خرید بک لینک

ادامه

خانومي:

سلام عزیز دلم
چرا نمیدونی نفسم! ؟
اگر امیدیم حالش خوب باشه منم خوبم..
خدا نتونه..
نوچ..
نمیدونم نداریم باید مراقبش باشی..
ای جااااااانم خانومت فدات بشه..
باش زندگیم..
راستش حسابم خالیه قرار شده بابا برام پول بریزه به داداشمم گفتم بگیره یادش رفته العان با کلی خواهش از بابا نت گرفتم.

اقايي:

عليك سلام يكي يدونم

تا الان كه خوب نبودم

ايجانم

چشم

جانت بي بلا

ميشه من برا خانونيم شارژ بگيرم و بعدا ازت بگيرم!؟!؟!

**************
خانومي:

الهي من فدات بشم..
جونت بی بلا..
چشمات بی بلا..
نه زندگیم ممنون داداشم گرفت برام العان میرم اوکی میکنم نتمو

اقايي:

خدا نكنه

باشه گلم

**************
خانومي:

اميد انگار تا6 روز دیگه نمیتونم نت بگیرم
حالت خوبه زندگیم.. دلم برات یه زره شده

اقايي:

چرا نمتوني!؟!؟؟؟ شوخي نكن يكي يدونم

الانكه پيشمي خوبم، يكي يدونم خوبه!؟؟؟

قربون دلت بشم من، بدو بيا بغلم ببينم

***************
اقايي:

خانومم!؟!؟

***************
خانومي:

چون زود تر از تاریخش تموم شده.. شوخی نمیکنم..
اگر خوبی منم خوبم..
میام بغلت و سرمو میزارم رو سینت و میگم اخیش..
جان دلم

اقايي:

نمشه رو اون يكي سيمكارتت نت بگيري!؟!؟!؟

الان كه اومدي بهترم

دستمو ميكنم تو موهات و نوازشت ميكنم

جونت بي بلا

****************
خانومي:

بزار ببینم میشه یا نه چون داداشم برام شارژ گرفته دیگه نمیگیره فردا از بابا میپرسم ببینم پول ریخته به حسابم یا نه اگر گرفته بود خودم شارژ میگیرم واسه اون یکی سیمم و میام پیشت..
خدارو شکر..
امیدم دلم برات یه زره شده بود

اقايي:

فسقليم مگه تو كلاس مجازي نداري!؟!؟؟؟ بايد اينترنت بگيري ديكه

دل منم برات يذره شده

****************

خانومي:

اره زندگیم.. خودمم موندم چیکارش کنم..
قومون دل فندوقت بشم من.

اقايي:

خنگولم گفتمكه بزار من برات بگيرم، ميخندم و ميگم نترس فسقليم شمارتو نمخوام، برات كد ميگيرم و ميدم بهت، همراه اول ميخواي!؟!؟!

خدانكنه

***************
خانومي:

زندگیم نمیخوام دیگه فردا صبح درستش میکنم این ماجرارو تو فکرت و درگیر من نکن..
خدا کرده

اقايي:

اصلا چرا داري با مردت بحث ميكني!؟!؟؟ هرچي ميگه بگو چشم اقايي

ايجووووونم

**************
اقايي:

خوابيد يكي يدونم!؟!؟!

نزديك يساعته منتظرتم فسقليم!؟!؟!؟؟!

گوشيموگذاشتم كنارم پس عزيزدلم

شبمون بخير

****************
سلام عزيزم

چيشده!؟!؟!

چرا چندوقته خودت نيستي!؟؟

************
خانومي:

سلام عزیز دلم..
روز اول هفتمون بخیر مرد من..
خوبی!؟!
من همیشه میگم چشم زندگیم..
امید دیشب گوشی بابا شارژش تموم شد منم بدون نت موندم..
دیگه امروزم بیدار شدم ناهار خوردم و یکم پیش مامان اینا بودم و تا بابا پولمو ریخت آمدم پیشت..
ببخشید منتظر موندی نفسم..
زندگیم امروز چی شده سلام نکرده حرفای نا امیدی میزنی!؟!
الهی من فدات شم میدونم خانوم خوبی نیستم برات تو این روزایی که بیشتر از هر زمان دیگه ای بهم نیاز داری ببخشید نازنین مرد من..
ببینم مرد من حالش بهتره یا نیاز به پرستاری خانومش داره!

ميام کنارت میشینم رو تخت و اروم آروم موهات و از رو پیشونیت میزنم کنار و پیشونیت و میبوسم و دستت و میگیرم توی دستم و نوازشت میکنم و زیر لب میگم دورت بگردم که این قدر ناز خوابت میبره..
بعد اروم کنارت دراز میکشم و پتومون و روت مرتب میکنم و خیلی آروم لبات و میبوسم و نیگات میکنم تا اون چشای قشنگت و به روم باز کنی

اقايي:

عليك سلام عزيزدلم

روز فرنازيمم بخير گلم

نوچ

چشمات بي بلا

الهي

اخه ديشب ييهو نمدونم كجا رفتي و بعد هم كه نبودي باز بازديد سايت بالا رفت

نه گلم ولي باز در مورد خانوميه من بد خرف زدي!؟!؟

نمدونم

اخه پريشب چهار و خورده اي خوابم برد و ديشبم تا همون نزديكاي پنج خوابم نبردش

امروزم زود از خواب بيدار شدم و بعد ديدم دوباره بازديدا زياد شده و همش منتظر بودم تا حدودا پنج اينا جواب بدي و بعدش ديگه حوصلم سر رفت و گوشيمو كلا گذاشتم كنار

************
خانومي:

الهی فرنازت فدات شه چرا زندگیم!؟!
گفتم که به نت بابا وصل بودم گوشیش خاموش شد قطع شد..ولی صبح یه چند باری سر زدم ولی تا میومدم بتایپم بابا زنگ میزد به عموهام یه لحضه امون نمی داد تایید و بزنم منم اعصابم خورد شد کلا گذاشتم کنار..
ببخشید نفسم..
نمیدونم ینی بله!؟!
الهی من فدات بشم این دانشگاه شروع شد کل برنامه زندگیم و بهم زدن.. الهی من فدات بشم ببخشید نفسم

اقايي:

خدانكنه، نمدونم

الهي

نميبخشم

خوب كه نيستم و خب به بودن فرنازم نياز دارم ولي خب فرنازيم سرش شلوغه ديگه

نه گلم بخاطر بيخبري از فسقليم اذيت شدم

****************

خانومي:

الهي قومونش برم من..
دلت میاد!؟!؟
سرم شلوغه ینی چی!!!! زندگیم این روزا تعطیلم و فکر میکردم بیشتر باهمیم ولی ازین طرف مامان اینا خیلی دست و پامو بستن بعدشم داداشم ابنا همش خونن نمیزارن زیاد سرم توی گوشی باشه شرایطم سخته نگفتم بهت که با این حالت نگران موقعیت من نباشی همین ولی انگار همش به من شک داری..
ببخشید نفسم.. اگر دوست داری بیا بغلم آروم بگیریم

اقايي:

خدانكنه

بله چون در مورد زندگيه من بد حرف ميزني

خنگول خل و چلم شك چيه!؟!؟! خب سرت شلوغه ديگه كنار مامان جون اينا

اين يه مورد رو ميبخشم فسقليم..... اگر دوس دارم!؟!؟؟ ميام ميشينم كنارت تو بغلم ميگيرمت وميگم اولا من بهت شك ندارم و دوما اينكه ييهو بيخبرم ميزاشتي نگرانت ميشدم و نه شك فسقلم و سوم اينكه جات هميشه تو بغلمه و گوشتم ميپيچونم يواش و ميگم بوس منوبده ببينم خوشگلم

*************

خانومي:

بازم معذرت میخوام..
آخه یه جوری میگی سرت شلوغه انگار زبونم لال من با کس دیگه ای جز زندگیمم هستم..
ممنون زندگیم.. اوهوم ببخشید نگرانت کردم.. آیی چرا گوشمو میپیچونی!؟! دردم آمد بوس نمیدم بهت

اقايي:

گفته بودم بهت پاي زندگيم وسط باشه هيچ چيز برام قابل توجيح نيست

اخم ميكنم و ميگم خول نشو فسقليم، وروجكم من اينجوري تو اتاقم موندم و مامان جونتم يه ريز رو مخمه كه پاشو برو بينارستان بستري شو وتوام پيشم نبودي و منم كلافه ميشدم..... پيشونيتو ميبوسم و ميگم ببخشيد بابت كلافه شدنم ولي اون تحليلتو از حرفام اصلا قبول ندارم

ميخندم و ميگم فسقلي بوس ندي تا خود صبح قلقلكت ميدمااااا

*************

خانومي:

بلي گفته بودی..
دستمو میکشم رو ابروهات و اخمات و باز میکنم و میگم چشم سروری.. الهی فرنازت فدات بشه چرا بیمارستان بستری بشی!؟! ؟
باش.. باش چرا خشن میشی!! ؟؟ لبامو نزدیک لبات میکنم و مکس میکنم و دل تو دلت نیست و لبامو میزارم رو لبت و ميبوسمت

اقايي:

افرين، پس نبينم ديگه درموردخانوميه من بد بحرفيااااااا، روش حساسم وحسابي هم حساسم

چشمات بي بلا نفسم، پس ديگه هم نبينم ازين فكر و خيالاتت بكنياااا، ميگه اونجا شايد زودتر خوب بشي

لباتو ميبوسم و دستمو ميكنم تو موهات و نوازشت ميكنم و بعد ميگم همينيكه هست، من بوس ميخواستم و دلمم برا فسقليم يذره شده بودش وروجك خانوم، ميخندم و ميگم ولي چيشد تا اسم قلقلك اوردم بوسمو داد!؟!؟

*************
خانومي:

چشم مرد حساس خانومی..
چشم نفسم.. اون جا العان همه کرونایین خیلی خطر ناکه..
ینی نمیدونی چرا تحدیدت جواب داده! ؟! ؟
امید من فردا باید دوتا پیدی اف تحویل بدم ولی نمیدونم چه جوری.یه برنامه پیدی اف ساز نصب کردم اسکرین شات گوشی و میکنه پیدی اف ولی گوشی وورد نداره که آدم بتایپه و صفحه درست کنه..
خوابمم میاد صبحم زود باید بیدار شم خیلی زندگی و سخت کردن برامون

اقايي:

چشمات بي بلاخانومم

اوهوم

نه

ايجان، بده برات بتايپم

بفرس برات ميتايپم خانومم

***************
خانومي:

قلقلکم بدی زشت میشم دیگه دوستم نداری به خاطر همین زودی بوست مردم..
تایپ که مطلبش و از اینترنت باید بر بیارم دیگه تایپی ن نمیخواد فقط باید پی دی اف بشه که بلد نیستم

اقايي:

ميخندم و ميگم يني چي زشت ميشي!؟!؟!!!

مطلبتو در بيار بفرست صفحشو برام تا برات درستش كنم و بهت بدم فسقليم

******************
خانومي:

اخه قیافم بد میشه..
نمیشه یادم بدی! ؟! آخه این جور که بوش میاد تا آخر کلاس آنلاین هی باید پیدی اف تحویل بدم

اقايي:

ناراحت ميشم و ميگم يني بخاطر بد نشدن قيافت بهم بوس دادي!؟!

خب من ميخواستم با لپ تاب برات درست كنم و بهت بدم

با گوشي ميخواي درست كني نرم افزار office suite ( اگه اسمشو درست نوشته باشم) ورد داره براي گوشي

فك كنم تبديل به پي دي افم ميشه

****************
خانومي:

ینه جيگرم به خاطری که دوستم داشته باشی..
لب تاپ و دوستام گفتن تو ورد میشه پیدی اف کرد رفتم دیدم نمیشه تو نت سرچ زدم دیدم فقط 2007 و2010اون جوری میشه..
العان نصبش میتونم.. ☺️

اقايي:

دوست دااااااارم فسقليم

ورد لبتابت چنده مگه!؟!؟؟

ايجان نصبش كن اگه نشد بپرس بهت بگم

*************
خانومي:

شكلش سه تا مربع سبز و آبی و قرمزه

اقايي:

بله گلم

****************
خانومي:

چند تا دوشم دالی!؟!؟
فکر کنم 2013 یا 2020دقیق یادم نیست..
چمش العان نصبش میتونم

اقايي:

فكر ميكني چندتا دوست دارم!؟!؟؟

چشامو گشاد ميكنم و ميگم فسقليم ممكنه ورد ٢٠٠٧ نشه به پي دي اف تبديل كرد ولي ايني كه تو ميگي ميشه

ببين گوشه سمت چپ بالاي نرم افزار وردت يدونه شكلكه اونو ميزني و يه منو مياد كه سيو از رو ميزني و اونجا كه پسوند .word نوشته رو ميزني و گزينه هايي بهت نشون ميده كه يدونشم .pdf ميباشد

چشمات بي بلا

**************
خانومي:

حالا چیکار کنم!

اقايي:

خب ببين حالا يدونه علامت مثبت بايد داشته باشه و يا كلمه ي new

نيو رو بزن و يدونه داكيومنت بساز كه فايل ورد برات باز ميشه و اونجا ميتوني بنويسي

*************

خانومي:

خدا یکی عشق یکی..
آخه نزده بود چیکار کنم منم دیدم عکسایی که گذاشته با صفحه من زمین تا آسمون فرق داره..
فردا لب تاپ و روشن میکنم این کاری که گفتی و انجام میدم ببینم میشه یا نه

اقايي:

ايجاااااان، تو كه يكي يدونه ي اميدت هستي وروجك

خب از خودم ميپرسيدي تا بهت ميگفتم

ميشه عزيزم، براي چه ساعتي ميخوايش!؟!؟؟

*************

خانومي:

جونت بی بلا.. فدات بشم من..
میخواستم بپرسم نبودی منم رفتم نت گردی تا آمدی ولی نتم هیچی حالش نیست دایره لغات و همه چیه من خودتی..
یکیش 8قبح یکیش بعد از ظهر

اقايي:

جونم بفدات

ايجان، خب صبح باهم درستش ميكنيم

*************
خانومي:

نيو یا مثبت پیدا نکردم

اقايي:

الان رفتي داخل نرم افزارش چيا داره!؟!؟

***********
خانومي:

صبح ساعت چند!؟!
یه چند تا گردلی گردلی رنگی یالا صفحه مثل ورد و پی دی اف و این جیزا
پایینش درایو و صفحه اصلی و چت
یه گردلی آبیم گوشه سمت چپش داره که روش علامت پوشست

اقايي:

هرچند بخواي، ميخواي اصلا همين الان لبتابتو روشن كني و درست كنيم!؟!؟

رو اونكه شبيه ورده اون بالا صفحه كليك كن

ميتوني يه اسكرين ازش بگيري و ابلودش كني تا ببينم چي به چيه!؟؟

************
خانومي:

اصلا ولش کن حوصلش و ندارم بازم نت داره اذیت میکنه..
جالب این جاست صفحه وب و میاره صفحه تحقیقم و سرچ میکنم نمیاره..
باچ..
آپلود چه جوریه

اقايي:

اصلا ولش كن چيه، فسقليم مكه نبايد تحويل بديش!؟!؟

خخخخخخخ وب بلعكسه كلا

اسكرين گرفتي، برو سايت picofile.com و بعد روي انتخاب فايل كليك كن و عكستو انتخاب كن و اپلود كرد ادرس رو برام بفرس تا عكس رو ببينم

*************
خانومي:

بله باید بدم ولی دیگه حوصلش و ندارم گرمای تنت خورده بهم و داره خوابم میکنه..
آره..
اها باچ

اقايي:

دستمو دورت حلقه ميكنم و با موهات بازي ميكنم و ميگم ايجوووووونم، گرماي تنم ارومت كرد!؟!

**************
خانومي:

اوهوم خیلی

اقايي:

ميكشونمت تو بغلم و روم دراز كشيدي و پتومونو رومون درست ميكنم و ميگم زندكيه اميدتي ديگه

*************
خانومي:

اوهوم..
مال خود خودشم..
امید صبح بیدارم کنیااااااا چون میدونم بغلت بیدار بشو نیستم.. خخخخ

اقايي:

وروجكم رو اون سند كليك كن و برو داخلش بتايپ

يدستمو ميكشم رو تنت و كمرتو نوازش ميكنم و بعد يدستمم تو موهات و ميگم صد درصد مال خود خودمي همه دنيام

ايجووووونم، ساعت چند!؟!!

*************
خانومي:

كدوم سند!؟!
فدات بشم..
جونت بی بلا.. ساعت 8 صبح

اقايي:

الان برات ميفرستم

http://s11.picofile.com/file/8394489976/A036ADB9_A9E3_4BD8_B490_B03701784DA8.jpeg

ببخشيد دستخطم بد شده خخخخخخخخ

خدانكنه

چشم گلم

**************
خانومي:

فسقلیت متوجه شد..
فدا سرت قشنگم..
چشمات بی بلا..
امیدم دیگه بخوابيم!؟!؟ من فردا زود بیدار میشم ولی سروریم دیر بیدار شه و وقتی بیدار شدی بقیه اموزشات و انجام میدیم تا کلاس بعد از ظهرم خوبه!؟!؟
این آموزش آنلاین کل برنامه زندگیمون و ریخت به هم تو روز همش خوابم میاد

اقايي:

ايجان، قربون فسقليم بشم من

ديگه تو گوشي ازون خوشگلتر نمشه نوشت برا بانو

بله نفسم، نفسم هرچي دستور بدن من اطاعت ميكنم

الهي قربونت بشم من، ازين بع بعد شبا دوازده ميخواي بخوابيم!؟! يا تهش يك!؟!؟

فسقليم امشب تو شب بخير بگو

****************
خانومي:

خودا نتونه..
خیلیم خوب بود..
دستور دادن دوست ندارم..
هر چی زندگیم بگه..
امید دلم میخواد بیشتر پیشت بمونم ولی میترسم عین اون هفته خواب بمونم..
آروم و نرم لبات و میبوسم و بعد اروم میخزم تو بغلت و پامو مبپیچم دور پات و میچسبم بهت زیر گوشت میگم خوابامون قشنگ نفسم

اقايي:

خداكرده

ايجان

فداي ملكم بشم من

زندگيت دوس نداره به خانوميش اسيبي برسه

الهي قربونت بشم من، منم دلم ميخواد ولي كلاس داري صبح

اروم كمرتو نوازش ميكنم و سرتو ميبوسم و باموهات بازي ميكنم و اروم بخودم فشارت ميدم و ميگم شبمون بخير همه دنيام

*****************
اقايي:

سلام همه كسم

صبحمون بخير

خوبي!؟!؟

زندگيم پاشووو كه ساعت هشته

**************
اقايي:

زندگيم

خانومم

پاشوووو تنبل خانوم

************
خانومي:

زندگیم سلام
پاشودم..
کلاس و لغو کرده سر صبح..
خیلی بیشوره.. خوابم میاد..
امید بیا بغلم کن باز بخوابيم

اقايي:

سلام نفسم

ايجان

اااااااا عجب الاغيه هااااا

زندگيم خوابه يا بيداره!؟؟

كلاس بعديت كيه نفسم!؟

**************
اقايي:

ايجاااان نيگاش كن چه ناز خوابش برده

پس منم دوباره ميخوابم و يازده و نيم بيدار ميشم

دستمو ميبرم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم تا منم خوابم ببره دوباره

************
اقايي:

زندگيم خوابه هنوز!؟!؟

پاشو ببينم فسقليم

پاشو پي دي افتو درست كنيم

تو بغلمي و دستمو ميكشم رو صورتت و گونتو ميبوسم و ميگم خوشگل من!؟!

زندگيه من!؟!

نفس من

خانومم

پاشو

لبمو ميزارم رو لبات و نرم ميبوسمت
*************

خانومي:

جونت بی بلا زندگیم..
واقعا خیلی الاغه صبح هممون بیدار شدیم خوب دیشب میگفت..
گفتم بخوابيم نخوابیدی!؟!؟ من آمدم بغلت سرمو فرو کردم تو سينت و چند دقیقه بعدش خوابم برد..
کلاس بعدیم عصره رگباری کلاس دارم 3تا5 5تا7 7 تا نمیدونم چند هم این کلاس صبحیه..

جونت بی بلا.. کی خوابیدی دوباره!؟!
اااااا چه جالب من 11ونیم بدون هیچ ساعتی بیدار شدم یکم تو تختم وول خوردن و آمدم پیشت..

وقتی این جوری قشنگ صدام کنی و لبامو درگیر لبات کنی مگه میشه بخوابم باز! ؟! ؟
چشم زندگی پاشدم العان پیدی اف درست میکنیم..
آخ قربونت برم که این جوری خوشگل بیدارم کردی..
صبحمون شیرین مهربونم..

اقايي:

جونم بفدات خوشگلم

صد رحمت به الاغ

چرا نفسم منم خوابم برد، ولي خب هي از خواب ميپريدم

يا خدا، چخبره اينجوري كلاس گذاشتن

همون موقع خوابيدم ولي همش ميپريدم و دوباره ميخوابيدم

ايجوووووووونم، تله پاتيمون فوق العادع عمل كرده پس

يدونه ديگه بوسه از لبات ميزنم و ميگم نه ديكه نمشه بخوابي

چشماي نازت بي بلا خانومم

خدانكنه، من بايد قربون فرنازيم بشم واينكه يكي يدونمي ديگه

صبحمون شيرين نفسم

خانومم لب تابتو روشن كردي از صفحه وردت يه عكس بگير و بفرس تا ببينم وردت كدومه و بهت بگم چكار كني

*****************

خانومي:

جونت سلامت عزیز دلم..
آره واقعا..
چرا زندگیم!؟
نمیدونم دیگه دوتا اولی و داشتم اون آخریه مال صبح بود که لغو شدش..
الهی..
بله عالی بود کارش..
چشامو قشنگ باز میکنم و میگم دیگه خواب از کلم پرید و شیطون نگاه لبات میکنم..
خدا نتونه..
باچ العان انجام میدم برات میفرستم

اقايي:

العي قربون نفسم بشم من

نمدونم چرا

خب حالا چرا انداخته ٧ شب به بعد!!؟

انگشتامو ميكشم رو لبات و با اونيكي دستمم اول موهاتوكنارت مرتب ميكنم و بعد دستمو ميكشم رو بدنت و خودمو نزديكت ميكنم و بين لبامون انگشتامه و با زبونمم رو لبات ميكشم و تو چشات نيگا ميكنم و بعد خانوميم

خداكرده

****************
خانومي:

خدا نتونه..
یادت باشه شب در مورد حالت حسابی حرف بزنیم دیگه خودم میخوام وارد عمل بشم انگار قرص و دارو هیچ کاری نمیکنه..
نمیدونم خوب کامل لغوش می کرد دیگه این چه کاریه..
بیتابم کردی و میام لبات و ببوسم که

اقايي:

خداكرده

اوه اوه اوه؛ باز مامان كوچولو وارد عمل ميخواد بشه!؟!؟!

اره ديگه، بايد لغوش ميكرد

انگشتمو عمود بين لبامون نگه ميدارم و ميگم بزار يكم نيگات كنم و بعد ببوسيم همديگرو و تا ميخواي چيزي بگي انگشتمو سريع ور ميدارم و لبمو قفل لبات ميكنم و شرو ميكنم به بوسيدنت لبات و بعد

**************

خانومي:

اميد عکس و میفرستم اون سایته ولی انگار نمیخونتش خطا میده هی

اقايي:

وا ازين سايته بعيديه ديگه خطا

تو اين سايت اپلودش كن گلم

Uupload.ir

****************

خانومي:

نه خیر میخواد دکتر بشه..
بی تربیت صبحم خوابمون و بهم زد..
تعجب کردمو بعد اروم آروم همراهیت میکنم و دستمو ميبرم پشت سرت و...

باچ

اقايي:

ايجوووووووونم، فداي دكتر خودم بشم من

حالا نمخواد خودتو ناراحت كني نفسم، به چيزاي خوب فكر كن، مثلا همين با بوسه بيدار كردمت

لبامون از همديگه نمخوان دست بكشن و اروم اروم لباتو ميبوسم و ميخورمشون و با موهات بازي ميكنم و طولاني لباي همو ميبوسيم و بعد كه ديگه نفس كم مياريم لبمو جدا ميكنم و ميگم خوشمزه بود!؟!!

*****************
اقايي:

فسقليم ميگه عكس مورد نظر شما پيدا نشد

درست فرستادي ادرس رو!؟!

****************

اقايي:

خانومم وقتي اپلودش تموم شد روي كلمه كپي اوليه كليك كني، ادرس رو برات كپي ميكنه

http://uupload.ir/files/do0k_b66ac0ef-8f6b-4ce5-8c9c-566d45e11a2d.jpeg

****************
خانومي:

خدا نتونه..
آخ آخ نگو خیلی کیف داد..
اوووووووم خوش مزه مال یه دقیقه..
اااا چرا.. چند تا لینک داد من لینک مستقیم و زدم.. تو اینترنت امتحان کردم آورد

اقايي:

ايجووووووونم

فداي شيرين زبونم بشم من

برا من نياورد، ميخواي يبار ديگه اپلودش كن ببين

*************
اقايي:

بازم نوچ

خب فسقليم ببينيم ميتونيم دور بزنيمش

ببين خودت همين ادرس رو تو مرورگرت بزن و وقتي برات اوردش از رو همون اسكرين بگير و بعد اسكرين رو برام اپلودش كن

هم تو پيكوفايل و هم تو همينجا

***************
خانومي:

جونت بی بلا..
خدا نتونه..
امید لب تاپ و بیخیال شیم فعلا با همون گوشی بریم دوساعت دیگه کلاس دارم و قبلش باید تحویل بدم و بد جور استرس و گرفتم این درسرو خودم باید بشینم تایپش کنم.

اقايي:

با گوشي فك كنم سخت تر باشه هاااا، خب اصلا همينجوري بريم جلو ببينم

الان وردت بازه، منو هاي بالا گزينه ي فايل رو باز كن

**************
خانومي:

باز كردم

اقايي:

خب خانومم عكستم اورد

ببين روي بلنك داكيومنت كليك كني يدونه صفحه ورد جديد باز ميكنه و وقتي هر چي ميخواي توش بنويسي و روي گزينه فايل هم كه زدي

ببين گزينه ي سيو از و يا اكسپورت داره!؟!!

**************
خانومي:

چه جوری آورد!!!!!
داکیومنت کدومه!؟!
هم سئو از داره هم عکسپورت

اقايي:

اونمه نياورد، يكم ادرست رو دستكاريشكردم و درست شد، قبل از jpg. يدونه فاصله افتاده بود كه پاكش كردم

خنگوله من، يدونه از همين وردايي كه داري رو ، سلام عزيزدلم اسمشع، همون رو بازش كن

سيو از رو بزن، بگو ببينم اونجاييكه اسم فايلتو انتخاب ميكني زيرش يه كادر بايد داشته باشه بنام فك كنم save as a type واونو بازش كن

***************
خانومي:

فيلسوف خودمی..
باز نمیکنه..همون سلام عزیز دلم و اینارو باز نمیکنه..

اقايي:

نه فسقليم

خول و چلم پس چجوري سيواز رو پيداش كردي!؟!؟!؟

شايد اون فايلايي رو كه باز نميكنه جاشونوعوض كردي، مثلا از درايو e برديشتو درايو f

*************
خانومي:

فيلسوف من نیستی!؟!؟!
یکی ازون صفحه های رو عکس و زدم آورد..
کلا نمیدونم کجان چون مال خیلی وقت پیشه

اقايي:

مال خانوميمم ولي فيلسوف نيستم

اينو ببين

http://uupload.ir/files/41nj_e4e481dc-cd60-46c2-a0d2-59f177e44b04.jpeg

روي اونكه تيك زدم كليك كني؛ يه صفحه خالي مياره و اونجا مطالبتو مينويسي و سيوازروميزني و اونجا سيواز رو زدي چي اوردوروجكم!؟!؟

جاشون عوض شده كه نمياره، حالا بعدا بهت ميگم چجوري پيداشون كني

***************

خانومي:

هستی..
همینو زدم که نشون دادی..
یه صفحه باز شد سه تا گزینه داره
1.one Driv
2.computer
3.Add a place
باچ زندگیم

اقايي:

ايجااااان

هميييين!؟!؟

ديگه هيچ چيزي نداره!؟!؟؟

روي كامپيوتر بزن ببينم

*****************

خانومي:

جونت بی بلا..
اوره..
چرا یه چیزای دیگه هم داشت العان برات فرستادم
اقايي:

خب خانومي حالا روي اكسپورت كه چند تا پايين تر از سيو از هست كليك كن و يه عكسبده

*****************

خانومي:

بفرمایید سرورم

اقايي:

ممنون تاج سرم

اينو بزن و دوباره يه عكس ديگه بده وروجك

http://uupload.ir/files/bzbs_7849b5b3-b371-4908-9a43-dedb71cd8b20.jpeg

*****************
اقايي:

خب حالا طبق تصوير زير

http://uupload.ir/files/rbzt_ec0d55c6-c5ff-4f9c-811f-555134ecb218.jpeg

و بعد رود پابليش بزن تا فايلتو تحويل بده

البته ادرس ذخيره سازيه فايلتم همونجاييكه دوس داري انتخاب كن

***************
خانومي:

واي امید فوق العاده ای
شدش زندگیم.. خخخخخخخخ

العان پیدی اف یکی از دوستامو میتونم بگیرم کپی کنم به اسم خودم سئو کنم

اقايي:

فوق العاده كه خانوميمه

ايجاااان

ميخندم و زبون درازي ميكنم و ميگم حالاكه دستت تو عكس گرفتن گرمه

برو تو دوربين گوشيت و بزار رو سلفي و يدونه عكس هم از فسقليم بهم بده

خانومي معمولا چيزي از تو پي دي اف نميشه كپي كرد تو ورد، فايل وردشونداره؟؟!؟!

******************
خانومي:

نه نیست..
جونت بی بلا نفسم..
باز ببینا اااااا..
اووووم چه بد حالا چیکار کنم چهار صفحه تایپه نیم ساعت کمتر تا شروع کلاسم..

اقايي:

چرا هست

باز رو كه نمخوام ببينم، ميخوام فسقليم رو ببينم

ساعت سه بايد تحويلش بدي!؟!؟!

ميخواي بده من برات بتايپم

***********pound;pound;*
خانومي:

حتما هست دیگه.. خخخخخخخ
کاش من میدونستم این حرفا و از کجات میاری.. خخخخخخ
اوهوم..
نه زندگیم باید استراحت کنه فقط میخواستم ببینم راه میانبر نداره که انگار نداره

اقايي:

بله هست

كدوم حرفارو!؟!؟!

بفرس برات اوكيش كنم فسقليم، اقاييت هرچي ميگه بگو چشم

تو ميري سركلاست و منم امادش ميكنم و يكم ديرتر تحويلش ميدي ديگه

*****************
خانومي:

همین حاظر جوابیات رو..
نمیگم چشم تا العان هم کلی خستت کردم برو ناهار بخور استراحت کن زندگیه من ممنون که بهم یاد دادی

اقايي:

خخخخخخخخخخخخخ خب بهم قول داده بودي و منم يساله منتظرم بقولت عمل كني ولي انگار ن انگار

اااااااا باش، منم باهات قهرم اصلا

****************
خانومي:

من کی قول دادم!؟!؟!؟
قهر واسه چی زندگیم!

اقايي:

فسقلي كاش منم ميدونستم چرا تو هي اين مورد قولتو كه جون اميدتم قسم خوردي يادت ميره

همونموقعيكه گفتي دنبال عكس اتليه ايت ميگردي و بهم ميديش

واس هر چي

****************
خانومي:

زندگیم ما چندین بار در موردش حرف زدیم دیگه بسه دیگه..
چه لا آخه دلت میاد!؟

اقايي:

ولي بعد از اينكه قول دادي بهم بدي در موردش هيچ حرفي نزديم و من تكذيب ميكنم اين حرفت رو فسقلي

اوهوم

***************

خانومي:

يه سری باز حرف زدیم نزدیم!؟!
اوخه چه را! ؟! ؟
راستی از حالت ریز به ریز برام بگو ببینم

اقايي:

نوچ هيچ حرفي نزديك و منم عكسمو ميخواااام فسقلي خانوم

براي اينكه ميگم بده برات تايپ كنم و نميدي، مگه من غريبه ام كه نمزاري كمكت كنم!؟؟؟

جان دلم، يني چي ريز به ريز!؟!؟

****************
خانومي:

نمیدونم شاید من یادم نیست..
خول و چلم چه ربطی داره اگر غریبه بودی چرا باید ازت میخواستم پیدی اف ساختن یادم بدی!؟!؟ از صبح که چشمات و باز کردی امون ندادم بهت همش داشتم باهات حرف میزدم که چیکار کنم و داشتی پیدی اف ساختن یادم میدادی خوب دلم نمیاد گشنه و تشنه بمونی اونم تو این حالت که همون پی دی اف ساختن نباید ازت میخواستم و باید میزاشتم استراحت کنی..
بعدشم تایمش دیر شده بود استادمون تا آمد خودش پی دی اف جوابا و گذاشت دیگه نمیرسیدیم..
دیگه هم نبینم این جوری فکر کنیااااااا تو جون منی..
ممنونم ازت که کنارمی و مراقبمی و ممنون به خاطر امروز که کنار آقای فوق العاده بودن استاد خوبیم هستی..
ینی این که برام تعریف کن ببینم گلوت درد میکنه!؟ آبریزش بینی!؟ سر درد! ؟حالت تهوع!؟ بدن درد!؟ بی اشتهایی!؟! همه چی و بگو ببینم

اقايي:

دماغتو ميگيرم و ميكشم و ميخندم و ميگم تو اين يه موضوع رو ، روحالت كارخونت نگه داشتي وهر سري قول ميدي كه بدي وچند روز بعدش دوباره ميگي من كي قول دادم..... الانم من كاري ندارم يادته يا نه ، يالا عكسمو بده

اونم حرفيه، خنگولم خيته سدم ازينهمه خوابيدن تو اتاقم، خب گفتم يكم سرگرم شم براي تايپيدن مقالت و تا كلاست تموم شه منم حوصلم سرنره

ايجوووووونم، چشم ولي چجوري فكر كردم مگه!؟!!

حالا اينجوري ازم تعريف نكن كه پررو ميشمااااا

چشم نفسم الان برات ميگم ازموقع بيدار شدن تا شب رو
خانومي صبح كه بيدار ميشم اولش چيزيم نيست ولي يدفعه اي خيلي زياد گرم ميشه بدنم و بدن درد ميگيرم و پنجره رو كه باز ميكنم تو همون حين كه گرممه ولي سردم ميشه و پتو ميكشم روم،

الان شايد با خودت بگي خب چرا پنجره رو باز ميكنم، افرين سوال بحايي بود.... خخخخخخ چونكه گرممه

و بعد يه سر درد خفيفي كه مغز سرمو اذيت ميكنه مياد سراغم

و ابريزش بيني ندارم انچنان

تو طول روز عطسه ميكنم

بي اشتهايي دارم و تا مثلا بيشتر از چند قاشق ميخورم ، ديگه نمتونم چيزي بخورم و حالت تهوع ميگيرم ولي چيزي بالا نميارم

گلوم درد نمكنه

اها اينم يادم رفت

نفسمم بگير نگير داره و ييهو ميبيني مياد و ييهو ميبيني نمياد و قفسه سينم سنگين ميشه و سخت ميشه كه بتونم نفس بكشم

يه تايمايي هم به قلبم فشار مياره و اذيتم ميكنه

سرمو ميندازم پايين و ميگم خيلي ضعيف شدم خانومم، اينجوري پيش بره خيلي بده

**********

خانومي:

خخخخخخخخ
خوب عکست و باید پیداش کنم..
الهی فدات بشم من..
جونت سلامت چشمت بی بلا.. همین که فکر کردی برام غریبه ای..
دوست دارم از زندگیم تعریف کنم مشکلی داری!؟!؟
آها خوب زندگیم فکر میکنم تب داری.. تبت رو چنده!؟! تب سنج داری خونتون!؟
این که گرمته یهویی سردت میشه و این چیزا بیشتر مال تبه و نباید پنجره باز کنی عزیز دلم.. یکم لباسای نخی و خنک بپوش خیلی گرمت شد برو دست و صورتت و پاهات و تا بالای مچت با آب سرد بشور یا از مامان جون بخواه یه لگن آب و یخ و حوله بیارن اتاقت حول و خیس کن ابشو بگیر بزار رو سر و دست و پاهات

اقايي:

ميترسم باز بري به حالت كارخونه فسقلي، امروز كه تا شب كلاس داري ولي فردا بايد بهت داده باشيش

من فكر نمكنم برات غريبه ام خنگولم

اوه اوه چه خشن، نه باااانو من اساسا مشكلي درين زمينه نميبينم

تب كه دارم بانو جانم، ولي رو چنده رو نمدونم، داشتيم ولي الان رو نمدونم

اخه پنجره باز نكنم عين تخم مرغ ميپزماااااا خانوم دكترم، ولي چشم اينسري باز نمكنم ببينم چي ميشه و چشم از مامان جونتون ميخوام

***************

خانومي:

من فدات بشم سرت و پایین نینداز..
بیا بغلم سرت و بزار رو شونم یکم استراحت کن یکم نوازشت کنم یکم برام تعریف کن تا منم کلاسم تموم شه و بیام ببینم چرا این قدر مرد من مأیوسانه میحرفه!؟

اقايي:

خدا مكنه نفسم، اخه خيلي روزاي بديه، همش از لحاظ بدني خستم كرده و هم روحي داغونم كرده ولي از لحاظ روحي يكي خيلي ارومم ميكنه ولي بدنيم داغون شدم فك كنم خانومم

ميام كنارت ميشينم و دستمو دورت حلقه ميكنم و سرمو ميزارم رو شونت و ميگم روزاي خيلي بديه كه دارم ميگذرونم ولي بازم خداروشكر ميكنم كه تو رو دارم كنارم

************
اقايي:

ميدوني عزيزدلم، اروم ميشم چون ارامشم توميشي هميشه برام

هميشه دوست داشتم و دارم

از همون اولا شايد براي جفتمون اين بود كه يه چند وقتي پيش هم هستيم و بعدش خداحافظ ولي بعد كه شناختمت كم كم و به مرور زمان خودتو تو دلم جا دادي و شدي روز و شبم

ديكه هيچ چيز و هيچ كسيبرام مهم نبود و نيست جز يه نفر كه اونم تويي عزيزدلم

زياد جر و بحث كرديم و قهرهاي الكي زياد باهم كرديم ولي بازم همه دنياي اميدت خودتي و خودت

بدونكه هميشه جات تو قلبه اميدت بوده و هست و خواهد بود ماهكم

*************
اقايي:

اينم تقديم به فسقليم

اين منمااااا


البته اگه نشونش بده

*******

خانومي:

فدات بشم من..
نشون نداد تا دوباره تلاش کنی منم جواب اتو بتایپم

خخخ من کلا رو حالت کار خونم..

آفرین..

آخه پای زندگیم وسط بود..

اینایی که میگی ینی تبت بالاست چشماتم میسوزه!؟! کلافه ای همش آره! ؟! ؟حتما با دما سنج تبت و بگیر..

گفتم که لباس کم بپوش با تاپ شلوارک بچرخ تو اتاقت ولی پنجره باز نکن.. چشمات بی بلا نفسم..



میدونم زندگیم آدم مریض میشه کلافه میشه و داغون ولی فقط و فقط صبر نیازه عزیز دلم دیگه جسمیتم بسپارش به من فقط به حرفایی که بهت میگم خیلی خیلی خوب گوش کن باشه!؟!؟

دتات و میگیرم تو دستم و گونت و میبوسم و میگم فدات بشم من درست میشه نگران هیچی نباش غصه هیچیم نخور باشه!؟!؟



فدات بشم..

منم دوست دارم..

چه درد و دلایلی

اوردش.. خخخخخخ
چه بوس بزرگی

اقايي:

خدانكنه

چشم

معلومه

به چي افرين!؟!؟؟

نشنيدم بگي چشم بخاطر اينكه تا فردا ظهر عكستو ميدي بهم!؟!

زندگيت فدات شه

تبم كه تقريبا بالايه بالاست، چشام نه هميشه و كلافه هم نه هميشه

چشم

چشم به حرفات خوبه خوبه خوبه توپ گوش ميكنم

تو باشي و غصه بخورم!؟!؟

خدانكنه

ايجانم

ديگه بانو گفتن باهاش بحرفم ديگه

قشنكه!؟!؟ خخخخخخخ

بوسه ايست از جانب بنده براي ملكم

***************
اقايي:

خانوميم كلاس قبليت تموم شد و بعديت شرو شد!؟

****************
خانومي:

چشمات بی بلا مهربونم..
خخخخخخ
به همین که فکر نمیکنی غریبه ای..
خدا نتونه..
همیشه مهم نیست همین که داشته باشیش کافیه..
چشمات بی بلا.. آفرین.. توپ!؟!؟
نوچ نمیشه غصه بخوری تا منو داری بخوری.. خخخخخخ
خدا کرده..
جونت بی بلا..
ای جاااااانم..
آره.. خخخخخخ
فدات بشم

اقايي:

بازم نشنيدماااااا چشم گفتنتو فسقلي!!؟!؟؟

از هر اشنايي برات اشناترم من وروجك

اوه اوه پس داشتنش خطرناكه

اون توپ نهههههه خنگولم، عالي

ايجاااااااان

جونت بي بلا

اينو خودم درستش كردم براي فسقليم

خدانكنه

****************
خانومي:

اره شروع شده

اقايي:

تا كي قراره كلاس داشته باشيد!؟؟

***************

خانومي:

نمدونم چون چهار ساعتست کلاسش

.بلي.
خوب تب بالا خوب نیست زندگیم..
اها ازون لحاظ..
جونت بی بلا..
جدی!؟!؟ چه جولی!؟!
خدا کرده..
چقدر حرف میزنه استاده

اقايي:

چهااااار سااااااعت!؟؟؟يني تا ياااازده!؟!؟!؟

اخم ميكنم و ميگم چشمت كو!؟!؟!؟؟

چقد بالا خوب نيست!؟!؟ مثلا ٣٩ خوبه!؟!؟

بلي،گوشيمو اپديتش كردم و ديدم گزينه داره كه ساخت استيكر و منم ساختمش

داره رسما مختونو ميخوره، تخصصي ام هست و نمشه كاريش كرد

****************
خانومي:

تمووووووم شد اون جور نکن.. خخخخخخ
تبت 39 عزیزم!؟!؟
ای جووووونم مرد خلاق من..
آره واقعا تخصصی ام هست و نمیشه کاریش کرد

اقايي:

كلاست تموم شد!؟؟! چجور نكنم!؟!؟؟

فسقلي چشششششمت كوووووو!؟!؟؟

فكر كنم همين دورو ورا ميگرده

جونت بي بلا، خوشگله

ايجان

**************
خانومي:

اره نفسم.. داشتی داد میزدی..
39 هم خوب نیست عمر من دمای بدن باید روی36الی37درجه باشه..
خیلی..
جونت بی بلا عمر من

اقايي:

خسته نباشي يكي يدونم،اخه تا يازده ميشد كلاست

خانومم!؟!؟!؟

اب دهنمو قورت ميدم و ميگم جدي!؟!؟!

*****************

خانومي:

وقتی کنارمی نیستم.. دیگه زود تعطیل کرد..
جونم!؟!
چرا ترسیدی زندگیم!؟!؟ تا کنارتم نگران هیچی نباش..

اقايي:

ايجوووونم، من هميشه كنارتم، خداروشكر

جونت بي بلا، خيال كردم خط دوم خرفامو نميبيني، چشمت كوووووو!؟!!!

بخاطر تبم

***************
اقايي:

زندگيم رفت پيش خانواده!؟!؟

****************
خانومي:

جونت بی بلا.. ممنون مهربونم..
چشمام ایناهاش..
تب چیز مهمی هست ولی بالای 40 الی50 که دیگه طرف داره میسوزه تب زندگی من بالا هست ولی به نظرم خیلی خطر ناک نیست

اقايي:

من مننونم ازت نفسم

ميخندم و ميگم فسقليييييي چِشمات رو نمگيم، چَشم گفتنت رو ميگم

اخيييييي

****************
خانومي:

فدات بشم..
دورت بگردم..
راستی زندگیم روزی دوالی سه بار بخور جوش شیرین بده

اقايي:

خدا نكنه نفسم

نه انگار بانو قصد جواب دادن ندارن

جوش شيرين!؟!؟

*****************
خانومي:

اره زندگیم بخور جوش شیرین..

اقايي:

جوش شيرين ندوست خانومم

****************
خانومي:

ميدونم زندگیم ولی خیلی خوبه تا آخر هفته هر روز انجام بده اگر دوست نداشتی دیگه انجام نده..

اقايي:

چشم خانومم

مياي بغلم!؟!؟!

****************

خانومي:

چشمات بی بلا نفسم..
آره زندگیم العان خودم میخواستم بهت بگم..
میام تو بغلت و سرمو میزارم رو سینت و عطرت و نفس میکشم

اقايي:

ايجانم

دستمو دورت حلقه ميكنم و اروم با موهات بازي ميكنم و ميگم امروز مردت اينهمه برات درد و دل كرد، حالا نوبت خانوميه كه برا مردش بحرفه

***********
خانومي:

جونت بی بلا..
ای جووووووووونم قشنگ میشینم رو پات و خودمو جمع میکنم بغلت و از پایین نگاهت میکنم و تهریشت درومده و دستم و میکشم رو صورتت و میگم زندگیم نفسم بهترین رو اکو باهات سپری کردم و همیشه خدارو شکر کردم که پسر درست و عاقلی و گذاشت سر رام که همیشه هم پا و همراهم باشه و خیلی جاها دستم و بگیره و نزاره خطا کنم و ممنونم و ممنونم ازین پسر فوق العاده که با حضورش بهم آرامش میده و رو امو قشنگ میکنه

اقايي:

جونت بي بلا نفسم..... سرتو ميبوسم و ميگم من بايد ممنون ملكم باشم كه پسر شيطون و وروجك رو ارومش كرده و به زندگيش رنگ و بو بخشيده

****************
خانومي:

فدات بشم من..
امید حالا از العان راضی که آرومی یا ازون موقع که شیطون بودی!؟! راستشو بگیااااا ملاحظه منو نکن

اقايي:

خدانكنه

دستمو ميكشم رو بدنت و نوازشت ميكنم و ميگم مگه من تا حالا ملاحظه ي خانوميم رو كردم!؟؟؟؟؟؟

تو چشات نيگا ميكنم و ميگم من با تو همه چي رو دوس دارم، شيطون باشم يا اروم برام فرقي نداره و من تو رو ميخوام

بعدشم خانوميم اروممو دوس داشته كه اينجوري ارومم كرده

*************
خانومي:

بله وقتی خوابم این قدر آرومی که من متوجه بیدار بودنت نمیشم..
فدات بشم من..
من زیاد شیطونی و ندیدم که بخوام آروم بودنت و دوست داشته باشم هر جور بودی فوق العاده بودی واسم

اقايي:

يني چي خط اولت فسقليم!؟!؟!

خدانكنه

ايجانم، اروم شدم و شيطونيامو فقط گذاشتم برا خانوميم ديگه و بقيه جاها هم مرد بايد سنگين و رنگين باشه ديگه

***************
خانومي:

كجاشو متوجه نشدی زندگیم!؟!
ای جوووووونم مرد خودم..
به نظر من.. من کاری نکردم که امیدیم و اروم کنم بلکم ما با هم بزرگ شدیم و اخلاقامون شکل گرفت و هر چی سنمون بیشتر میشه آروم تر وبه قول زندگیم سنگین تر میشیم

اقايي:

كلا خط اول رو متوجه نشدم

جونت بي بلا خانومم

ايجاااانم، بله هرچي بزرگتر ميشيم ارومتر ميشيم ولي بستگي داره كه با كي هم بزرگ بشيم ديگه

****************

خانومي:

يني گاهی اوقات ملاحظم و میکنی و مراقبم..
جونت بی بلا.. آره زندگیم..
امید منم تغیر کردم!؟!

اقايي:

من!؟!! مثلا كي ها!؟!؟؟

يكي يدونمم بله تغيير كرده

***************

خانومي:

بله خودت عزیزم.. گفتم دیگه مثلا وقتی که خوابم وقتی درس دارم وقتی مریضم و خیلی وقتای دیگه..
مثلا چه تغیری!؟!

اقايي:

پيشونيتو ميبوسم و ميگم خانومم ميبيني كه تو بعضي چيزا هم ملاحظت نمكنم

مثلا اينكه براي مسائل بيش روت ديگه هول هولكي تصميم نمگيري، خانومتر شدي، مهربونتر شدي، عين اولا ديگه با بحث خانواده مشكل نداري و زباد درگير نمشي

*************
خانومي:

مثلا!!؟!؟
هول هولکی تصیم نمیگیرم و متوجه نشدم چیه؟!؟ راست میگی ویه چیز و جا انداختی یاد گرفتم باید صبور باشم و تو روزای سخت همپای پسری که همه جوره هوامو داره و العان داره حرفای دختری و میخونه که بی وقفه به یادشه..

اقايي:

تايماييكه با خانوميم بد ميحرفي

يني هر مشكلي برات پيش مياد قشنگ در موردش فكر ميكني و تصميم درست رو ميگيري

صورتو ميارم بالا و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم وظيفم بوده و هست كه تا هميشه هواي زندگيم رو داشته باشم و قربون دخملكم بشم من

*************

خانومي:

تا حالا ندیدم..
خخخخخخخ ینی این قدر عاقل شدم!!!
خدا نتونه بابایی جونم

اقايي:

اااااا ازين به بعد ميبيني پس

خداكرده فسقليم

خانومم بخوابيم!؟!؟

**********

اقايي:

زندگيم پست جديد

**********

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 20:24

صفحه بندی