خرید بک لینک

***************

دلبرجان :

قربونت بشم من..
چشم..
اگر نباشی پیشم دیگه تنهایی فرنازت و از پا در میاره..
نمیدونم ولی حسم دیگه میگه امیدیم شیطنت کرده..اره؟!؟

من:

خدا نکنه، من باید قربون دلبرجانم بشم

چشمات بی بلا خانومم

خدا نکنه فرنازم، بعدشم تنهایی بیخود میکنه بیاد سمت خانمومیم، خودم حسابشو میرسم

سرمو میندازم پایین و دستاتو میگیرم و اروم میفشارم و میگم همون شب بود عزیزدلم که نتم قطع شد و خانومیم خیال کرد خوابم برده و خوابید و منم یکم فقط باهات عشق بازی کردم

********************

دلبر جان:

دورت بگردم زندگیم..
امید یکم!!!!! از اون شب سینه هام درد میکنه صبحش نمیتونستم درست راه برم...
بعد پرو پرو میگه تشنمه..سیر نشودی ؟!؟!؟

من:

فدات بشم تاج سرم

فقط یکم، خانومم سینه هات بوداااآاا، به راه رفتن ربطی داره سینه!؟!؟!!

اونشب فقط یکم بود که یه کوچولو دلتنگیم برطرف بشه فقط و نه بیشتر پیش نرفتم که یه شب دوتایی کیف کنیم کامل......

********************

دلبرجان:

یکم هم نبوده ماشالا..
یه کاری کردی دیگه خودت بگو چیکار کردی نمیاونستم راه برم..
اها بله..

من:

ببینم شیطون خانوم نکنه منکه خوابم برده، از خواب پریدی و خودت ادامه دادی و تنهایی کیف کردی و الان میخوای توپ رو بندازی زمین من!؟!!؟!

میگم صبح بیدار شدم حالت خوابت یکم تو بغلم عجیب بودااااااا

*******************

دلبرجان:

ای ای ای شیطونیای خودت و گردن من ننداز هاااااا..
نکنه اون موقع که رو پات نشسته بودم چیز کردی..اره؟؟
اصلانشم قهرم برو بخواب صبح خواب نمونی..

من:

وروجک خانوم حالا شد شیطونیای من!؟!؟!؟؟تنهایی کیف کردی و الان داری میگی من شیطنت کردم تنهایی!؟!؟؟

چیز کردم!؟!؟!؟!!!

صورتتو برگردوندی و دستمو از پشتت میارم و از زیر چونت میگیرم و میچرخونمت سمت خودم و میبینم اینجوری فایده ای نداره و کلا برت میگردونم سمت خودم و زورتم بهم نمیرسه و بلندت میکنم و مینشونمت رو پاهام و مقاومت میکنی و زانو هامو میشکونم و میارم بالا و پشتتو تکیه میدم به رونام و بعد میگم اولا چشاتو ازم قایم نکن و دوما قهرم نکن باهام دنیارو سرم خراب میشه و بعد انگشتامو میکشم رو لبات و انگشتای اون یکی دستمم میکشم رو بدنت و میگم سوما خیلی دوستدارم یکی یدونم و بعد خانومی

*،،*********************

دلبرجان:

شیطنتای اقایی بود دیگه..بعدش هم همچین تنهایی نبودا اولش من کیف میکردم بعدش اقاییم و سینه هام و.....
چیزتو کردی توم..
دست از تقلا میکشم و مثل بچه تخس ها دست به سینه میشم و اخم میکنم و میگم برو دیگه شیطونیاشو کرده درداشو من باید تحمل کنم تازه طلب کار هم هست میگه تو تنهایی کیف کردی..
ولم کن خستم خوابم میاد پاهاتو بازکن..

من:

اها پس خود خانومیم کیف میکرده و الان میگی از چیزی خبر نداری و من شیطنت کردم...خخخخخ

خوشگل خانوم داری کم کم و یواش یواش خودت اعتراف میکنیاااااا، وروجک اولا که چیزم دست خودت بود و داشتی باهاش بازی میکردی و خودتم انگاری نشستی روش و تنهایی کیف کردی و الان میگی قهری باهام و من تنهایی کیف کردم و در صورتیکه حرفات میگن تو تنهایی کیف کردی و الانم من باهات قهرم

با دستام دستاتو از رو سینه هات بر میدارم و میگم اولا فقط باید دستای من رو سینه هات باشن و بعدشم حرفات ضد و نقیضه هاااا، میگی اولش تو کیف کردی و در صورتیکه من اصلا خبری نداشتم و خودت تنهایی کیف کردی و عشق بازیه کامل کردی بدون امیدت

میگی پاهامو باز کنم و من دستمو میکشم رو رونات و یه دستم سر میخوره و میره رو چیزت و ناخوداگاه یه فشار کوچولو میدم و بعد دستمو برمیدارم و میکشم رو بدنت و بعد میبرم دستمو رو باسنت و نوازشت میکنم و نزدیک گوشت میشم و نفس زنون میگم تنهایی دیشب خوب کیف کردی خوشگلم!؟!؟!؟!!!؟

*********************

دلبرجان:

امیدم چی شدی؟!؟
باشه بابا م م ه بهت میدم قهر نکن..
خوابیدی یا قهر کردی؟؟

من:

یبار نوشتم و تایید نشدو دوباره نوشتم

نخوای بدی هم میدونیکه اخرش بازم میدی یکی یدونم

**************

دلبرجان:

بالاخره حرف حرف اقامونه دیگه..
با وجودی که اقایی خیلی کیف کرده باش من خودم شیطونی کردمخوبه؟؟اصلا هم اقایی از این که کیرش تو چیزم بود و روش بالا پایین میکردم کیف نکرده ..باش..
اصلانشم دیگه بهت م مه نمیدم..
چیزمو فشار میدی و من ناخوداگاه اهم بلند میشه و به دستت چنگ میزنم و از حرفت حرصم در میاد و چیزت و میگیرم تو دستم و محکم فشارش میدم و دستم و میزارم رو سینت و حولت میدم عقب ولی تکون نمیخوری که نمیخوری که عصبی میگم امید پاتو باز کن..
اها..
نه دیگه نمیدم..

من:

حرف اقاتون مهمه و حرف حرفه اقاتونه و خانومی هم خودش یه طرف مهمه دیگه

ببینمت چرا حالا عصبی میشی نفسم!؟!؟! چرا اقایی هم اندازه ی خانومیش کیف کرده و جفتمونم به همدیگه حال دادیم و عشق بازیمونم فوق العاده بوده

اخم میکنم و با حالت گریه میگم نمدی؟!!!!

پامو بیشتر جمع میکنم و بیشتر بهم نزدیک میشی و مجبوری دستتو از رو چیزم برداری و چیزم میخوره به چیزت و حالت چشات برمیگرده و میخوای خودتو کنترل کنی ولی نمتونی و دستمو میکشم روکمرت و گردنتو نوازش میکنم و لاله ی گوشتو لیس میزنم و دستمو میبرم رو سینه هات و اروم فشارمیدم و بعد میکشم رو شکمت و میرسم بالای چیزت و ماساژ میدم و باهاش بازی میکنم و یکم با لبه های چیزت بازی میکنم و دوباره در گوشت میگم بازم میخوای از رو پاهام بلند شی!؟!!!؟!؟؟بازم روحرفت هستی که نمدی!؟!!!!!؟

******************

دلبرجان:

له زندگیم..
اخه قبلا هم گفتم دست و پام بسته میشه نمیتونم وول بخورم کلافه میشم..پس چرا باهام بحث میکنی؟؟
یکم اخمام و باز میکنم و میگم خوب حالا گریه نکن و اقایی..
دست میزاری رو نقات حساسم و کم کم سست میشم و چشمام خمار میشه و با سوالت یکم خودمو جمع و جور میکنم و گرما کلافم کرده و میگم اره میخوام پاشم و کلافه میگم ولم کن اقایی نمیدم بهت..

من:

فدای بله گفتنت بشم من

ایجووووونم، ببخشید..... نمخواستم بحث کنم ولی خودت شرو کردی و از اولش یکم تند بودی و زماناییکه تند میشی و حرصتو در میارم با نمک میشی و یکم سربه سرت گذاشتم تا تو دلم قربون صدقت برم

بهت چشمک میزنم و میگم زندگیه خودمی دیگه

گردنتو لیس میزنم و دستمو از رو شورتت برمیدارم و یکم نیگات میکنم و بعد دستمو میبرم تو شورتت و چیزتو تندتر میمالم و پاهامم باز میکنم و رو تخت درازت میکنم و میفتم روت و هنوز با دستم میمالم چیزتو و هرزگاهی دوتا انگشت میکنم توت و بعد اهت بلندتر میشه و لبام و قفل لبات میکنم و جدا میکنم و با لبات بازی میکنم و دیوونت میکنم و میلرزی و ابت میاد و بیحرکت میمونی دستمو در میارم و میکشم رو لبات و انگشتامو میمکی و ابتو میخوری و بعد دوباره دستمومیبرم تو شورتت و اینبار اروم فقط میمالم تا اروم بگیری و در گوشت میگم دوس ندارم خانومیم خیال کنه فقط بفکر خودمم و بعد دوباره کم کم تندتر میمالم و میگم امشب فقط دوس دارم خانومیم کیف کنه و بدنش خالی بشه و بعد انگشتمو میکنم توت و داخل میچرخونم و دادت بلندتر میشه و کیف میکنی و هی در میارم و میکنم تو و سرعتمو بیشتر و بیشتر میکنم و برای بار دوم ابت میاد و خودت دهنتو باز میکنی و خندم میگیره و انگشتمو میکنم تو دهنت و خودمم لبمو میزنم به لبات و انگشتمو در میارم و از هم لب میگیریم و بعد میگی

********************

دلبرجان:

اره دیگه هی حرصمو در بیار تو دلت بعم بخند..حرص میخورم زشت میشم؟؟
یکم اخم میکنم و میگم خوب حالا نگفتم بهت میدم که این جوری ذوق کردی..
لبات و میخورم و با سینه هام بازی میکنم و دستم و میزارم رو چیزت و لبام و جدا میکنم و با لحن بامزه ای میگم اقایی این درازرو میخوام و اقایی از لحنم خندش میگیره و....

من:

هیچوقت بهت نمیخندم، همیشه بهت افتخار میکنم و از داشتنت کنارم بخودم میبالم، نه اتفاقا خواستنی تر میشی، تو این شرایط بیشتر دوس دارم بخورمت

نگفتی میدی ولی نگفتی هم که نمیدی و این خودش جای امیدواری داره

میخندم به طرز صحبت کردنت و میگم اینم تو رو میخواد و در اختیارته همه جوره و هرکاری دوس داری و دلت میخواد باهاش بکن و بعد خانومی......

***********

دلبرجان:

نمیشه نخوریتم گناه دارم..
امید وار باش خوبه..خخخخخخخخخخخ
میگی چیزتم منو میخواد و خندم میگیره و میشینی تکیت و میدی به تاج تخت و پاهات و باز میکنی غلط میخورم میلم وسط پاهات و رو شکمم خوابیدم و چیزت روبه رو صورتمه و باهاش بازی میکنم و زیرش و فشار میدم و درازشو میگیرم تو دستم و جلو عقب میکنمش و نوکشو زبون میزنم و اقایی هی تند تند نفس میکشه و دستام حلقست دور چیزت و اقایی..

من:

نوچ نمشه

یچیزی خیلی بیشتر از امیدوااااااارم ، میدونیکه کارموخوب بلدم

یکم تحمل کردن این داستان سخت میشه و تندتر نفس نفس میزنم و دستم میاد سمت سرت و میلت میدم سمت چیزم و زبون میزنی نوکشو میخوای تلافی کنی و دیوونم کنی و هی نوکشو میک میزنی و در میاری و تندتر نفس میزنم و یکم خودمو هل میدم و بیشتر میره تو دهنت و خوشت میاد و تو دهتتگگنت جلو عقب میکنم و تا ته میکنم تو دهنت و نگه میدارم و اوق میزنی و میکشی عقب و اب دهنت زیاد میشه و میریزی رو چیزم و اینبار خودت چیزمو تا ته میخوریش و میک میزنی و بعد

*********************

دلبرجان:

ای بابا..
بله از نوک سینه هام معلومه که اقایی کارش و خوب بلده..
میخورم و ماساژ میدم و محکم میک میزنم و دیگه چشمات خمار میشه و اه های مردونت بلند میشه و محکم تر میک میزنم و میکنم تو دهنم و اقایی یهویی..

من:

بابا فعلا نیستش.... فعلا فقط پیش اقاییتی

پس زیاد تلاش نکن ندی، البته تلاشم کنی بد نیستشااااااا

بلندتر داد میزنم و بعد دیگه کم کم طاقتم تموم میشه و دیگه نمزارم بخوری و درازت میکنم و میفتم روت و از رو شورت چیزتو لیس میزنم و چشات میرن و اروم شورتتو میکشم پایین و میمکم چیزت و بعد اردم دستمو میکشم رو بدنت و سینه هاتو یواش میمالم و بعد چیزتو میلیسم و ابت میاد دوباره و میام و ابتو که ریخت تو دهنم رو باهم لببازی میکنیم و با دستم چیزمو اروم میکنم توت و در میارم و کم کم میکنم بیشتر توت تا جا باز کنه و جیغ میزنی و بخودت میپیچی و تا ته میکنم و اروم نگه میدارم تا عادت کنی و هی جلو عقب میکنم و سرعتمو تندتر میکنم و با دستمم چیزتو میمالم و برای بار چهارم ابت میاد و میلرزی و اروم میشی و تو بغلم میگیرمت و بعد.....

******************

دلبرجان:

ای اقاااااا..خخخخخخخ
دوست داری ندم بهت کفرت در بیاد جرم بدی؟!
چیزمو میخودی و دیوونم میکنی و سرت و به چیزم فشار میدم تا محکم بخوریش و ابم میاد و میای لبات و میزاری رو لبام و چیزت و تنظیم میکنی و میکنی توم و لبت و گاز میگیرم و چشمام و به هم فشار میدم و میگم اوووویی اقایی دردم میاد و از درد پهلوت و فشار میدم و به خودم میپیچم و اقایی اروم جلو عقب میکنه تا کیرش تو کصم جا باز کنه و من به خودم میپیچم و تند تر میکنی جیغام اتاق و پر میکنه و ارضا میشم و میگیریم بغلت و اروم که شدم جاهامون عوض میشه و اقایی دراز میکشه و من میام روش و چیزت و تنظیم میکنی و میشینم روش و م
خم میشم و لبام و میزارم رو لبات و اروم اروم بالا پایین میکنم و کم کم سرعت بالا پایین و زیاد میکنم و لبامون جدا میشه و سینه هام بالا پایین میشه و با دستت میکیریشون میکنیشون تو دهنت و من هی بالا پایین میشم تا میخوای ارضا بشی دستت و از باسنم میگیری و چند باری خودت محکم تر بالا پایینم میکنی و میخواد ابت بیاد که بلندم میکنی میخوابونیم و ابت و میریزی رو سینم و از نگاهت معلومه هنوز تشنه ای و همین جور که درازم یه بالش میزاری زیر کمرم و این بار خودت زربه میزنی تا کامل تخلیه بشی..

من:

خخخخخخخخ افرین

اووووووووم اینم میتونه یه گزینه باشه خوشگلکم، خودت چجوریشو دوس داری!؟!؟!!!

ضربه های اخر رو محکمتر و تندتر میزنم و خانومی هم دیگه جیغش تموم اتاق رو برداشته و دیگه کامل ابم میخواد تخلیه بشه که در میارم و باقیمانده ابمم میریزم رو سینه هات و کنارت دراز میکشم و دستمال برمیدارم و تمیزت میکنم و تو بغلم میگیرمت و میکشونمت کامل میای تو بغلم و موهاتو میزنم کنار و تو چشات نیگا میکنم و نوازشت میکنم و میگم فوق العاده ای دلبر جان و بعد لباتو میبوسم و میگم عین همیشه عالی بودی و دوباره لباتو میبوسم و بدنتو نوازش میکنم و پتومونو میکشم رومون تا مریض نشیم و بعد خانومی.....

**********************

دلبرجان:

دوست دارم کفرت و بالا بیارم تا از دستم اسی بشی..
میبینم اقایی بدنش خالی کرده و خستست اول یکم زیر پتو با چیزت بازی میکنم و اذیتت میکنم میخوای دوباره شروع کنی که زودی میام دوباره تو بغلت مثل بچه های خوب و چشمات و میبندی و میگم خیلی کیف داد اقایی عالی بودی و بغد لبام و میزارم رو لبات و تا میای همراهی کنی لبام و جدا میکنم و میگم خیلی تشنه بود اقاییما اخه امشب بدون پیش نوازیای همیشه زودی رفتی سر اصل موضوع و میخندیم و دوباره زودی لبام و میزارم رو لبت و گوشه لبت و میبوسم و دوباره زود جدا میکنم و میگم اقایی دوست دارم و حرصت درومده و سینه هام و فشار میدی و دردم میاد و اخم بلند میشه و اروم چیزت و میزارم لای پام و اقایی خمار میشه و دستم و میزارم زیر سرت تا بتونی به خواسته اخرت هم برسی و م مه بخوری تا صبح..
فردا رفتنی و برگشتنی مراقب خودت باش..
العان هم فقط بع خاطر این بهت دادم که زودی بخوابی صبح خواب نمونی اقایی..

من:

خوب میدونی هیچوقت از دستت آسی نمشم بلکم بیشتر طلبت میشم فسقلی

خواسته ی اخرمو که برام برطرف میکنی سینه هاتومیبوسم و با لبام فقط نوازششون میکنم و اصلا بهشون فشار نمیارم و میک نمزنم تا دردت بیشتر نشه و بعد میگم ممنونم ازت بایت این شب فوق العاده ای که رقم زدی و ازت معذرت میخوام اگه کاستی ای داشتم و خانومیم مثل همیشه عالی بودش و معرکه

منم خیلی دوستدارم همه زندگیم

چشم عزیزدلم، تو هم مراقب خودت باشیااااااا خانومم تا بیام خونه

الهی فدات بشم من

الانم دیگه نمخواد جوابمو کامل بدی و فقط یه خط بنویس شب بخیر و گوشیتو بزار کنار زندگیم

دلم برات تنگ میشه تا بیام خونه پیشت عزیزدلم

دوستدارم

شبمون اروم تو بغل همبوسه

*****************

دلبرجان:

ده دقیقه دیگه نت شبانم شروع میشه..خخخخخخ

من:

ایجوووونم، برای منم شرو میشه ولی نبینم بیداریااااااا

گوشیتو بزار کنار و بخوابیم عزیزدلم

*********************

دلبرجان:

بیدار نمونم!!!
تو بخواب من با چیز اقایی کار دارم...خخخخخخ

من:

میخوای بیدار بمونی تنهایی!؟!؟!!؟؟

ببینم میخوای امشب چیکار کنی با خودت!!!بدنت کم میاره هااااااا فسقلی

**********************

دلبرجان:

جدی!!من که نمیدونستم..خخخخخخ
همون طور که درد گرفتن همون طور هم میتونی ارومشون کنی اقایی دیگه هر طور دوست داری اروم کن..خودمو بیشتر تو حصار تن مردونت قرق میکنم و میگم اتفاقا اقاییم عالی و فوق العاده بود مثل همیشه ممنون که پیشم موندی امیدم..امید وارم راضی شده باشی..
چشمات بی بلا..چشم مراقبشم فقط زودی بیا تحویلش بگیر..
اخرش دیدم گفتی جواب نده این دیگه اخرین نظرمه قول..
یکم اذیتت کنم وول بخورم سینه هام و از دهنت بگیرم حرصت در بیاد..خخخخخخخخخخ فقط گاز نگیری یه وقت..خخخخ
شبمون پر عشق

من:

تنها دلیل زندگیم با تموم وجودم دوستدارم

شیمون پر ز عشق

***********************

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 11:32

صفحه بندی