تا صبح..
اقايي:
ايجوووونم، در خدمتم، هم خودم و هم بغلم
حساسم ديگه رو بانوم
تا خود صبح!؟؟
****************
خانومي:
فداي خودت و بغلت بشم من..
قربونش برم من..
تا خود صبح
اقايي:
خدا نكنه
شامپو بدن رو برميدارم و ميريزم رو بدنت و اروم ميشورمت و ميگم موهاتو خيس نمكنم كه شب اذيت نشي خوشگلم و بعد همينجوري دستمم ميبرم لاي پاهات و ميگم همه جاتو بايد بشورم ديگه و چشمك ميزنم و خانومي
**************
خانومي:
خدا کرده نفسم..
موهام خیس کنی اذیت نمیشم چون بعدش اقاییم برام خشکش میکنه..
میخندم و منم چشمک میزنم و میگم اون وقت منم عموهرو میشورماااااا
اقايي:
قربونت بشم من، وظيفمه
انگشتمو فرو ميكنم توت و ميگم عموهه اسم داره هااااا
***************
خانومي:
ميگم اووووووم بزار فکر کنم و بعد انگشتمو میزارم لای لبام و قیافه متفکر میگیرم و میگم اوووووووووم چی بود اسمش!؟!
اقايي:
شلواركتو ميكشم پايين و شلوارك خودمم ميكشم پايين و ميشيني رو پام و ييهو ميره توت و ميگم الان كم كم يادت مياد اسمش چي بووووود و ميچرخونمت و ميري زيرم و اروم اروم شرو ميكنم به جلو و عقب كردن و ميكم چيشد اسمش يادت نيومد!؟!؟
**************
اقایی:
سلام خانومم
صبحمون بخیر
خوبی؟!؟!؟
منکه اصلا خوب نیستم سر دیشب
این گوشیه رو ردش میکنم میره دیگه
دیشب هر کاری کردم شارژ نشد که نشد الانم شارژ نمیشه و با لب تاب اومدم
این کاره رو هم نرفتم.... ینی خودت نظرمو تغییر دادی و یکمم بابا جونت
الان ببینم چی گفته فسقلیم دیشب
**********************
خانومی:
میخندم و لبمو گاز میگیرم و میگم اومممممممم یکم ادامه بده داره یادم میاد..
امید از گوشی بابا دورم نتم ضعیف شده اذیت میکنه یکم آخ و آوخ کنیم و زودی بخوابيم بعدا نتم درست شد مفصل مراسمات و به جا بیاریم.. خخخخخخ
امیدم..
ببینم شیطونکم خوابش برد یا داره با خودش ور میره! ؟! ؟!
نه انگار خوابت بردش من نگفتم به این زودی بخوابيم که گفتم زودی شیطونی مونو انجام بدیم..
البته اگر نت داشتم تا پس فردا صبح نمیزاشتن بخوابی.. خخخخخخخ
یکم دیگه میمونم ببینم هستی یا نه..
خدا جون تایید بشه کلی تایپ کردم گناه دار
اقایی:
پس همون گوشیم دیگه شارژ نشدش.... فسقلی خانوم دور بود از نتش و دلش نبود تا صبح برا امیدش اخ و اوخ کنه
جان دلم؟!؟!
هیچکدوم
نه خوابم نبرده بودش..... درگیر گوشی بودم
منم اگه شارژ میشدم گوشیم همون دیشبم نمیزاشتم تا خود صبح بخوابی
*************
حالا گوشیمم روشن نمیشه بهشون اطلاع بدم که نمتونم بیام
***********
شارژ نمیشه که نمیشه
************
دستمو میبرم تو شورتت و اروم بهشتمو میمالم و باهاش بازی میکنم و با اون یکی دستم شورتتو میکشم پایین و سرمو میبرم لای پاهات و لیس میزنمش و بعد ابنباتتو اروم میمالم به بهشتم و یواش یواش فرو میکنم توت و داخلش شرو میکنه به بزرگ و سفت شدن و دراز میکشم روت و سرمو میبرم تو گردنت و میمکمت و اروم در گوشت میگم بلند شو دیگه دلم برات تنگ شده و یواش یواش شرو میکنم به جلو و عقب کردن ابنباتت توت و در گوشت میگم کیف میده؟!؟!؟
سرعتمو بیشتر میکنم و فهمیدی و لباتو گاز میگیری و بعد
************
خانومی:
تو خواب آه و اوه میکنم و لای چشمام و باز میکنم و میبینم چیکار میکنی و میخندم و لبمو گاز میگیرم و لباتو میزاری رو لبمو میبوسیم و..
صبحمو که بخیر کردی زندگیم..
عالیم..
چرا دورت بگردم!؟!
چی شده!؟!
خوب دیشب هم با لبتاب میومدی..
حد اقل آزمایشی و میرفتی.. بابا جون چه را نظرت و تغیر داد !؟
اتفاقا دلش بود ولی نتش اذیت می کرد ترسید کارشون نصفه بمونه گفت زود به آقاشون اطلاع بده..
جونت بی بلا..
مامان جون اینا که نبودن با لبتاب میومدی یکم آخ و آوخ میکردم برات حالت میومد سر جاش..
جووووووووون..
از تلفن خونه زنگ میزدی اطلاع میدادی.
اقایی:
سرعتمو کمتر میکنم و لباتو میخورم و میبوسمشون و میزارم ابنباتت توت بمونه یکم و استراحت میدم بهش و میگم جوووون قربون اه کردنت بشم من فسقلیم
ایجونم
خداروشکر
اخه گوشیه شارژ نمیشد و کفریم کرده بود
اگه میشد میومدم فسقل بانوم
اخه ازمایشیش رو میرفتم و بعدش میگفتم نمیام وقت خودمم هدر میدادم وقتی تصمیم بر نرفتن بود یکی یدونم... میخندم و میگم ببینم تو که دیروز مسر بودی نرم ییهو الان میگی حداقل ازمایشیشو میرفتم...تو چند ساعت از دستم خسته شدی فسقلی؟!؟!؟ هم بابت راهش و هم وضعیت قرمز و هم دورکاری نداشتن و هم اینکه میگن بگرد دنبال کار دولتی
فک کنم زودتر ازینکه به اقات اطلاع بدی به گوشیه اقات اطلاع دادی وروجک
حالم همینکه کنارت بودم سرجاش بود وروجکم
شمارشو حفظ نبودم
************
خانومی:
اوووووووم تکونش بده..
جونت بی بلا..
کفر مرد منم مگه بالا میاد!؟! من فکر میکردم فقط ابنباتش بالا میاد.. خخخخخخخخ
میدونم زندگیم..
دیوونه.. نه میگم اگر جایی دیگه کار پیدا نشه چی!؟هوووووم..
خخخحخخخخخخخخ
ای جون..
هوووم.
اقایی:
چی رو تکونش بدم؟!؟!؟
وروجک مسخرم میکنی؟!؟؟! ابنباتم که فقط برا تو بالا میاد
دیووونتم دیگه..... دیگه همونجوریکه دلت میخواست میمونم ور دلت و همش بهت گیر میدم....
جونت بی بلا نفسم
این هووم رو من نفهمیدم اخر ینی چی؟!؟!؟
*************
خانومی:
ابنباتم و تکونش بده دیده..
نوچ گفتم سر به سرت بزارم حالت خوبه..
ای جووووووووونم..
یه جور تایید کردنه..
ببشخید دیر جوابیدم امروز انتخاب واحدم نه دوستم زنگ زد درمورد انتخواب واحد میحرفی.
اقایی:
ایجوووووونم، اول خودت یکم خودتو جلو عقب کن دوس دارم نیگات کنم تو این شرایط
فسقلیمی دیگه
نترس یه چند وقت دیگه میمونم و اگه کاری پیدا نکردم سوق پیدا میکنم به سمت کار باباجونت
اها
ایجان، کمک نمخوای؟!؟!؟ کاش یکی هم به من میزنگید باهام میحرفید
************
خانومی:
دستمو ميزارم زیر کمرم تا یکم بیام بالا و بعد اروم آروم جلو عقب میکنم و....
نمی ترسم چون مرد من این قدر کار بلده که رو زمین نمیمونه..
اها گفتن در شان یه آقای متشخص نیستااااااا اا.
فدات شم.. یه نفر غلط کرده زنگ بزنه مزاحم وقت مرد من بشه وقتی امیدیم با فرنازشه.
اقایی:
دراز میشم روت و در گوشت میگم جووووووووونتکون خوردنتم دوس دارم تو این شرایط و دستمو دور کمرت حلقه میکنم و یواش یواش شرو میکنم به تلمبه زدن و میگم این فقط برا بیدار کردنت بوداااااا، باید اون برنامه ی مفصلی که بهم قول داده بودی رو برام میسرش کنی فسقلی
الهی قربونت بشم من.....
هوووم
خدا نکنه نفس جان..... جوووووووون چه خشن شدی وروچک..... چطوری یه نفر زنگ میزنه مزاحم وقت فرنازیم میشه؟!؟!؟
************
خانومی:
میخندم و چشمک میزنم و شیطون میگم ینی تواناییش و داری!؟! بعد به کمرم پیچ و تاب میدم و...
خدا نتونه..
مرسی..
خدا کرده.. اوره پس چی.. مزاحم دیگه چی کنم! ؟!؟! خخخ
اقایی:
زبون درازی میکنم و میگم وقتی اینهمه طولانی مدت به اقاییت نمیرسی خب تواناییای مردت جمع میشه رو هم دیگه.... در گوشت میگم دلم میخواد تو پشتت تواناییامو بهت نشون بدم و یکم بلندت میکنم از رو تخت و میچرخونمت و چهار دست و پات میکنمت و بعد میفتم پشتت و تو بهشتم تلمبه میزنم و میگم نظر تو چیه در مورد پشتت؟!؟؟!
خداکرده
خب منم مزاحم میخوام، نمیشه؟!؟!؟!؟
*************
خانومی:
محکم میزنی و میگم ااااااااااااه اووووووووووووم بعد ملافرو چنگ میزنم و جیغ میزنم و از باسنم میگیریم و محکم تر میزنی و نفس نفس افتادم و نمیتونم چیزی بگم و فقط ناله میکنم و...
اوووم باچ.
اقایی:
یدستمو از دورت میزارم رو هلوم و فشارش میدم و نوکشو فشار میدم و بعد اون یکی دستمو با اب بهشتم خیس میکنم و انگشتمو میکنم تو سوراخ پشتت و در گوشت میگم منظورم از پشتت این سوراخ بودش و با ابنباتت محکم توت تلمبه میزنم و میگم جوووووووون دلم برا نفس زدنات زیرمم تنگ شده بودااااااا
اقاییت داره چیکارت میکنه؟!؟!؟
خخخخخخخ فسقلی بزنگ خودت بهم
************
خانومی:
میخندم و زبونم و میکشم رو لبام و بعد چشمام و میبندم و میگم اووووووووووووم آره.. آههههههههههههه همینه.. اوووووووووووووم بزن بزن محکم بزن اقایی..
ابنباتش و میتونه توم..
دلت واسه صدامم تنگ شده!؟! خخخخخخخ
اقایی:
داری کم کم میلرزی و ابنباتتو سریع در میارم و تا نصفه میکنم تو سوراخ پشتت و میگم هنوز باهات کار دارم فسقلی خانوووووم، حالا حالاها نباید ارضا بشیاااا و بعد با دستم چوچولتو میمالم و پشتت اروم تلمبه میزنم تا جا باز کنه و تا ته فرو میکنم و در میارم و دوباره فرو میکنم و میگم دلم میخواد امروز پشتتو داغه داغش کنم با ابم و بعد سه تا انگشتمم میکنم تو بهشتم و با انگشتامم تو بهشتم تلمبه میزنم و گردنتو میمکم
جووووووون دوس داری؟!؟!؟
میشه تنگ نشه؟!؟!؟؟!
************
خانومی:
داری دیوونم میکنی و بیتابم و نالاهام خونرو برداشته و خودمم باسنم و میگیرم تا راحت بکنی توش..
اوووووووووم آره خیلی دوست دارم تلمبه زدناشو..
نوچ مخصوصا العان که حالی به حولیم کردی و ناله میکنم برات.
اقایی:
یدستم که توته و با اون یکی دستم از بالاهای سینت میگیرم و بلندت میکنم و میبرمت و یپاتو میزارم رو زمین و یپاتو بلند میکنم و میزارم رو میزت و بعد قشنگ از پشت میچسبم بهت و خمت میکنم یکم رو به میزت و تندتر و محکمتر پشتت تلمبه میزنم و همزمان هم سه تا انگشتمو تو بهشتم جلو و عقب میکنم و لاله گوشتو میخورم و میگم منم خیلی دوس دارم وقتی توت تلمبه میزنم خوشگلکم
الان که صد البته ولی خب دلم برا صدات تنگولیده... کی بزنگم بهت؟!؟!؟؟!
***********
خانومی:
دستت و میگیرم تو بغلم و مثل بچه ها انگشتت و میک میزنم و گاهی اوقات که بی طاقت میشم آه و نالم بلند میشه و وول ميخورم و بیطاقت میشم و محکم میچسبونیم به خودت و هلوت و فشارش میدی و میگی کجا فسقلم حالا حالا ها کارت دارم و همچنان تلمبه میزنی و با ناله میکنم و میگم جر خوردم بسمه و بعد رونت و فشار ميدم و میگی جوووووووووووون و...
قربونت برم من فرصت پیش بیاد بهت خبر میدم.
اقایی:
نفس زنون میرم سمت گردنت و گارت میگیرم و میگم حالا جر خوردنت مونده وروجک و بعد از توت در میارم و یکم نفس میکشی و بیهوا دوباره میکنم توت و انگشتامو در میارم و ابنباتتم در میارم و انگشتامو میارم جلو دهنت و سه تاشو باهم میکنم تو دهنت و جلو و عقب میکنم و بیهوا ابنباتتو میکنم تو بهشتم و درش میارم و میکنم پشتت و دوباره در میارم و میکنم تو بهشتم و باز در میارم و میکنم تو پشتت و همینجوری چند باری ادامه میدم و انگشتامم در میارم و میچرخونمت و لبمو قفل لبات میکنم و شرو میکنم بهخوردن لبات و یممیکمشون و همزمان هم با انگشتام بهشتمو میمالم و بعد همونجوری دراز میکشم رو زمین و میکشونمت روم ولی به حالت بلعکس و سرمو میبرم لای پاهات و از موهات میگیرم و میبرم سرتو سمت ابنباتت و میگم ابنباتت دلش دهنتو میخواد و لباتو باز میکنی و فرو میکنم تو دهنت و سرتو نگه میدارم روش و با موهات عقب و جلوت میکنم و خودت دیگه کارتو انجام میدی و منم با زبونم از نوک سوراخ پشتت تا نوک بهشتمو لیس میزنم و چوچولتو میخورم و زبونمو میکنم توش و خانومی
فسقلی من دوسالی میشه منتظر این فرصتتم
**********
خانومی:
شیطونی گل میکنه و میشینم رو صورتت و بازی می کنم و ابنباتم و میخورم و درش میارم و با دستم باهاش بازی می کنم و از این که نشستم رو صورتت لجت گرفته و دستامو از پشتم میگیری و خودت ابنباتم و عقب جلوش میکنه و....
ببینم مگه صدام چه جوری بود که این قدر منتظر شنیدن دوباره صدامی!؟!
اقایی:
باز شیطونی میکنی و از رو زمین بلند میشم و میشینم رو تخت و مینشونمت جلوم و پاهامو از هم باز میکنم و بعد دو طرف سرتو میگیرم و میارم جلو و ابنباتتو فرو میکنم تو دهنت و میگم حالا شیطونیت گل میکنه اره!!!! سرتو میارم جلوتر و تا ته میکنم تو دهنت و اوق میزنی و یکم نیگه میدارم و بعد در میارم و دوباره فرو میکنم و باز اوق میزنی و اب دهنت راه افتاده و دراز میکشم رو تخت و میکشونمت روم و میشینی رو ابنباتت و میره تو بهشتم و خمت میکنم تا قشنگ بچسبی بهم و خودتو تکون میدی و بازی بازی میکنی و منم اروم تلمبه میزنم و جلو عقب میکنم و دم گوشت میگم فک کنم برج 3 سال دیگه یدونه نی نیه خوشمل تو بغلمون باشه و محکمتر میکنم تلمبم رو و بعد خانومی
هرجوری بود.....بازم دوس دارم بشنوم..... اصلا صداتو ضبط کن و باهام بحرف همین الان... بدوووووو
************
خانومي:
همین جور که بازی بازی می کنم اخمام میره تو هم و میگم چرا برج 11 نه برج 3!؟!؟؟
امید چی میگی همه خونن
زندگیم کجا رفتی!؟
اقايي:
ميخندم و ميگم مگه ميشه ٥ ماهه بچه بدنيا بياد!؟؟!!؟
همين الااااااااااااان ميخوااااااام
فسقليم ييهو رفت
***********
خانومي:
من نمیدونم خوب یه وقت اقدام میکردی که برج11بیاد..
زندگیم میخوای بندازم بیرون تو این اوضاع کرونایی!؟!
اوره ببشخید مامانم پاش سوخت رفتم یکم بهش رسیدم دیر شد..
اقايي:
تندتر توت جلو و عقب ميكنم و ميگم تازه مجوزش رواز بانوم كرفتم كه ني ني بيارم و به برج ١١ نميرسيدش
باشه فردا منتظرم
الهي، چرا!؟!؟ الان بهترن!؟!؟
*************
خانومي:
اوووووووم... آههههههههههههه.. پس یه جوری بکن که پسر بشه.. بعد دستمو میکشم رو صورتت و میگم آخه پسرای خردادی فوق العاده..
باچ.
آب جوش ریخت رو پاش.. آره فقط پاش قرمزه..
اقايي:
ميچرخونمت و درازت ميكنم و ميام روت و لباتو گاز ميگيرم و تند تر توت تلمبه ميزنم و ميگم جوووووووون خردادي دوس داااااري
افرين، فردا صبح دوس دارم با صدات از خواب بيدار شم
الهي، خميردندون ميزدد بهش
*************
خانومي:
ميخندم و میگم اووووووم مگه میشه همچین مرد س ک س ی و داخی و دوست نداشت خردادی هم هست که خیلی بهتر..
ای جوووووووونم..
راست میگیاااا
اقايي:
وروجك تويي كه اقاييتو اينجوري داغش كردي ديگه
ايجونم خالي فايده نداره هاااا، صبح صدات تو گوشمه، گفته باشم
بله كه راست ميگم
**************
خانومي:
اقاییشم داره بهشتش و داغ میکنه دیگه..
چشم سروری.
اقايي:
وظيفمه كه بانوم رو داغش كنم و ابياريش كنم ديگه
چشمات بي بلا نفسم
*************
خانومي:
قربونت برم من..لبامو میزارم رو لبات و طولانی میبوسمت و..
اقايي:
خدانكنه..... من بايد قربون بانوم بشم.....
منم همراهيت ميكنم و ميزارم اروم بشي
***************
خانومي:
اروم میگیرم و بعد هی خودمو تکون میدم و ابنباتم توم تکون تکون میخوره و دستت و میزاری رو شکمم و.
اقایی من خسته شدش!؟
اقايي:
دستمو ميزارم رو شكمت و سرعتمو تند تر ميكنم و از زير كمرت ميگيرم و ميكشمت بالا و ميگم ميخوام همه ابم بريزه توت و يقطرشم از دست نره و بعد خانوميم
نه فسقليم نتم هنگوليده
****************
خانومي:
میخندم و میگم تا بهشتت هست هدر برای چی!؟ خخخخخخ
هوووووووم
اقايي:
بله واقعا
هووووووم!؟!؟!
************
خانومي:
میخندم و میگم جون بوسمو بده بده ببینم..
یعنی بله بله درسته
اقايي:
ميبوسمت و ميگم خوبه!؟!
بله كه درسته
*************
خانومي:
اوهوم عالیه..
اقایی من چشمام دارن میرن میشه بخوابونم!؟
اقايي:
دستامو دورت حلقه ميكنم و ميكشونمت تو بغلم و پاهامو دورت حلقه ميكنم و پتومونو ميكشم رومون و سرمو ميكنم تو گردنت و ميبوسمت و با موهات بازي ميكنم و يدستمم رو تنت ميكشم و ميگم خوشگلكم رو امروز حسابي خستش كردماااا، ببخشيد خانومم
***************
خانومي:
شیطون میخندم و چشمک میزنم و میگم میشه هر روز این جوری خستم کنی!؟!
امید ینی العان فینگیل گذاشتی تو دلم!؟
اقايي:
گاز ميگيرمت و ميگم چيشد دلت خواست!؟!؟! تو جون بخوا عزيزدلم، ميدونستي هر هفت روز هفته نزديكي كني براي سلامتي خيلي خوبه!؟!؟
نه ديگه گذاشتم طوري فينگيل بزارم برات كه بشه برج ١١ تولدش
ولي بايد قول بدي يدونه دخمل هم برا برج ٣ بزاريم كنار، قبول!؟؟؟
************
خانومي:
اوهوم.. بله میدونستم حالا روزشم نخ ولی چند روز تو هفته باید باشه ولی مال ما خیلی طول میکشه و صبح تا شبمون و شب تا صبحمون میشه نزدیکی..
نموخام پسرم باید خردادی بشه به باباش بره..
اقايي:
ايجوووونم، خب خانوميم تايماشو در دست بگيره و همونجوريكه دوس داره پيش ببره، مردتم خيلي خوشحال ميشه ببينه خانومش كارا رو در دستش گرفته
ايجانم، پس اون برنامه مفصليكه بهم قول دادي يدونه پسر خوشمل تو دلت ميزارم، خوبه!؟!؟!
**************
خانومي:
اي جونم قربون مردم برم من.. در این باره بعدا باید مفصل بحرفیم که چه جوری کوتاه کنیمش که هر دوتامون کیف کنیم و ارضا بشیم..
اوهوم عالیه
اقايي:
جونت بي بلا و من بايد قربون بانوم بشم.....
تو امر كن عزيزدلم، درمورد هرچيزيكه دلت بخواد باهم ميحرفيم
فدات بشم من
*************
خانومي:
دورت بگردم..
خدا نتونه..
بخوابيم
اقايي:
من بيشتر
خداكرده
بله نفسكم
پتومونو رومون مرتب ميكنم و دستمو ميكنم تو موهات و ميگم گوشيتو بزار كنار و شب بخير بگو بهم تا بخوابيم
************
اقايي:
سلام نفسم
صبحمون بخير
خوبي!؟!؟!
سري بعد تو پست جديد ميجوابم
************
اقايي:
شب بخير
*************
خانومی:
سلام زندگیم
خوبی؟؟
خوابیدی!؟
نخواب خواهشا..
امید شارژم هم تموم شد و نت آزاد نتونستم بیام وب و از صبح هم بابا با عمو رفتن باغ و این قدر بیدار موندم تا العان آمدش خونه و آمدم بهت خبر بدم که نگرانم نباشی.
من به زور خودمو بیدار نگه داشتم و دعا دعا کردم که بیدار باشی ولی انگار خوابی و دیر رسیدم..
میام بغلت و محکم بغلت میکنم و میگم شبمون ستاره بارون..
اقایی:
سلام گلم
صبحمون بخیر
تو خوبی؟!؟!؟!
ساعت 11 و خورده ای اینا بود شب بخیر گفتم و خوابیدم
فسقلی خانوم وقتی میبینم از صبح نیومدی از کجا بدونم که اخر شب میخوای بیای که بیدار بمونم؟!؟!
گفتم لابد دوس نداشتی صبح بخیر صوتی بهم بگی و نیومدی صبح رو و وقتی دیدم تا شب نیومدی پیشم ، گفتم شاید جایی رفتید با خانواده و تا 11 و نیم اینا بود حدودا که شب بخیر گفتم و دیگه چیزی نفهمیدم
************
خانومی:
لام عمر من..
صبحمون بخیر مرد سحر خیزم..
خوفم..
الهی..
امروز بیدار شدم دیدم بابا گوشیش و جا گذاشته این گده خوشحال شدم تا ظهر میتونیم بحرفیم..
امید سرم یه کوچولو میدرده میشه بغلم تونی! ؟!
اقایی:
خداروشکر
به باباجون بگم ازین به بعد همیشه گوشیشو جا بزاره
بله که میشه... تو بغلم میگیرمت و اروم بخودم فشارت میدم و موهاتو نوازش میکنم و با نوک انگشتام سرتو ماساژ میدم و میگم با فسقلیه من چیکار کردی؟!؟!؟
**************
برچسب:
نویسنده: آرتین طاهری