خرید بک لینک

ادامه

خانومي:

جونت سلامت..
باچ..
میام میشینم رو کمرت و اروم آروم کتفت و ماساژ میدم و گاهی اوقات هم خم میشم از پشت گردنت و میبوسم و...

اقايي:

خانومم ميترسم در رفته باشه، صداي بدي دادش

**********
خانومي:

چيکار کردی مگه!؟!

اقايي:

نبودي و ميخواستم خونه رو تميز كنم و اومدم كاناپه رو جابجا كنم و كتفم اينجوري شد

*********
خانومي:

ديوونه دوست داشتنی من برای تمیز کردن خونه نیاز به جابه جایی مبلمان نیست دورت بگردم وعلا الان همه خانوما مثل زندگی من می شود..
دوده عید که نمیخوایم بگیریم..
چشمم و دور دیدی امیدم اذیت کردیش..
خیلی درد میکنه!؟!؟!

اقايي:

داشتم جارو ميكشيدم اخه، ميخواستم زيرشم تميز شه

دوده عيد چيه!؟؟؟

بله

اوهوم

***********
خانومي:

عشقم سر بزرگه جارو در می آوردی یه سر کوچولو داره اونو میزدی زیر مبل هم تمیز می شود..
تمیز کاری زیر و رو و میگن دوده زدایی.. خخخخخ
کنارت دراز میکشم و میکشمت تو بغلم و مین جور که کتفت و ماساژ میدم آروم آروم لبات و هم میبوسم تا دردت کمتر بشه

اقايي:

ببينم برام كلاس اموزشي گذاشتي!؟؟!؟

خخخخخخ اها

چشامو ميبندم و لباتو ميخورم تا اروم شم

*********
خانومي:

بده مگه!؟!؟
آروم آروم همین جور که لبای همو میبوسیم یا موهات بازی بازی می کنم ادامه میدم تا آروم بشه پسرک شیطون من..
چشم مامانیش دور دید با امید من این جوری کرد..
اصلا چرا وانسادی خودم بیام مرتب کنم!؟!؟

اقايي:

نع

چشامو باز ميكنم و نيگات ميكنم

بله

مهلوم نبود كي مياي كه، منم حوصلم سر رفته بود

*********
خانومي:

لبامو جدا میکنم و نیگات میکنم و میگم بهتری زندگیم!؟!؟
هوووووووم

امیدم برنامه تابستونم نوشتم العان بزار برات بگم
هر روز 8تا10صبحونه و ورزش. 8تا10فیلم دیدن.12تا2اشپزی یا مطالعه یا رسیدگی به کار های قدیمی.2تا4 نهار با خونواده. 4تا8 رسیدگی به کارهای شخصی. 8به بعد در اختیار خانواده
و در طی کل این برنامه ها اقاییم همراهم باید باشه..

زندگیم حالت خوبه!؟!

اقايي:

نه گلم، سرمم خيلي درد گرفته

منم كه تو برنامت اصلا نيستم ديگه

نع

***********
خانومی:

پیشونیت و میبوسم و میگم میخوای بخوابيم!؟!
خط آخرشو نخوندی که گفتم توی همش باهمیم!؟!

الهی دورت بگردم نیگا چه آروم خوابش برده مرد من..
رومون و میکشم و اروم ميبوسمت و کاری نمیکنم که یه وقت خوابت بهم نخوره..
شبمون شیرین مرد من.

اقایی:

سلام خانومم

صبحمون بخیر

خوبی یکی یدونم؟!؟!؟

نگفتی خوابم بردش گلکم

بله

ببخشید واقعا اذیتم میکرد و از درد خوابم بردش..... اونم نتونستم دراز بکشم....همینجوری تو حالت تکیه دادن خوابم بردش

میشه مگه با تو خوابم بهم بخوره اخه خنگولم

***********

انگار به برنامه ریزیتم سخت متعهدی که اصلا ازت خبری نیست فرناز

قرص میخورم و اگه خوابم برد فعلا

***********

خانومي:

سلام زندگیم
صبحمون بخیر
خوبی!؟!
منم خوفم..
الهی فدات بشم من..
دیوونه هنوز کوالات نشناختی!؟!
دیشب تا دیر وقت خوابم نبردش یه نیم ساعته بیدار شدم..
شبا زود بغلم کن که خوابم ببره که صبح ها هم با هم بیدار بشیم

خوافید ی!؟

زندگیم حالت خوبه!؟!
چرا هیچی نمیگی!؟!
اصلا ینی چی مامان جون اینا میرن تنها میمونی خونه همش منو نگران میزاری..
ازین به بعد هرجا رفتن باید باهاشون بری تنها میمونی من همش تو استرسم که حالت خوبه؟ گشنته؟ اتفاقی نیوفتاده باشه برات و...

اقايي:

عليك سلام خانوم خانوما

نخير

خدانكنه

چرا ولي نه تا ساعت دو و نيم خواب

بعد اونوقت چرا تا دير وقت خوابت نبردش!؟!!

بله، كاري جز خوابيدن نداشتم

بله

تو خواب چي دوس داشتي بگم!؟!؟

ميخواي از دستم راحت شي كه ميگي باهاشون برم!؟! اگه ميخواي الان پاشم برم!؟؟

********
خانومي:

چه لا؟
خدا کرده..
دیده شده تا ساعت ع بعد از ظهر هم تونستم بخوابم.. خخخخ
نیدونم هکش قلت میخوردم یا خواب و بیدار بودم..
خدارو شکر..
دوست داشتم برام از خاطرات ترسناک بگی بعد منم نوازشت کنم و لبات و ببوسم و نیگا نیگات تونم..
دیوونه ای به خدا دارم میگم نگرانتم میگی خسته شدم ازت!؟!؟!؟واقعا که

اقايي:

بخاطر اول دلم و بعد كتفم

تا ساعت ٦!؟!؟؟؟

بيدارم ميكردي

خاطرات ترسناك چي!؟!؟

من نگفتم خسته شدي، مفتم از دستم راحت بشي

**********
خانومي:

قومون دلش بشم من چی شده امیدیم!؟!؟
نهههه منظورم بود..
دلم نیومد..
نیدونم هرچی..
هیچ فرقی نداره باهم

اقايي:

تنگ شده

٩ شب!؟!؟!؟

الهي

خخخخخ

خيلي هم فرق داره

**********
خانومي:

قومون دلش بشم من..
امییییید اذیتم نکن چرا عدد هارو پاک میکنی!؟!
هیچم فرق نداره..
اقایی باید برم مامان جونت احضارم کرده.

اقايي:

خدانكنه

ااااااااا ، واقعا كه، تهمتم كه ميزني ديگه، باوش..... تا حالا بجز يبار كه به حرفات اون كلمه ها رو اضافه كرده بودم، هيچوقت هيچكاري نكردم با حرفات بفرما اينم حرفات

http://s11.picofile.com/file/8405889526/8A4544CA_2B68_4F70_968E_E478AB5F5CED.png

خيلي هم فرق داره

اووووووم

خوش بگذره

***********
اگه اومدي و نجوابيدم خوابم برده

حوصله شام درست كردنم ندارم

**********
خانومی:

پسرک من بدون شام میخوابه!؟

خدا کرده..
چرا عدد چهار و نمیزنه پس!؟!؟
نداره..
الهی فدای اووووم گفتنت بشم من..
انگاری جدی جدی خوابیده زندگیم..
میام کنارت دراز میکشم و سرمو میزارم روبه رو سرت و اروم لبات و میبوسم و دستمو میکشم رو صورتت و میگم مهربون من دوست دارم یدونه..
خوابامون شیرین.

امید یهو از خواب پریدم حالا خوابم نمیبره

اقایی:

سلام فرنازم

صبحمون بخیر

خوبی؟!؟!؟!

حوصله شام درست کردن نداشتم

نمدونم

خدا نکنه

مگه خواب الکی الکی هم داریم؟!؟!؟!

چشامو باز میکنم و لباتو میبوسم و میگم منم دوست دارم دردونه

برای چی خانومیم دو شبه بیخوابه و خواب و بیداره و یا از خواب میپره، چیشده وروجکم؟!؟!؟!

***************

خانومی:

سلام اقایی
صبحمون بخیل
خوفم..
دورت بگردم خوب میگفتی من درست میکردم برات.
خخخخخخخ نه..
لبخند میزنم و میگم نوچ من بیشتر دوست دارم ولی اگر میخوای بگی منو بیشتر دوست داری باید بوس قشنگ رو لبام بدی..
نیدونم.

اقایی:

علیک سلام بانوم

خداروشکر

دیگه مامان جون احضارت کرد

پس جدی جدیش چی بود که گفتی؟!؟؟!؟! دیگه واقعا بعد از ساعت 11 به بعد چیزی یادم نمیاد

دستمو دور کمرت میندازم و میام روت و اول یدونه بوس رو گردنت میزنم و از گردنت تا روی لبات رو بوسه زنون میام و رو لبات قفل میشم و طولانی میبوسمت

باز فکر و خیال میکنی؟!؟!؟!؟

*************

خانومی:

اوووم
باورم نمی شود آخه زود آمدم که پیشت باشم ولی نشود..
منم همراهیت میکنم و ادامه میدم تا ازم جدا نشی..
نه والا

اقایی:

تا 11 منتظرت بودم و بزور خودمو نگه داشتم ولی قرص ظهریه کار خودشو کرده بود و منگ بودم و خوابم بردش

با موهات بازی میکنم و نوازشت میکنم و لباتو میخورمشون و زبونتو میک میزنم و خانومی

پس چی والا؟!؟!؟ چیکار میکنی با خانومیه من؟!؟!؟

گلکم نت توام ضعیفه؟!؟!؟

************

خانومی:

الهی..
ای منم زبونت و میک میزنم و دندون دندون میکنم و شیطونی میکنم و اقایی دستاشو تنگ تر میکنه و...
هیچی بوخودا..
اوره..
آمدی مامانم رفت خونه مامان بزرگم من باید ناهار درست کنم میخوام کتلت درست کنم اگر دیر دیر جوابیدم ناراحت نشی.

اقایی:

دردم میاد و محکم فشارت میدم بخودم و میزارم هر کاری دوس داری انجام بدی

هیچی دیگه؟!؟!؟!؟

باشه گلکم پس برو به کارات برس..... میری تو اشپزخونه و بعد از چند دقیقه منم میام اروم و نیگا میکنم و هواست اصلا نیست و از پشت بغلت میکنم و میچسبم بهت و یاد گاز گزفتای چند دقیقه پیشت میفتم و شیطون میشم و دستمو دور شکمت حلقه میکنم و میبرم زیر شلوارکت و بالای بهشتمو میمالم و لاله گوشتو میخورم و میگم منم دلم کتلت خواست

***********

اقایی:

فسقلی ییهو میگفتی میری بعد از نهار میای دیگه

چه کاری بود گفتی دیر دیر میجوابی

دستامو از دورت باز میکنم و میرم تو اتاقمون و دراز میکشم

**********

خانومی:

یکم هی میام پایین حرست میگیره و...
واقعا میگم زندگیم هیچی..
دیوونم میکنی بعد میگی کتلت میخوای!؟!؟
میام تو اتاق و ظرف غذارو میزارم رو پاتختی و دستت و از رو پیشونیت بر میدارم و اروم لبات و میبوسم و میگم آخيش خستگیم در رفت..
فکر نمیکردم کتلت این قدر کار داشته باشه فکر کردم تندی درست میشه و منم میام پیشت ولی همش دستام کثیف بود نمیتونستم بشورم هی..
بعد اروم دستمو میکشم رو ابنباتم و میگم این آقاهه گشنش بود تو آشپز خونه! ؟

اقایی:

میکشمت بالا و لباتو گاز میگیرم و میبوسمشون و میخورم

باوش

کتلت نخوام ینی؟!؟!؟

دستامو میندارم دورت و میکشونمت تو بغلم و پاهامو دورت حلقه میکنم و نیگات میکنم فقط

خخخخخخ

دیگه سیرش کردم

************

خانومی:

میخندم و لبات و میبوسم..
کتلت هم نخوای باید دست پخت منو بخوری..
گوشه لبت و میبوسم و میگم نمیخوای دست پخت و بخوری!!؟؟
کجاش خنده داشت! ؟!
چه جولی!؟

اقایی:

لبامو جدا میکنم و میگم زبونمو داشتی میکندی از جاش فسقلی

باش کتلت نمخوام

نیگات میکنم و میگم ینی نمخوای خودت بزاری دهنم ازین کتلتا که درست کردی؟!؟؟!

اونجاش که خودتم قاطی کرده بودی و حوصلت نمیکشید درست کنی کتلت

جوری که گفتم لازم نیست کتلت بخوای و اونم قانع شد و خوابید سرجاش

************

خانومی:

چون دلم خواست..
یدونه لغمه میگیرم و میارم جلو و دهنت و باز میکنی و نمیزارم دهنت و خم میشم لبات و میبوسم و بعد لقمرو میزارم دهنت و میگم چاشنی خاص میخواست اولش..
آخ آخ گفتی..
میخندم و میگم گوش کردش! ؟!

اقایی:

باشه پس منم ازین به بعد یچیزایی دلم خواست به همین شدت دلم میخوادشون

میخورمش و قورت میدم و زبونمو میکشم رو لبم و میگم چاشنیه بعدشم بده تا بهت بگم خوشمزه بوده یا نه

مجبوره گوش کنه

***********

خانومی:

این قدر هم سفت گاز نگرفتم ناز نازیه من..
میخندم و دوباره لبات و میبوسم و...
چه لا مجبوره!

اقایی:

دیگه وقتی میگی چون دلت خواست باید فکر اینجاهاشم بکنی

منم لباتو میبوسمشون و لبامو جدا میکنم و میگم بازم کتلت داریم؟!؟!؟
برا اینکه مجبوره دیگه

*********

خانومی:

یه گاز کوچولو ببین چیکار میکینی..
بله عزیز دلم..
چه لا مجبوره!

اقایی:

میخندم و میگم همینه که هست.... مکشلی داری؟!؟؟!!؟

میشه یدونه دیگه برام درست کنی؟!؟!؟؟

برا اینکه بهشتش بهش محل نمیزاره

***********

خانومی:

نوچ مشکلی نیست نا امیدم دارم..
تو جون بخواه عزیز دلم..
یدونه دیگه لقمه میگیرم و میگم باز کن ببینم..
ای جوووووونم بهشتش فداش بشه.

اقایی:

امیدتم فدات میشه

من فرنازیمو میخوام... خود خودشو

لقمه رو از دستت میگیرم و میارم جلو دهنت و میگم اول نصفشو تو بخور خوشگلم تا نوبت به من برسه

جونت بی بلا.... خدا نکنه

************

خانومي:

خدا نتونه..
ای جونم قربونت برم من..
یه گاز کوچولو میگیرم و میگم نوبت اقاییم..
اقايي:

خداكرده

جونت بي بلا

منم بقيشو ميخورم و تا قورتش ميدم لبمو به لبات ميچسبونم و ميخورمشون

***********
خانومي:

اروم آروم همراهیت میکنم و اروم با موهات بازی می کنم تا آروم بگیره مرد من..

اقايي:

لبمو جدا ميكنم و نيگات ميكنم

************

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: يکشنبه 1 فروردين 1400 ساعت: 2:16

صفحه بندی