خرید بک لینک

ادامه

خانومی:

سلام سلام من امدم
مامان جونت فیلم دیدنش گرفته بود.

حالا که مامان ول کرده وب بازی در میاره..
الهی..
چشم..
باچ..
فکر کنم خیلی دیر رسیدم.

خوافید ی!؟!

میام بغلت سرمو میزارم رو سینت و پاهامو دور پاهات میپیچم و مثل بچه ها مچاله میشم تو بغلت و سرمو فرو میکنم تو سينت و عطرت و نفس میکشم تا خوابم ببره..

اقایی:

سلام گلم

صبح بخیر

خوبی؟؟؟

بعد اونوقت چه فیلمی 6 ساعت طول میکشه؟؟؟

************

خانومی:

سلام زندگیم صبحمون بخیر اقایی. .
خوفم خودت خوفی!؟!
6ساعت نه تا میز چیدیم ناهار خوردیم جمع کردیم گپ زدیم آقایون و بدرقه کردیم(بابا و داداش

انگار یه سوک سوک کردی و رفتی..
منم تنها موندم برم خودمو با کارام مشغول تونم..

اقایی:

ممنون

اها

منم انسانم و گشنم میشه و باید یچیزی بخورم... دیشبم شام نخوردم و رفتم صبحونه خوردم

**************

خانومی:

ممنون چی!؟!
یه آقای متشخص چی میگه!؟!
خوب منم دوشنمه..

اقایی:

ممنون بدک نیستم

یه اقای متشخص میگه بله ، جانم ، ولی بستگی به خانومیشم داره

خانوم خانوما که چند وقتیه بدون اقاییش غذا میخوره و اصلا یه تعارفم نمیکنه ..... منم گفتم لابد صبحونه خوردی

***********

خانومی:

میام از پشتت بغلت میکنم بی هوا لبامو چفت لبات میکنم و ميبوسمت و بعدش میگم سرور من از چه چیز این گونه آشفته حال هستند!؟

اقایی:

نیگات میکنم و میگم مهم نیست اصلا

من الکی خودمو حساس کردم

ازین به بعد بودی وب که پیش همیم و نبودی هم من خودم وبم دیگه..... یا میگیرم میخوابم

دیگه هم بهت نمگم چرا دیر میای و کجایی

**************

خانومی:

میکشمت تو بغلم و اروم آروم با موهات بازی می کنم و میگم همین حساسیت هات و دوست دارم..
خیلی مهمه بدونی کجام و چیکار میکنم چرا ندونی یا نپرسی!!
ولی من چون دیگه پیش مامان اینا بودم نتونستم بیام پیشت بهت خبر بدم از طرفی هم دیدم ظهری بهت گفتم پیش مامان اینام دیگه نگرانم نمیشی..
آروم رو موهات و میبوسم و میگم قربونت برم من قند و عسل فرناز.

عمر من انگار خیلی گشنته زندگیم مزاحمت نمیشم.

اقایی:

چون دوس داری دلیل نمیشه که ییهو از ساعت 2 بزاری بری تا 8 و نیم

ظهری گفتی مامان جون صدات کرده و معمولا هم برا نهار صدات میکنه..... ولی خب میخواد تا پاسی از عصر نگهت داره حداقل بیا بگو بهم تا منم بدونم و همش منتظرت نشینم

اره خیلی گشنمه..... گشنه ی توام، دلم برات تنگ شده ولی .....

مامان جونت زنگید و داشت سین جیمم میکرد و بعد با همه یدور صبحتیدم

**********

دیشب خیلی بد خوابیدم

رو کاناپه خوابم برد و کولر هم تا اخر زیاد بود و گردن و کتف برام نموندش

************

خانومی:

بله زندگیم..
چشم عمر من..
الهی فدا خودت و اون دلت بشم من..
ای جان سلام میرسوندی بهشون.

اقایی:

چشمات بی بلا گلم

خدا نکنه

جونت بی بلا

ولی اینجوری نکن باهام؛ من جز تو کسی رو ندارم...

کار داری

میخوای نباشی

میخوای بری مهمونی

میخوای بری مسافرت

مهمون داری

جایی میخوای بری

بگو بهم

ازین به بعد جریمت میکنمااااا..... اونم سنگین

**********

بانو جان

*********

خانومی:

جان بانو جان.

خدا کرده اقایی..
باچ چمش..
ولی گفتن نگو چه لا میری و اینا خوب مامان جونت یا خونواده امر کنن نمیتونم مخالفت تونم..
ای جونم جریمه هاتم دوش دالم.

اقایی:

جانت بی بلا

چشماتم بی بلا

مسیله این نیست که چرا میری... منم بگم نرو خب بهم میگی به تو چه مربوطه.....

ولی وقتی میری و بعد دو روز میای میگی رفتیم باغ.. خب اینش یکم ادمو اذیت میکنه خانوم خانوما

******

خانومی:

من نمیگم به تو چه عمرم میگم چون گیر خونوادم هرچی بگن باید بگم چشم همین..
اونو قبول دارم کار زشتی بود ولی هول هولکی گفتن حاظر شم منم فکر نمیکردم باغشون آنتن نداشته باشه با خودم گفتم برم باغ یه جای خلوت گیر میارم باهم میحرفیم.

اقایی:

خانواده زیر گلوت چاقو نمزارن که ..... میتونی خبر بدی

ینی اینهمه باغشون رفتی تا حالا نمدونی انتن داره یا نه؟؟؟؟؟

***********

خانومی:

خخخخخخ.. چشم خبر میدم سروری..
سریای قبل بهت گفته بودم دیگه طرف گوشی نمیرفتم..
با اجازه برم ناهار.

اقایی:

تا اونجا که من یادمه تو باغشونم بودی و با هم حرفیدیم خانوم خانوما

نوش جونت

***********

خانومی:

من آمدم..
یادم نمیاد چون آمدیم بیایم سمت خونه آمدم وب..
ناهار خولدی! ؟

اقایی:

خوشومدی

من یادم میاد

بله همین الان خوردم

*********

خانومی:

مال من نمیاد..
نوووووووش جونت..
از صبحی بوسمو ندادیااااا روزم هنوز شروع نشده..

اقایی:

مال من که میاد

ممنون فسقلیم

اخه از صبح باید باهات اتمام حجت میکردم که یبار دیگه این رفتارات تکرار شه من میدونم و تو

روز منم هنوز شرو نشده

دستامو دورت حلقه میکنم و بخودم فشارت میدم و پیشونیتو میبوسم و بعد لبامو قفل لبات میکنم و با موهات بازی میکنم و همزمان هم اروم لباتو شرو میکنم به خوردن

**************

خانومی:

بهش بگو نیاد... خخخخخخخ
چی خولدی! ؟!
منم دستمو ميبرم پشت گردنت و با گردنت بازی می کنم و خودمو می سپارم بهت.

اقایی:

نمیشه

ماکارانی

منم با حرص و تند تند لباتو میخورم و میبرمت سمت تختمون و میندازمت رو تخت و پاهاتو از هم با پام باز میکنم ومیفتم روت و و لباتو میخورمشون و دستمو میکشم رو تنت

***********

خانومی:

ای جونم منم میخوام ازون ماکارنیا که درست میتونی..
انگشتمو میزنم بهت و یهو میکشم و میگم اوووووووف ببین چه هات شده مرد من.. بعد باهم میزنیم زیر خنده و.

اقایی:

جونت بی بلا عزیزدلم.....

الانکه تازه از نهار برگشتی و چشم عصری گرم میکنم و میارم تا بخوریم

میخندیم و میگم کوووو؟!؟؟!؟! خیلی هم نرمالم من

دستمو میکشم رو پاهات تا بالاترین نقطه ی رونت و میگم اگه خودت هات شدی ننداز گردن من

**********

خانومی:

چشمات بی بلا.. آخ جووووووووووونمییبیییییییی.. تهدیگم داره!؟!؟
خود آدم که متوجه نمیشه ببین این جوری معلوم میشه لبامو میزارم رو پیشونیت و ميبوسمت و میگم آخ سوختم آخ سوختم..
دستت و میگیرم و میگم ببین کی نرمال کی نیست!؟! نیگا نیگا.

اقایی:

اگه باشه ته دیگ باید باشه

که اخ اخ سوختی ؛ اره؟!؟؟!

باشه من نرمال نیستم.... الان معلوم میشه

سرمو میبرم تو گردنت و میخورمت و تا لاله گوشت لیس میزنمت و دستمو بدون اینکه متوجه بشی و سریع میبرم تو شلوارکت و بهشتمو میمالم و گردنتو گاز میگیرم و دستمو در میارم و خیسیشی میکشم رو لبات و میگم الان اونیکه هاته داغیه من نیست و خیسیه توئه فسقلی

*********

خانومی:

هورا هورا هورا..
اوهوم..
خجالت میکشم و لپام گل میندازه و سرمو ميندازم پایین و سرمو فرو میکنم توی سینت و محکم میچسبم بهت.

اقایی:

یکم ازت جدا میشم و نیگات میکنم و میگم برای چی اونوقت خجالت میکشی فسقلی خانوم؟؟!؟!؟

یبار دیگه دستمو میکنم تو شلوارکت و اروم بهشتمو میمالم و انگشتمو فرو میکنم تو و میگم اگه بازم خجالت بکشی و همین الان منو نیگام نکنی دیووونت میکنمااا

**************

خانومی:

اخه یهویی بود کارت..
سرمو کج میکنم و سقفو نیگا میکنم و میگم مثله چه جولی دیوونم میتونی!؟

اقایی:

خودت خواستی بدونی کی هات تره

انگشتمو در میارم و ییهو سه تا انگشتمو همزمان فرو میکنم توت و سرمو میبرم تو گردنت و لاله گوشتو میمکم و اروم میگم راه زیاده میخوای بازم بهت نشون بدم راه هامو؟!؟؟!؟!

***********

خانومی:

خخخخخخ
یهو اهم بلند میشه و پهلوت و چنگ میزنم و لبمو گاز میگیرم و تو دهنم میگم اووووووووم.

اقایی:

یدونه از انگشتامو اون داخل بازیش میدم و قشنگ دیواره های بهشتمو تحریکشون میکنم و در گوشت میگم جوووووووووووون خوشت اومده؟!؟!؟

***************

خانومی:

دیوونم میکنی و میگم ووووییی و پاهامو جمع میکنم و دستت مونده توم و بیطاقت میگم بسه بسه.

اقایی:

لاله گوشتو لیس میزنم و میگم بس که نمتونم کنم چونکه پاهاتو جمع کردیشون و پاهاتو باز میکنی و پاهامو میزارم تا دیگه نتونی ببندیشون و اروم میگم دیووونت کردم؟!؟!! حالا تازه اولشه

یکم با انگشتام توت تلمبه میزنم و هی در میارم و میکنم توت و گردنتو میخورم و کارمو تند نتد انجام میدم و یکم احساس میکنم میخوای ارضا بشی و تند تر انجام میدم و یدفعه اروم میشم و انگشتامو در میارم و ارضا نشدی و چشات خمارن و بدنت تحلیل رفته و میگم گفتم که هنوز باهات کار دارم

دستتو میخوای ببری تو شلوارکت که نمیزارم و دستاتو میبرم بالای سرت و میگم تکونشون بدی شدیدتر کارامو انجام میدم

************

خانومی:

دارم دیوونه میشم و بهشتم بیقراره و با ناله میگم اقایی..

اقایی:

نیگات میکنم و میگم فعلا اقایی کوچولوت خوابه و بیدار نمیشه و بعد شرو میکنم به لبس زدنت و دکمه های بلوزتواز بالا دونه دونه بازشون میکنم و میدونم دلت چی میخواد ولی میگم دلم برا هلوهام خیلی تنگولیده

***************

خانومي:

گير افتادم زیرت و بیقرار فقط ناله میکنم و تو خودم میپیچم..

اقايي:

ميرسم به سوتينت و از روش نوك هلوم رو ميگيرم و ميمكمش و باقيه دكمه هاي بوليزمت باز ميكنم و شكمت و ليس ميزنم و ميبوسمت

**************
خانومي:

چنگ میزنم به موهات و میگم ووووییی اوووووووم..

اقايي:

بند سوتينتو باز ميكنم و دوتا هلوهام ميفتن بيرون و ميگم جووووووون جه سفت هم شدن نوكشون و بعد ليس ميزنم تا هلوهام و نوكشون رو گاز ريز ميگيرم و تو درد گاز موندي و دوباره ديتمو ميبرم تو شلواركت و باز بيهوا ميكنم انگشتامو توت و چشاتو ميبندي و ملافه ي تخت و چنگ ميزني و دوباره نوك هلوم رو گاز ميگيرم و ميبوسمشون و ليس ميزنم و ميمكم و بعد از هلوهام تا زير شكمتو ليس ميزنم

************
خانومي:

گاز میگیری و نوکش سیخ تر میشه و اهم هوا میره و زیر لب میگم امید بدو دیوونم کردی بدو

اقايي:

تند تر توت تلمبه ميزنم و دوباره ميپيچي تو خودت و ادامه ميدم و وقتي ميبينم ميخواي بلرزي و ارضا شي انگشتامو در ميارم و ولو ميشي رو تخت و ميام تو گوشت ميگم حيفه با انگشتام ابتو بيارم، بايد ابنباتت تو اين امر موفق بشه و بعد شلواركتو در ميارم و بهشتمو ميبينمش و ميگم جووووووون چه بادي هم كرده و بعد از نوك هلوهام تا بهشتمو ليس ميزنم و ميخورمش و گازش ميگيرم و پاهاتو ميزارم رو شونت و از بهشتم تا جلوي سوراخ پشتتو ليس ميزنم و انگشتمو خيس ميكنم و اروم اروم فرو ميكنم پشتت و ميكم دلم اول پشت ميخواد و بعد خانومي

***********
خانومي:

زبونمو میکشم رو لبمو اخمامو میکنم تو همی میگم نه اصلا به فکر همه چیز هست جز اون

اقايي:

بدونه انگشتمو ييهو تبديل به دوتا ميكنم و لبتو گاز ميگيري و خونسرد ميگم هواسم به اون نيست(اون چيه)!؟!!!!

************
خانومي:

ميخندم و یهو آه میکشم و نگران میشی و میگی چی شد و مظلوم میگم خانومه دلش اقاهرو میخواد و میزنی زیر خنده و

اقايي:

ميخندم و دو تا انگشتم پشتته و اروم عقب و جلوش ميكنم و سه تا انگشت اون يكي ديتمم ميكنم تو بهشتم و ميگم ولي تو كه هنوز اقا كوچولوهتو بيدارش نكردي

************
خانومي:

لبمو گاز میگیرم و خمار میگم ینی با این همه سرو صدای من بیدار نشده!؟!؟ بعید میدونماااااااا
نیگاش کن..

اقايي:

فسقلي ييهو ميزاري ميري، بيدارم شده بود ديگه الان خوابيد

**************
خانومي:

خخخخخخخخخ
پشت سیستم بودم چشام خسته شدن چشامو بستم خوابم برد مامانم بیدارم کرد..
بعدشم کلی منتظرت شدم..

اقايي:

گفتم لابد رفتي پيش مامان جون تا ساعت ١٢

الانم نميومدي ميكرفتم و ميخوابيدم

************
خانومي:

به این زودی..
بخوابی..
با این حالت..
برو ووووو

اقايي:

تنهام خب

فسقليمم كه يخط در ميون ميجوابه

الانمكه جوابيده اصلا نفهميدم چي گفته

خوبي فسقليم!؟!؟؟

***********
خانومي:

ای جووووووونم..
خوبم مرسی خودت خوبی!؟!

اقايي:

جونت بي بلا گلم

چشامو گرد ميكنم و ميگم نه مثل اينكه تو يچيت شده

**********
خانومي:

با کارای عصرت میخوای سالم مونده باشم!!

اقايي:

مگه جيكار كردم مگه!؟!؟

************
خانومي:

يادت نیست دیوونم کردی!؟!

اقايي:

نموندي كه ديوونت كنم

چشمك ميزنم و ميگم يا ممكنه كه خودت داشتي با دستات شيطوني ميكردي و كارت تموم شد و بدنت خالي كرد و خوابت برد

************
خانومي:

دیوونه خول و چل تا ابنبات دارم چرا دیت!؟

اقايي:

ابنبات داري ولي اونجا نيست كه

بعدشم خوابيدي و نزاشتي ازش استفاده كنيم

************
خانومي:

اوهوم..
ولی من حسش میکردم..

اقايي:

ايجونم، پس سر همونه اينجوري شديد خيس ميكني خودتو!؟؟

*************
خانومي:

نوچ به خاطر مرد فوق العاده..

اقايي:

مردت فوق العاده نيست

تويي كه فوق العاده اي و منم فوق العاده ميبيني

**************
خانومي:

مرد من یدونس اونم واسه نمونست فیس فیس فیس..
راستی تدیگامو بده بخولم..

اقايي:

ببينم فيس فيس فيس يني چي!؟!؟

زبون درازي ميكنم و ميگم هات داگ نميخوري؟!؟!!

*************
خانومي:

ينی سوز به دلت..
مگه هات داگ درست کردی!؟

اقايي:

سوز به دلم يني چي باز!؟!!؟

ميخندم و ميگم نه بايد خودت امادش كني

************
خانومي:

ولش کن از اصطلاحات دخترا کلا سر در نمیاری..
خیلی دوست داشتی بدونی یه بار از خواهرت بپرس شاید بتونه برات توضیح بده..
چه جولی!

اقايي:

اااااااا ولش كم نداريمااااا

نمخوام، خودت بگو

بايد بهش دست بزني، خودش هاتداگ ميشه

************
خانومي:

اخه من سوز به دلت و چه جوری برات معنی کنم!؟!؟!
چه عجیب..

اقايي:

چمدونم، اجيم چجوري قرار بود برام معني كنه!؟!؟؟

اره خيلي جالبه، نياز به نون و مخلفاتم نداره هاتداگم و سريع هم اماده ميشه و ميتوني بخوريش و قشنگم سيرت ميكنه

***********
خانومي:

نیدونم..
خوب حالا که این قدر راحت درست میشه خودت درست کن..

اقايي:

من درست كنم كه فايده نداره، بايد خودت درستش كني

************
خانومي:

نمیشه..

اقايي:

چرا نميشه!؟!؟؟

**********
خانومي:

عصرو یادت میاد عژسژم!؟! به خاطر همون نمیشه..

اقايي:

بخاطر كجاي عصر نميشه اونوقت!؟!!

***********
خانومي:

اون جاش که به همه چی توجه میکردی به جز اصل کاری..

اقايي:

ولي من تا ميخواستم توجه كنم به خواب رفتي

**********
خانومي:

از بس تنمو خالی کردی دیگه جون نموند برام..

اقايي:

لباتو ميبوسم و به پهلو خوابيدي و ميام روبروت و يه پامو ميفرستم لاي پات و پتومونو ميكشم رومون و و با موهات بازي ميكنم

************^
جان دلم عزيزم

پيشونيتو ميبوسم و ميگم اقاييتم ديكه، از همه چيت خبر دارم

منم اروم سرتو فشارميدم به سينم و ميگم دوست دارم وروجكم

***********
خانومي:

جونت سلامت
ای جووووونم..
خودمو جمع میکنم تو بغلت و میگم من بیشتر..

اقايي:

جونت بي بلا

بهودم فشارت ميدم و ميگم خوشكلم ديگه گوشيتو بزار كنار و به اقاييت شب بخير بگو كه بدنت نياز به استراحت داره

ميخندم و ميگم ولي من هنوز كارم و انجام ندادماااا

************
خانومي:

چمش سروری..
نمیدونم اینارو از کجا میفهمی..
آروم لپت و میبوسم و میگم به وقتش عزیزکم چقدر بی قرار شدی..
پتو میکشم رو کمرمون و میچسبم بهت و میگم عطرت و نفس میکشم و میگم شبمون شیرین عسلم..
جواب بده میخونم قول میدم جواب ندم و گوشیمو زود بزارم کنار شب بخیل زندگیم.

اقايي:

چشماي نازت بي بلا همه كسم

نيگات ميكنم و ميگم عاشقتم عاشق

بي قرار توام

دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و يدستمم ميبرم و ميزارم رو كمرت و اروم ماساژت ميدم و لبمو ميزارم رو لبات و ميبوسمت و لبمو جدا نميكنم تا خود صبح كه انرژيت فوله فول بشه

شبمون بخير درخشان ترين ماه من

**************
اقایی:

شلام عزیزدلم

صبحمون بخیر

خوبی یکی یدونم؟!؟!؟

چشامو باز میکنم و نیگات میکنم و میگم ایجونم نیگاش کن چه نازم خوابیده

میرم یه معجون درست میکنم و میزارم تو یخچال تا بیدار شیم و بعد دوباره میام تو اتاقمون

پیشونیتو میبوسم و با موهات بازی میکنم تا دوباره منم خوابم ببره

************

خانومی:

سلیم عسیسکم
صبحمون بخیل اقایی..
خوفی!؟
ای جووووووونم..
حسابی داری تقویتم میکنی چه خبره؟؟؟؟ !!!!
با چشمای بسته غلت ميخورم و میام روت و سرمو ميبرم تو گردنت و زیر لب میگم کاش تحویلم امروز بود راحت می شودم و بعد دستمو ميبرم. پشت بازوت و بغلت میکنم و پاهامم این طرف اون طرفته و همون جوری سرمو نیمه میدارم که بمونم بغلت و مجبور نشم پاشم به پروژم برسم.

اقایی:

علیک سلام تِلمیزَکَم

میشه مگه بغلم باشی خوب نباشم

جونت بی بلا خانومم

زبون درازی میکنم و میگم اخه امشب شب جمعسسسست میخندم و دماغتو میگیرم و یکم تکونش میدم و میگم ینی من هر وقت بخوام تقویتت کنم خبریه؟!؟!!؟

منم دستامو میکشم رو تنت و میبرم و دو طرف باسنت و میگیرم و یکم فشار میدم و میکشمت بالاتر تا قشنگ تو بغلم جا شی و میگم میخواستی پاشی هم من نمیزاشتم بری و به پروژت برسی

اصلا پروژت مهمتره یا اقاییت؟!؟؟؟

************

خانومی:

تلمیزک ینی چی!؟!؟ خخخخخخخخ
نوچ نمیشه..
اها پس بگو.. خخخخخخح.. چه میدونم گفتم شاید میخوای حاملم کنی... خخخخخخخ
میخندم و میگم معلومه.

اقایی:

میخندم و میگم خودمم نمیدونم....ییهو اومد تو مغزم.... ولی فک کنم میشه محصل و شاگرد

معلومه که نمیشه

چی بگم دیگه؟؟؟!؟ خیلی واضح گفتم که... خخخخخخخخ جوووووووووووووون دلت بچه خواست؟!؟؟!؟ حتما ، الانکه دیگه خودت گفتی منتظر یدونه باش... دختر دوس داری یا پسر؟!؟!؟

اخم میکنم و میگم برا منم معلوم کن این معلومت رو

***********

خانومی:

خخخخخخخخ
هیچی..
اوهوم..
پسل..
به قیافت میخندم و میگم معلومه که اقاییم دورت بگردم حسودک من.

اقایی:

سرت هنوز رو سینمه و بلندشم نکردی و منم دستم رو باسنته و اروم میبرمش سمت بهشتم و یکم میمالمش و در گوشت میگم اسم پسر خوشگلمون رو چی بزاریم؟!؟!؟

میدونی من حسودم و توام همش این حسودیه منو قلقلکش میدی فسقلی خانوم

**********

خانومی:

اووووووووم نیدونم..
یه چیزی بزاریم به مامان و باباش بیاد..
خخخخخخخخخ

اقایی:

نیگات میکنم و لبخند میزنم و میگم فسقلیم ینی واقعا هیچ اسمی مد نظرش نداره؟!؟!؟

حرصمو در میاری و میخندی، اره؟!؟!؟؟

*********

خانومی:

مظلوم میگم نوچ..
من نخندید..

اقایی:

ایجونم..... میبوسمت و میگم خب الان انتخاب کن... میخواسم سلیقه ی مامان بچه هام رو در مورد اسماشون بدونم

بله

***********

خانومی:

بچه هامون!!؟؟؟
مگه قراره چند تا باشن!؟

اقایی:

سرتو اوردی بالا و با تشویش نیگام میکنی و میگم هر چقد بیشتر بهتر

و بعد میخندم و میگم بانوم چند تا دوس داره؟!؟!؟

********

خانومی:

حالا که فکرشو میکنم هیچی..
امید دوستم یه مشکل براش پیش آمده کارشو فرستاده من براش انجام بدم اگر دیر دیر جوابیدم نگرانم نشو.

اقایی:

میبومست و میگم حالا دیگه راهی برای نخواستن نیستش یکی یدونم... منم برات یدونه پسر خوشگل موشگل میچینم تو شکمت

باشه گلم

**********

خانومی:

یدونه اشکال نداله.

اقایی:

لباتو میبوسم و میگم اگه منم دلم دخمل خواست چی؟!؟!؟!

********

خانومی:

ینی دو قلو!؟

اقایی:

نه خوشگلم.... جدا جدا

یدونه پسر

یکم بعدش یدونه دخمل

خانوم خانوما تو کارای پروژه خودت مونده اونوقت برا دوستاتم انجام میدی؟!؟!؟؟!

*******

خانومي:

اوهوم..
آره آخه فردا تحویل پروژست تفلک خیلی تو منگنه بود وعلا قبول نمیکردم..

اقايي:

اوهوم يني قبوله!؟!!!

خودت چي پس!؟!؟؟ اصلا تو دستگاه پرس باشه

**********
خانومي:

اوره..
خودمم اخرای کارمه ولی بعد از ظهر بکوب باید کار کنم..

اقايي:

لباتو ميبوسم و دستمو ميبرم پشت كمرت و نوازشت ميكنم و ميگم اميدت فدات بشه

ايجانم، كمك نمخواي!؟!؟!؟

**********
اقايي:

شبمون بخير

***********
خانومي:

اميدم
راضی نبودی کار دوستمو انجام بدم از ظهری نتم داغونه صد بار آدرس وب و زدم نیاورد بالا کار دوستمم انجام ندادم چون میخواستم یه جاهاییش و از نت بگیرم بعد روش کار کنم گند خورد تو نتم کارشو دادم به خودش باز..
اصلا گند خورده به گوشی و لب تاپ و نتم اعصابم از ظهری خورده تا العان نشستم پای کار خودم بلکم شاید العان آنتن بده..
ولی تا همین جا هم که باز کرد خیلیه ظهری کلا وارد وب هم نمی شود..
اگر تایید نشه دیگه نمیتایپم..

سلام زندگیم
صبحمون بخیر
خوفی امیدم!؟!
خدا تونه حرفام تایید بشه دیشب که صفحم پرید تایید نشد..
دلم میخواد نت ایران و خفش کنم

اخ جون تایید شد..
یوهوووووووووو..
آخ جووووووووونمی..

امیدم..
زندگیم..
امروز که نتم درست شد اقاییم نمیاد پیشم!؟!

اقايي:

سلام گلم

ظهرت بخير

خوبي!؟!؟

راضي نبودم چيه، من فقط گفتم مار خودتو هنوز انجامش ندادي دليل نداره برا دوستتو انجام بدي

عذرميخوام كه كند زدم به نتت

ديشبي اخريه تاييد شد

جونت بي بلا

***********
خانومي:

سلام مهربونم..
خوب نبودم العان خوب شدم..
فدات بشم که این قدر فکر خانومتی..
دورت بگردم نت باید آزمون عذز خواهی کنه..
جدی!؟! پس چرا صفحه تایید نزد گیر کرده بود..

اقايي:

عليك سلام

چرا!؟!

بله

بله، اگه تاييد نشده چطور جواب دادم پس!؟!

*************
خانومي:

چون دیروز خیلی حالم گرفته شده بود امروز باز نت بهتره خدارو شکر..
کار دوستمم نگرفتم حوصلم سر سفته بودش..
راست میگیاااااخخخخخخ

يا حرفای من بهت نمیرسه یا کار داری و سرت شلوغه که نیستی

اقايي:

خداروشكر كه نتت بهتره

اهان پس حوصلت سر رفته بودش

بلي راست ميگم خنگولم

يني جز اين دو راه راهي نيست!؟!؟!

كاري ندارم كلا كه سرمو شلوغ كنه و حرفاتم بهم رسيده

جند تا نرم افزار طراحي و ويندوز ١٠ دانلود كردم و نتم به پايان رسيده بود

*************

اقايي:

اخر هفته از دست گير دادناي من راحت بودياا
پروژتو تحويل دادي تموم شد بلاخره!؟!؟

*************
اقايي:

فسقليم ميشه گردنمو ماساژ بدي!؟!؟

*************
خانومي:

هوووووم..
نوچ ارسال نمیشه براش

اره زندگیم فقط دیگه جون ندارم بشینم دراز میکشم بیا بغلم تا گردنت و ماساژ بدم

اقايي:

هوووم يني چي!؟!؟

چرا!؟!؟؟؟

ميام تو بغلت و ميگم چرا بانوم جون نداره!؟!؟؟؟؟؟؟

***************
خانومي:

جون نداشتم اون همه جواب بدم به هوووووم بسنده کردم.. خخخخخخخخ
از صبح پای سیستمم به کوب تا مغرب..
آروم آروم ماساژت میدم و میگم خط بالا گفتم دیگه..

اقايي:

لباتو ميبوسم و ميگم جونت كه منم

تموم شدش كارات!؟!!!

بانومم مثل من خوب نيست پس

**************
خانومي:

دستمو ميبرم لای موهات و بهت لبخند میزنم و نیگات میکنم و میگم بله عزیز دلم..
اوهوم..
ولی العان که پیشمی و پیشتم و تو بغلمی و تو بغلتم حالم بهتره..

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميگم دلم برات يذره شده بود

خوب شد!؟!؟؟

دستامو دورت حلقه ميكنم و بخودم فشارت ميدم و ميگم كنار هم باشيم حالمون خوبه

****************
خانومي:

قرمون دلش بشم من..
خوب چیه عالی شدش یکم از عالی کمتر.. خخخخخخخ
بله عزیزم

اقايي:

خدانكنه نفسم

خداروشكر

پتومونو ميكشم رومون و پاهامو دورت حلقه ميكنم و اروم پيشونيتو ميبوسم و با موهات بازي ميكنم و ميگم ديگه كم كم شب بخير بگو و گوشيامونو بزاريم كنار كه حسابي خسته اي و نياز به استراحت داري بانوم

***********
خانومي:

خوابش برد پسرکم!!! ؟؟؟؟
امید یادت باشه فردا پست جدید بزنی زندگیم من همچنان مشکل داره سخت باز میکنه..
اگر خوابم برد از العان شب بخیل..

اقايي:

جواب دادم كه عزيزم

چشم فرنازم

ايجانم، ميدونم خسته اي عزيزدلم

***********
خانومي:

ندیدم..
چمشت سلامت..
میشه یکم کنار هم باشیم بعد بخوابيم!؟!

اقايي:

الانم نديديش!؟!؟

انگشتامو ميكشم رو صورتت و لبات و نوازشت ميكنم و ميگم تو جون بخوا ازم عزيزدلم

**********
خانومي:

چه لا دیدم..
آخه یه بار تایپی م تایید و زدم پرید ترسیدم دیر جواب بدم فکر کنی خوابیدم بخوابی.. خخخخخخخ
منم سرمو میزارم رو سینت و میگم جونت و نمیخوام خودت و میخوام..

اقايي:

امشب بانوم بايد شب بخير بگه بهم و بزور خودمو بيدار نگه ميدارم

سرتو ميارم بالا و تو چشات نيگا ميكنم و لباتو ميبوسم و ميگم چيزي شده عزيزدلم!؟!؟؟

***********
خانومي:

فدات بشم من..
این که میخوام بغلت آروم بگیرم اشکال داره!؟!

اقايي:

خدانكنه ماه اسمونم

بخودم فشارت ميدم و ميگم اشكال چيه خل و چلم

بغلم بنام خودته

سرمو ميبرم تو گردنت و ميبوسمت و عطرتو نفس ميكشم و ميگم قلبم فقط زمانيكه تو بغلمي منظم ميزنه همه كسم

***********
خانومي:

خدا کرده..
فدات بشم..
ای جونم مثل قلب فرنازت..

اقايي:

قربون خدا و هديه ي گرانبهاش بشم من

من بايد فداي بانوم بشم

جونت بي بلا زندگيه اقاييش

گردنتو ميبوسم و ميگم تنها بهونه ي زندگي كردنم خودتي و خودت هستيه من

شاعور در اين زمينه ميفرمايند كه:

چنان وابسته ام كردي

كه اخر هم نفهميدم

تو در دام مني يا من

اسير دام اغوشت

**************
خانومي:

خدا نتونه..
آروم آروم با موهات بازی می کنم و میگم قربونش بشم من..
اون وقت کدوم شاعر سوراییدن اینو!؟

اقايي:

خداكرده

خدانكنه نفسم

ليس ميزنمت و ميگم تو بغلشي

*************
خانومي:

خدا کرده دردونم..
میخندم به کارت و میگم ای جونم چه افتخار بزرگی نصیبم شدش.

اقايي:

جونت بي بلا ولي چه افتخار بزرگي نصيبت شدش!؟!؟!

************
خانومي:

اين که این شاعره مال خوده خودمه و میتونم تو بغلش نفس بکشم..

اقايي:

الهي قربونت بشم من ، مال خود خودته و فقط هم براي تو شهر ميگه

*************
خانومي:

ينی چی!؟!؟
امید باز بغلم کردی خوابم گرفت..
نمیدونم بغلت چی داره قرق میشم تو بغلت یهو خوابم میبره..

اقايي:

اشتباه تايپي بود، جاي شهر ، شعر بزاري اوكي ميشه نفسم

ايجووووونم

ميبوسمت و ميگم حالا اين خوبه يا بده!؟!

***********
خانومي:

ای جووووونم
جونت سلامت..
خیلی خوبه ولی برا وقتایی مثل العان که میخوام پیشت باشم خوابم میگیره همش باید مقاومت بکنم.

اقايي:

جونت بي بلا ملكم

لبخند ميزنم و ميگم من فداي بانوم بشم

زندگيم هر وقت ديدي نميتوني خودتو بيدار نگه داري شب بخير بگو بهم

ميدونستي كه يدونه ولي مردونه دوستدارم

************
خانومي:

شبمون بخیل دردونه.

اقايي:

جواب بقيه حرفامو ندادي و بوس بهم ندادي و همينجوري خشك و خالي شبمون بخير؟!؟!

فردا من ميدونم و توخانوم خانوماااا

پتومونو ميكشم رومون و دستامو دورت حلقه ميكنم و اروم نوازشت ميكنم و يدستمم ميبرم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم و لبامو ميزارم رو لبات و ميبوسمت و ديگه جداشون نميكنم

شبمون بخير همه دنياي من

************
اقایی:

سلام همه کسم

صبحمون بخیر

خوبی یکی یدونم؟!؟!؟

تنبلکم هنوز بیدار نشده یا به اقاییش صبح بخیر نگفته؟!؟!؟

***************

خانومی:

سلام اقایی
صبحمون بخیل
خوبی!؟!
من فکر کردم شب بخیر نگفتم صبح آمدم وب دیدم نه گفتم ولی انگار تو خواب گفته بودم یادم نبود.. خخخخخخخخ
صبحی بیدار شدم دیدم بیدار نشدی دوباره خوابیدم و العان بیدار شدم..
آخه وقتی آقای آدم خوابه و کاریم نداری چه را باید بلند بشی که اون طفلک خوابش خراب بشه!

اقایی:

علیک سلام فسقلیم

اگه بانوم خوب باشه منم خوبم

میخندم و میگم اره شب بخیر گفتی و خیلی منگ خواب بودی و اصلا متوجه نشدی..... منم که بعدش لباتو میبوسیدم یسری چیزا میگفتی واس خودت تو خواب منم کلا داشتم میخندیدم بهت

ایجووووووووووونم

الهی قربونت بشم من....

************

خانومی:

من خوفم..
دروووووووغ چی میگفتم! ؟! ؟حرف بدی دم!؟
جونت سلامت..
خدا نتونه.

اقایی:

پس بوسمو بده ببینم

همون اگه میفهمیدم چی میگفتی که بهت نمیخندیدم عزیزدلم

خدا کرده ملکم

**************

خانومی:

قلط ميخورم میام روت میشینم و خم میشم و یکم مونده به لبات وایمیسته و منتظری و نیگا نیگات میکنم و تا میخوای چشمات و باز کنی و چیزی بگی لبامو میزارم رو لبات..

خخخخخخخخ

اقایی:

دستامو دور کمرت حلقه میکنم و قشنگ میکشمت روم و شرو میکنم اروم و طولانی بوسیدنت

معلوم نیست دیشب چی فکرتو اونهمه مخدوش کرده بود که هزیون میگفتی

***************

چونكه ييهو ميري

ميشه بياي كمكم!؟!!!

**********

خانومي:

خخخخخخ
جونم چه کمکی!؟!

اقايي:

خنده داره!؟!؟!؟!

خوب نيستم

*************
خانومي:

به این خندیدم که من میرم توام میری و نمیای به اون خندیدم..
جون دلم چی شدی!؟!

اقايي:

خنده هم نداره اصلا، گفته بودم كه ديگه به رفت و امدت گير نميدم

كتفم

*************
خانومي:

اقايي:

الان خالي تاييد كردي منم خالي بزارم جوابامو!؟؟؟

**********
خانومي:

چه لا آخه..

اقايي:

چي چرا!؟!!

**********
خانومي:


حرفام تایید نمیشن..
دارم میگم دراز بکش ماساژت بدم همش این قسمت سانسور میشه

اقايي:

ايجان

سري بعدي پست جديد ميزنم

دراز به دراز افتادم

**********

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: يکشنبه 1 فروردين 1400 ساعت: 2:16

صفحه بندی